به کسی پیشنهاد نمی‌کنم برگردد ایران!

اولین تصمیم بزرگ زندگی مان این بود که برگردیم و در ایران زندگی کنیم. به هر حال بعد از بیست و اندی سال زندگی در خارج، این تصمیم بزرگی است.

قرار بود مائده طهماسبی و فرهاد آییش کنار هم بنشینند و درباره امید به زندگی و لحظه های ناامیدی در زندگی شخصی و مشترکشان برایمان حرف بزنند اما فرهاد آییش سر کار و فیلمبرداری بود و همین شد که مائده طهماسبی به تنهایی از تجربه های زندگی خود، لحظه های امید و ناامیدی و تصمیم های بزرگ و مشترک زندگیشان حرف زد و از این گفت که چطور این روزها در سن ۵۰ و چند سالگی بعد از تجربه های مختلفی که مهاجرت، تحصیل و فعالیت در رشته تئاتر به او داده، از نقطه ای که در آن ایستاده، راضی است و فکر می کند امید به زندگی، یعنی لذت بردن از لحظه هایی که در آن نفس می کشیم...


شما تعریفی شخصی از «امید به زندگی» برای خودتان دارید؟

این سوال جواب فلسفی و طولانی ای دارد. اینکه شما در سن ۵۰ و چند سالگی (شبیه من) امید به زندگی داشته باشی یا نه به عوامل زیادی بستگی دارد. مثلا در این سن و سال، تو یک زندگی را پشت سر گذاشته ای که خیلی خوب بوده و از آن راضی هستی. این می تواند رضایت از زندگی را در تو به وجود آورد، اما اینکه از حالا به بعد چطور و چقدر پیش می رود واینها، واقعا قابل پیش بینی نیست. من با چیزی که در لحظه برایم اتفاق می افتد و با آن زندگی می کنم راضی هستم و آرزوهای عجیب و غریب زیادی هم ندارم.

یعنی فکر نمی کنم باید به خیلی چیزها برسم چون به خیلی از چیزهایی که دوست داشتم برسم، رسیده ام و برای همین اگر این زندگی که تا امروز داشتم، به همین شکل چند صباح دیگری با آرامش بگذرد راضی هستم و شاید بتوانم بگویم به آن امیدوارم.


یعنی الان در نقطه ای هستید که از قبل برای آن برنامه داشتید و می خواستید به آن برسید؟

نه، به نظرم اگر تو در زندگی ات برای رسیدن به چیزی برنامه ریزی کنی، به آن نمی رسی ولی اگر اتفاق های خوب در زندگی ات بیفتد به آن امیدوار می شوی. برای همین به نظرم باید از اتفاق های جدید در زندگی استقبال کرد. این باعث می شود به نقطه ای که در آن آرامش داری برسی.


برنامه ریزی راه حلی برای رسیدن به آرامش و امید به زندگی نیست؟

برنامه ریزی در حال حاضر و در دورانی که ما در آن به سر می بریم، جواب نمی دهد. مثلا چند درصد از بچه هایی که می گویند ما حتما باید مهندس یا دکتر شویم، واقعا مهندس و دکتر و خلبان می شوند؟ فکر می کنم تعداد بسیار کمی باشند. این چارچوب کلی راه و زندگی فرد را مشخص می کند اما معتقد نیستم که حتما باید به همه چیزهایی که در ذهنت داری برسی. یعنی فکر می کنم اگر می خواهی امید به زندگی در تو زیاد باشد، باید از اتفاق هایی که خارج از برنامه ریزی و نقشه ات می افتد، استقبال کنی و از آنها لذت ببری و خوشحال باشی.


شما در جوانی هم برنامه ریزی نداشتید؟

من در جوانی تنها می خواستم به یک چیز صددرصد برسم و آن «تحصیلات» بود. یعنی مطمئن بودم که می خواهم به دانشگاه بروم. می دانستم که نمی خواهم ازدواج کنم و نمی خواهم تشکیل خانواده بدهم. چون از ایران هم رفتم و رشدم خارج از کشور اتفاق افتاد، به آرزوهایی که در ذهن داشتم رسیدم.


