نقدی بر مجموعه «راز پنهان»
در
سریال راز پنهان، نورپردازی تاریك است. نه به این معنا كه نور كمی به
كاراكترها داده میشود، بلكه از نورهای رنگی و تیره استفاده شده و....
این آدمها با خودشان حرف میزنند
«راز پنهان» داستان مردی است كه پس از یك تصادف، گذشتهاش را فراموش میكند و وقتی به هوش میآید با واقعیتی مواجه میشود كه به نظرش چندان رضایتبخش نیست. این مجموعه مضمونی درام دارد و قصه دو دوست قدیمی را روایت میكند كه پس از سالها یك بار دیگر طی اتفاقی همدیگر را پیدا میكنند و دیدار آن دو پس از سالها، زمینهساز اتفاقاتی جدید میشود.
داریوش ارجمند در این سریال نقش یك درجه دار بازنشسته ارتش به نام ابراهیم احصایی را بازی میكند كه اطراف تهران مشغول كشاورزی است. علیرضا جلالیتبار، نقش فرامرز پسر او را دارد و پروانه معصومی مادر اوست. سعید پورصمیمی (مش قربان)، كامران تفتی (امیرعلی)، الهام حمیدی (ماهرخ، همسر فرامرز)، لادن طباطبایی (هانیه، خواهر امیرعلی)، لیلا بلوكات (ستاره)، كاوه آشنا، حمیدرضا محمدی و محمود عزیزی (پدر ماهرخ) دیگر بازیگران اصلی سریال هستند.
رویكرد و هدف قصه در این سریال، بازنگری در خود از طریق یك امر حادث است. در این گونه فیلمها یكی از دو مسیر زیر دنبال میشود؛ یا كاراكتر به دنبال تغییر در خود نسبت به گذشته است و با موانعی روبهرو میشود كه این مسیر را سخت میكند یا به دنبال حفرهای در گذشته و هویت خود است. سریالها و فیلمهای زیادی در ایران با این مضامین بهوسیله فیلمسازان ایرانی ساخته شده است كه نمونه موفق تلویزیونی آن را میتوان تولدی دیگر دانست.
البته نمونههای خارجی بسیار زیاد و قابل اهمیتی همچون «روز موش خرما»، «مِمِنتو» و سه گانه «بُرن» را میتوان مثال زد كه با ساختارهای متفاوتی به این مضمون پرداختهاند. به عنوان مثال روز موش خرما اثری فانتزی است و ممنتو ساختاری رئال دارد. راز پنهان نیز ساختاری رئال دارد، ولی همه عناصر آن از این ساختار پیروی نمیكند و در خود تناقضی دارد كه برای بیننده آزاردهنده میشود.
برای توضیح بیشتر این مطلب بهتر است ابتدا سراغ فیلمنامه اثر برویم. در این سریال از دیالوگ به معنای دوگویی یا همان گفت و شنود كمتر استفاده شده و كاراكترها بیشتر مونولوگ میگویند به معنی تكگویی. مونولوگ در ذات از رئالیسم پیروی نمیكند، چرا كه هیچ انسانی با خود حرف نمیزند مگر در حالتهایی كه متاثر از نوعی روانپریشی باشد مثل جنون. در واقع یا منطقی برای مونولوگ كردن تعریف میشود تا آن را رئال جلوه دهد همچون تنها بودن كاراكتر، شاعر پیشگی، جنون، شیزوفرنی یا از همان ابتدا چنین تعریف میشود كه اثر در كل از ساختار رئال پیروی نمیكند.
در مجموعه راز پنهان با داستانی رئال مواجهیم كه روابط علی و معلولی تعریف مشخصی دارند، ولی شخصیتها بیشتر از مونولوگ برای گفتن شرح حال خود استفاده میكنند. گذشته شخصیت ها، خواستهها و دغدغههای آنها نمایش داده نمیشود بلكه توسط آنها گفته میشود، بدون این كه منطقی برای تكگویی چیده شده باشد و همین مسأله ساختار سریال را متزلزل میكند. زبان دیالوگهای اثر هم زبانی معمول و رایج نیست و به دلیل شاعرانگی،تكلف بسیار و فاخر بودنشان فضای رئال را تداعی نمیكنند. شاید در تعریف جامع و كلیتر بتوان مطالب بالا را چنین جمعآوری كرد كه در سریال فلورا سام ما با دیالوگهایی روبه روییم كه به صورت مونولوگهای طولانی نگاشته شده و فضایی رئال، اما متصنع و ساختگی را پدید آورده است. حتی زبان تصویری اثر هم بر این امر صحه میگذارد.