اما ازدواج هم کردید.

بله، از ابتدا هم تصمیم داشتم دیر ازدواج کنم. آشنایی من با آقای آییش در سنی اتفاق افتاد که دوران پختگی من بود. ما در سن کمال و پختگی با هم آشنا شدیم. برای همین بخش زیادی از آرزوهای من با رفتن از ایران و درس خواندن خارج از کشور، محقق شد و بعد از آن، تئاتر خواندم و با آقای آییش آشنا شدم که این هم بخش دیگری از آرزوهای من را عملی کرد.


با همه این تجربه ها، فکر می کنید چه چیزی باعث به وجود آمدن امید به زندگی می شود؟

نمی دانم. این خیلی نسبی است. امروز با آقایی صحبت می کردم که می گفت بعضی ها خوشبختی را در خانه و ماشین عوض کردن می بینند و عده ای در چیزهای دیگر. مثلا اگر از یک جوان تئاتری بپرسی چه چیزی امید به زندگی را در تو بالا می برد، می گوید اگر نمایشنامه ام اجرا شود، امید به زندگی دارم.

آرزوی او در همین حد است و واقعا با تحقق آن امیدوار می شود. برای همین وقتی می خواهی امید به خوشبختی را توضیح دهی، باید به اندازه تمام انسان های روی کره زمین، تعریف ارائه کنی. ممکن است آنچه مرا خوشبخت و راضی می کند، برای نفر بغل دستی ام اصلا مهم نباشد. به طور خلاصه می توانم بگویم اگر در هر لحظه از زندگی ات، از همان لحظه راضی و خوشحال باشی، خوشبخت هستی.


شما تا حالا ناامید هم شده اید؟

بله، البته. ناامیدی و بن بست جزو لاینفک زندگی امروز است. در چند سال گذشته با توجه به تجربه ام، ناامیدی برای من کمتر اتفاق افتاده اما در جوانی به ناامیدی ها و بن بست های خیلی بزرگی خورده ام و وقتی الان به آن ماجراها نگاه می کنم، تعجب می کنم که چگونه از آن بن بست و سد بزرگ، عبور کرده ام. هم تعجب می کنم و هم خوشحال هستم. چون وقتی در ۲۰ سالگی به یک بن بست در زندگی ات می رسی و بعد از سال ها فکر می کنی آن بن بست را چگونه در آن سن گذرانده ای و از آن عبور کرده ای، احساس خوبی داری.


راه حل خاصی برای گذر از احساس ناامیدی دارید؟

نه. هرکسی با توجه به شخصیت و شرایطی که در آن قرار دارد، کاری می کند تا از این احساس عبور کند. مثلا اگر یک نفر افسرده باشد و نتواند یا نخواهد به راه حل های درست و منطقی فکر کند، راه حل خروج بن بست برای او، احتمالا خودکشی است! اما مشکلات برای کسی که به زندگی خوش بین باشد و صبوری کند، دوران سخت در حال گذاری است که وقتی از آن عبور می کند، احساس خوبی دارد. به نظرم راهکار گذر از ناامیدی، صبر و عجله نکردن است.


در زندگی مشترک خودتان چطور؟ تا به حال به بن بست و ناامیدی رسیده اید؟

به بن بست نخورده ایم اما هروقت مشکلی در زندگی پیش آمد یا مثلا می خواستیم تصمیم جدیدی بگیریم حتما با هم همفکری کرده ایم. این لحظه ها در زندگی من و آقای آییش زیاد اتفاق افتاده است. ما تصمیم های بزرگی در زندگی مان گرفتیم.

اولین تصمیم بزرگ زندگی مان این بود که برگردیم و در ایران زندگی کنیم. به هر حال بعد از بیست و اندی سال زندگی در خارج، این تصمیم بزرگی است اما چون این تصمیم را هر دو با هم گرفتیم، خیلی درباره اش حرف زدیم، عجله نکردیم و همه جوانب را در نظر گرفتیم، راحت تر توانستیم به نتیجه برسیم. در واقع چون همه تصمیمات زندگی را با همدیگر می گیریم و هرکس کاری کند، دیگری از او پشتیبانی می کند و به او مشاوره می دهد، رسیدن به نقطه تصمیم گیری راحت تر است.


این روزها تصور خیلی از آدم ها این است که اگر مهاجرت کنند، امید به زندگی در آنها بالا می رود اما شما چطور تصمیم به بازگشت گرفتید؟

یک روز، جوانی در تئاتر شهر از من پرسید: «شما چرا برگشتید؟» من به او گفتم: «از من نپرس چرا برگشتم، از خودت بپرس چرا نمیری؟». من ۱۹ ساله بود که از ایران رفتم. با خواسته قلبی خودم هم رفتم یعنی واقعا دلم می خواست بروم. برای اینکه دوست داشتم با دنیا آشنا شوم. من زمان شاه از ایران رفتم و دلم می خواست دنیا را ببینم و از این محدوده جغرافیایی دور شوم.

پس این کار را انجام دادم و بعد از ۲۰ سال بازگشتم اما وقتی یک جوان به من می رسد و می پرسد چرا برگشتی، نمی داند که من چه زندگی ای را پشت سر گذاشته ام و الان که برگشته ام در چه مرحله ای هستم. یعنی من اگر جزو خارج رفته هایی بودم که قرار بود برگردم ایران، گوشه ای بنشینم و مدام غر بزنم، امکان نداشت برگردم اما چون برگشتیم و توانستیم کار کنیم و موفق شویم، از این بازگشت راضی هستم ولی این نسخه برای هیچ کس قابل توصیه نیست. یعنی تو نمی توانی یک نسخه واحد برای تمام آدم ها بپیچی و بگویی همین است و دیگر هیچ چیز نیست. بسیاری از دوستان صمیمی من خارج از کشور زندگی می کنند چون من دوره ای را که آدم ها دوست پیدا می کنند و صمیمی می شوند و... در ایران نگذراندم و برای همین اینجا دوست صمیمی زیادی ندارم.

بیشتر آن طرف آب هستند. دوستان ایرانی من که هنوز خارج هستند، به من می گویند چه کار خوبی کردی که تصمیم به بازگشت گرفتی، ولی من به هیچ کدامشان پیشنهاد نمی کنم برگردند. همه وقتی می پرسند اوضاع چطور است؟ می گویم این یک بحث و نگاه کاملا شخصی است. از من نپرسید. این ماجرایی است که خودت باید به آن برسی، این که تو فکر کنی در یک جامعه می توانی بمانی و ادامه دهی یا نه. برای همین من به چند جوان دور و اطرافم که خصوصیات اخلاقی آنها را می شناختم، پیشنهاد کردم از ایران بروند. یکی از آنها برادرزاده خودم است که رفت. با تمام سختی هایی که در زندگی خارج از کشور وجود دارد، اینجا نماند. جوان های ما باید بدانند رفتن و زندگی در خارج اصلا راحت نیست اما اگر بخواهند آبدیده شوند، می توانند بروند و آزمون زندگی بدهند. سخت است، پول کمتری به دستشان می رسد و... اما غیرممکن نیست.


پس نمی توان گفت اینجا امید به زندگی وجود دارد و آنجا نه و برعکس؟

نه. فرصت کار و زندگی همه جای دنیا وجود دارد. اینجا هم همین طور است. شما اگر در حرفه خودتان خیلی خوب باشید و بتوانید کار خوب و درستی ارائه بدهید، مطمئنا موفق خواهید بود و می توانید در هر جایی امید به زندگی را جستجو کنید. چرا که نه؟ ما جوان های موفق و درجه یک زیادی داریم که کار می کنند و می درخشند اما مساله اینجاست که تعداد نسل جوان ما زیاد است. در اروپا نسل جوان تقریبا در حال از بین رفتن است اما اینجا ما حدود ۷۵ درصد جوان بین ۱۶ تا ۳۰ سال داریم. معلوم است وقتی اینجا کار زیاد نیست و همه این جوان ها نمی توانند جذب کار مورد علاقه خود شوند، ناامیدی هم به وجود می آید. برای همین اینجا تلاش جوان ها باید خیلی بیشتر شود تا بتوانند امید به زندگی را پیدا کنند. فرقی نمی کند کجا، مهم این است که تلاش کنند و لذت ببرند.