شخصیتهای سریال اگرچه با هم گفتوگو میكنند، اما در قابهای تك نفره دیده میشوند و نگاه آنها به دوربین یا نقطه دیگری غیر از شخص شنونده است و همین مسأله علت اصلی ریتم كند و كسلكننده سریال است. چنین به نظر میرسد كه فلورا سام با استفاده از تك گویی، زبان شاعرانه و قابهای تك نفره، از طریق برانگیختن احساس همدردی و عواطف بیننده قصد دارد تاثیرگذار واقع شود و مخاطب را متحول كند، اما دریغ و درد كه تحول نه از طریق متاثر كردن كه از طریق ایجاد چالش، تفكر و تعمق میسر است و بس. دیالوگ جدل و چالش ایجاد میكند، كنش و واكنش میآفریند و به دنبال خود، مخاطب را به اندیشیدن، تجدید نظر كردن و تصمیم گرفتن ترغیب میكند.
در سریال راز پنهان، نورپردازی تاریك است. نه به این معنا كه نور كمی به كاراكترها داده میشود، بلكه از نورهای رنگی و تیره استفاده شده و فضای تیره و تاریكی ایجاد كرده است. این نورپردازی به كندی ریتم اثر دامن زده است. حتی در نورپردازی هم بر وضعیت نادیده شخصیتها تاكید شده كه این اغراق هدفی جز تاثیرگذاری را دنبال نمیكند؛ در حالی كه یك فیلمنامه خوب و خوش ساخت به دور از هر اصرار و اغراقی میتواند مخاطب را با خود همراه و او را جذب كند. كافی است بیننده احساس كند با فیلمنامه و بازی باورپذیری در هر گونه ژانری مواجه است.
«راز پنهان» داستان مردی است كه پس از یك تصادف، گذشتهاش را فراموش میكند و وقتی به هوش میآید با واقعیتی مواجه میشود كه به نظرش چندان رضایتبخش نیست. این مجموعه مضمونی درام دارد و قصه دو دوست قدیمی را روایت میكند كه پس از سالها یك بار دیگر طی اتفاقی همدیگر را پیدا میكنند و دیدار آن دو پس از سالها، زمینهساز اتفاقاتی جدید میشود.
داریوش ارجمند در این سریال نقش یك درجه دار بازنشسته ارتش به نام ابراهیم احصایی را بازی میكند كه اطراف تهران مشغول كشاورزی است. علیرضا جلالیتبار، نقش فرامرز پسر او را دارد و پروانه معصومی مادر اوست. سعید پورصمیمی (مش قربان)، كامران تفتی (امیرعلی)، الهام حمیدی (ماهرخ، همسر فرامرز)، لادن طباطبایی (هانیه، خواهر امیرعلی)، لیلا بلوكات (ستاره)، كاوه آشنا، حمیدرضا محمدی و محمود عزیزی (پدر ماهرخ) دیگر بازیگران اصلی سریال هستند.
رویكرد و هدف قصه در این سریال، بازنگری در خود از طریق یك امر حادث است. در این گونه فیلمها یكی از دو مسیر زیر دنبال میشود؛ یا كاراكتر به دنبال تغییر در خود نسبت به گذشته است و با موانعی روبهرو میشود كه این مسیر را سخت میكند یا به دنبال حفرهای در گذشته و هویت خود است. سریالها و فیلمهای زیادی در ایران با این مضامین بهوسیله فیلمسازان ایرانی ساخته شده است كه نمونه موفق تلویزیونی آن را میتوان تولدی دیگر دانست.