چگونه از موی کودک مراقبت کنیم؟

موهای کودکان نیز مانند موی بزرگسالان نیاز به مراقبت دارد.
 
موی کودک، بر حسب نوع آن از جمله خشک، چرب و... نیاز به مراقبت های متفاوتی دارد. حتی کودکانی که موی کم پشتی دارند نیز به مراقبت منظم نیاز دارند.

در صورت ریزش مو یا شکستگی آن و جوش های مکرر در پوست سر به متخصص کودکان مراجعه کنید. در این مطلب  به چند روش در زمینه مراقبت از موی کودک اشاره شده است.

*موی کودک را با آب ولرم و شامپوی ملایم بشویید. با نوک انگشتان شامپو را روی پوست سر بمالید، مراقب باشید پوست سر کودک را ناخن نکشید. سر کودکانی که موهای چرب دارند به شست وشوی روزانه نیاز دارد.

*اگر موی سر نوزاد کثیف است، بر اثر خشکی شوره دارد، یا تکه های پوسته روی سر دارد، از شامپوی ملایم استفاده کنید. با برس نرم موهای او را تمیز کنید تا پوسته ها در بیاید؛ سپس سر او را با آب شست وشو دهید.

*با شانه ای که دندانه های آن پهن است، موی کودک را شانه کنید.

*موهای کودک را باز بگذارید تا پیاز مو رشد کند. بستن محکم موی کودک به پوست سر وی آسیب می رساند.

مهتاب کرامتی و زندگی خصوصی ...

موضوع كليت فيلم زندگي خصوصي خانم و ‌آقاي ميم راجع به بدبيني بود كه اين روزها بين طبقات متوسط شهري خيلي اتفاق مي‌افتد و باعث سست شدن روابط مي‌‌شود. به نظرتان چقدر از طلاق‌هاي جامعه امروز ما با اين شك و بدبيني برمي‌گردد؟



قضاوت كردن و سوء‌تفاهم‌‌هايي كه پيش مي‌آيد و تفكراتي كه در ذهنمان داريم اگر باز نشود و راجع به آن صحبت نشود مي‌تواند فاجعه به بار بياورد. اتفاقي كه در مورد زندگي خصوصي آقا و خانم ميم پيش آمد اين بود  که  قرار نيست كه آقا كاري انجام دهد و قرار نيست اتفاق بيروني به وجود بيايد، در واقع محسن مهراد در درون ذهن خودش مشكل دارد. خودش  تغييرات به وجود مي‌آورد، مي‌خواهد كه همسرش تغيير كند، مي‌خواهد كه وارد يك دنياي ديگر شود اما بعد شك مي‌كند، به خودش به اطرافيانش و اين كنكاش دروني خودش است و در نهايت چون به نتيجه نمي‌رسد دچار معضل مي‌شود.

 در جامعه فعلي ما كه نسبت به گذشته تغييرات زيادي رخ داده و خانم‌ها نسبت به گذشته بيشتر وارد جامعه شده‌اند طبيعتا ضريب خطا هم بالاتر رفته است. فكر مي‌كني سينما بتواند با پرداختن به اين مسائل اطلاع‌رساني كند؟
طبعا  همين‌طور است اگر تغيير واقعي نباشد، اگر قرار است كه اين اطمينان به طور واقعي اتفاق نيفتد اين مشكلات به وجود مي‌آيد. ديرزماني است خانم‌ها وارد اجتماع شده‌اند. كوچك‌ترين نگاه غيري مي‌تواند باعث سوءتفاهم و شك شود و اين مسئله مي‌‌تواند معضل بزرگي پيش آورد به همين خاطر بايد اطمينان وجود داشته باشد بايد ياد بگيريم قضاوت نكنيم و شايد روراست بودن با ذات و خواسته خودمان خيلي بتواند به ما كمك كند.