البته نمونههای خارجی بسیار زیاد و قابل اهمیتی همچون «روز موش خرما»، «مِمِنتو» و سه گانه «بُرن» را میتوان مثال زد كه با ساختارهای متفاوتی به این مضمون پرداختهاند. به عنوان مثال روز موش خرما اثری فانتزی است و ممنتو ساختاری رئال دارد. راز پنهان نیز ساختاری رئال دارد، ولی همه عناصر آن از این ساختار پیروی نمیكند و در خود تناقضی دارد كه برای بیننده آزاردهنده میشود.
برای توضیح بیشتر این مطلب بهتر است ابتدا سراغ فیلمنامه اثر برویم. در این سریال از دیالوگ به معنای دوگویی یا همان گفت و شنود كمتر استفاده شده و كاراكترها بیشتر مونولوگ میگویند به معنی تكگویی. مونولوگ در ذات از رئالیسم پیروی نمیكند، چرا كه هیچ انسانی با خود حرف نمیزند مگر در حالتهایی كه متاثر از نوعی روانپریشی باشد مثل جنون. در واقع یا منطقی برای مونولوگ كردن تعریف میشود تا آن را رئال جلوه دهد همچون تنها بودن كاراكتر، شاعر پیشگی، جنون، شیزوفرنی یا از همان ابتدا چنین تعریف میشود كه اثر در كل از ساختار رئال پیروی نمیكند.
در مجموعه راز پنهان با داستانی رئال مواجهیم كه روابط علی و معلولی تعریف مشخصی دارند، ولی شخصیتها بیشتر از مونولوگ برای گفتن شرح حال خود استفاده میكنند. گذشته شخصیت ها، خواستهها و دغدغههای آنها نمایش داده نمیشود بلكه توسط آنها گفته میشود، بدون این كه منطقی برای تكگویی چیده شده باشد و همین مسأله ساختار سریال را متزلزل میكند. زبان دیالوگهای اثر هم زبانی معمول و رایج نیست و به دلیل شاعرانگی،تكلف بسیار و فاخر بودنشان فضای رئال را تداعی نمیكنند. شاید در تعریف جامع و كلیتر بتوان مطالب بالا را چنین جمعآوری كرد كه در سریال فلورا سام ما با دیالوگهایی روبه روییم كه به صورت مونولوگهای طولانی نگاشته شده و فضایی رئال، اما متصنع و ساختگی را پدید آورده است. حتی زبان تصویری اثر هم بر این امر صحه میگذارد.
شخصیتهای سریال اگرچه با هم گفتوگو میكنند، اما در قابهای تك نفره دیده میشوند و نگاه آنها به دوربین یا نقطه دیگری غیر از شخص شنونده است و همین مسأله علت اصلی ریتم كند و كسلكننده سریال است. چنین به نظر میرسد كه فلورا سام با استفاده از تك گویی، زبان شاعرانه و قابهای تك نفره، از طریق برانگیختن احساس همدردی و عواطف بیننده قصد دارد تاثیرگذار واقع شود و مخاطب را متحول كند، اما دریغ و درد كه تحول نه از طریق متاثر كردن كه از طریق ایجاد چالش، تفكر و تعمق میسر است و بس. دیالوگ جدل و چالش ایجاد میكند، كنش و واكنش میآفریند و به دنبال خود، مخاطب را به اندیشیدن، تجدید نظر كردن و تصمیم گرفتن ترغیب میكند.
در سریال راز پنهان، نورپردازی تاریك است. نه به این معنا كه نور كمی به كاراكترها داده میشود، بلكه از نورهای رنگی و تیره استفاده شده و فضای تیره و تاریكی ایجاد كرده است. این نورپردازی به كندی ریتم اثر دامن زده است. حتی در نورپردازی هم بر وضعیت نادیده شخصیتها تاكید شده كه این اغراق هدفی جز تاثیرگذاری را دنبال نمیكند؛ در حالی كه یك فیلمنامه خوب و خوش ساخت به دور از هر اصرار و اغراقی میتواند مخاطب را با خود همراه و او را جذب كند. كافی است بیننده احساس كند با فیلمنامه و بازی باورپذیری در هر گونه ژانری مواجه است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:12 توسط ساناز کچوئی
|