رسالت سينما در مقابله با اين مسئله چيست؟ فكر مي‌كني اصلا مي‌تواند كمكي انجام دهد.

فيلم زندگي خصوصي آقا و خانم ميم نمي‌خواهد راه‌حل ارائه دهد بلكه فقط مي‌خواهد يك تلنگر به آدم‌ها بزند كه فكر كنند و خودشان را در اين شرايط قرار بدهند. اما اين فيلم دنبال راه‌حل نيست با اينكه فيلم اجتماعي است و مي‌تواند دنبال راه‌حل هم برود. اين فيلم شما را به تفكر وامي‌دارد اما راه‌حلي ارائه نمي‌دهد و دركل اين فيلم خيلي به جزئيات توجه دارد، يعني اگر بخواهي داستان را يك خطي تعريف كني شايد داستان خيلي مفصلي نباشد ولي قصه درعرض شكل مي‌گيرد، توجه به جزئيات و ديالوگ‌هايي كه با همديگر ردوبدل مي‌شود و قضاوت‌هايي كه درمورد همديگر مي‌كنند، تمام اينها فيلم را شكل داده است.

  بازي ابراهيم حاتمي‌كيا خيلي موردتوجه منتقدان قرار گرفت. نظر شما راجع به بازيگري او چيست؟


به نظر من آقاي حاتمي‌كيا بازي خيلي خوبي ارائه دادند، همه‌چيز به اندازه و درست بود.





 جايگاه روح‌ا... حجازي در بين كارگردان‌هايي كه با آنها كار كرديد كجا قرار دارد؟

جايگاه خيلي خوبي دارد. البته هر بازيگري آخرين فيلمش را خيلي دوست دارد. من هم «زندگي خصوصي آقا و خانم ميم» را خيلي دوست دارم. اين فيلم جزو آن دسته از فيلم‌هايي است كه توانسته هم نظر منتقدان را جلب كند و هم تماشاگران را اما به نظر من روح‌ا... حجازي كارگردان تيزهوشي است كه راه خيلي طولاني را در سينما درپيش‌رو دارد و حالا حالاها جا دارد كه ما فيلم‌هاي بسيار خوبي از او ببينيم

اين فيلم در كجاي كارنامه كاري شما قرار مي‌گيرد. آيا مي‌تواند نقطه عطف بازي اجتماعي شما باشد؟

براي من جايگاه خيلي خوبي دارد. نمي‌توان گفت نقطه عطف اما به نظر من فيلمنامه زندگي خصوصي آقا و خانم ميم اين اجازه را به بازيگر مي‌دهد كه بازي در سكوت، بازي با نگاه‌‌ها و ديالوگ‌‌گويي‌ها درست را با شخص مقابلش داشته باشد.

صورت طبیعی بهتر است

خيلي‌ها فكر مي‌كنند با هفت قلم آرايش زيباتر به نظر مي‌رسند در صورتي كه آراستگي با ميكاپ متفاوت است. من كساني را مي‌بينم كه بعضي مواقع با خودم مي‌گويم اينهايي كه با اين ظاهر به خيابان مي‌روند وقتي به يك مهماني دعوت مي‌شوند با چه ظاهري مي‌روند. خب اين سليقه است شايد بعضي‌ها بپسندند اما من به هيچ وجه  نمي‌توانم با اين تيپ قيافه‌ها كنار بيايم. به نظر من سادگي خيلي خوب است. خود من هيچ‌وقت موهايم را رنگ نكرده‌ام. من اهل آن نيستم كه بخواهم در چهره‌ام تغيير و تحول ايجاد كنم در عين حال سعي مي‌كنم هميشه آراسته و مرتب باشم. اگر قرار است لباس بپوشم سعي مي‌كنم طوري بپوشم كه همه چيز با هم هماهنگ باشد. قرار نيست نوع پوششم توي ذوق بزند يا ظاهرم مثل فلش برق بزند. در كل نمي‌خواهم با ظاهرم جلب‌توجه كنم. البته نمي‌توان به دخترخانم‌‌ها گفت چرا با اين شكل و شمايل خودتان را درست مي‌‌كنيد چون همه چيز به سليقه برمي‌گردد.

 تا به حال دخترهاي جوان از شما پرسيده‌اند كه چطور مي‌تواني ظاهر آراسته داشت؟

نه فكر نمي‌كنم به نفع‌شان باشد اين سؤال را از من بپرسند براي اينكه هيچ كاري نبايد انجام دهند تا مثل من باشند. به همه مي‌گويم سادگي مي‌تواند از همه چيز زيباتر باشد اگر قرار باشد يك بازيگر نقشي را بازي كند كه احتياج به گريم يا آرايش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گريمور اين كار را انجام دهد ولي اگر قرار باشد تو ديده شوي بهتر است با همان خودت ديده شوي. بعضي‌ها آنقدر ظاهرشان را دستكاري مي‌كنند كه ديگر تو ظاهر واقعي‌شان را نمي‌بيني و كاملا يك فرد ديگر از خود مي‌سازند. در بيشتر مواقع چهره طبيعي خانم‌ها زيبا‌تر از چهره آرايش‌ كرده‌شان است.

ازدواج من

من سال‌ها پيش ازدواج كردم. زندگي خيلي خوبي هم داشتم. درواقع چون در سن پايين ازدواج شكل گرفت موفقيت​آميز نبود. اما هنوز از حال هم باخبر هستيم. اما خب اين بزرگ شدن ما در 2 روند متفاوت شكل گرفت و درنهايت مسير ما از هم جدا شد.

  تعداد زيادي از سوپراستارهاي سينمايي ايران مجرد هستند فكر مي‌كنيد دليل اين ازدواج‌گريزي بين جوانان اهالي سينما چيست؟

شايد به اين دليل كه در ايران اگر قرار است، موفق باشيد بايد خيلي تلاش كني و خيلي زمان بگذاري. شايد همه‌چيز خيلي سخت‌تر به دست بيايد، بنابراين شغل شما انرژي مضاعفي از شما مي‌گيرد كه زماني براي ايجاد يك رابطه عاطفي باقي نمي‌‌گذارد. البته به نظر من عشق مي‌تواند انسان را روئين تن كند، بنابراين حيف است كه از آن فرار كرد.

قضاوت نمي‌كنم

 اگر بتوانيد يك ويژگي را در خودتان تقويت كنيد دوست داريد كدام خصوصيت بازيگريتان را افزايش بدهيد؟


دوست ندارم چيزي را تغيير بدهم فقط تمام تلاشم را مي‌‌كنم كه به ورطه قضاوت دچار نشوم. مرتب با خودم تكرار مي‌كنم كه كسي را قضاوت نكنم. براي اينكه اگر ما اطرافيان و اتفاق‌ها  را قضاوت كنيم.يك فاجعه اتفاق مي‌افتد و اينكه هميشه مي‌تواند جاي ما آدم‌ها با هم عوض شود و چه بسا ما بدتر عمل كنيم.

هر افراطي نابودكننده است


به نظر من انسان طالب زيبايي است، ولي افراط مي‌تواند نابودكننده باشد، مثلا به من گفتند برو بوتاكس  تزريق کن. من مي‌گويم اگر قرار باشد بوتاكس به من كمك‌ كنند كه من چهره‌ام را حفظ كنم، اين كار هيچ اشكالي ندارد. اما افراط نمي‌كنم بلكه سعي مي‌‌كنم همين ظاهر را نگه دارم اگر كه بتوانم.
ورزش خيلي فشرده و تخصصي انجام نمي‌دهم اما پياده‌روي و تردميل هميشه در برنامه روزانه‌ام قرار دارد. شنا را خيلي دوست دارم. اما افراطي ورزش نمي‌‌كنم. اگر شبي مهماني باشم و غذا زياد بخورم (چون به نظر من يكي از لذت‌هاي زندگي غذا خوردن است) قطعا سعي مي‌كنم فرداي آن روز پرخوري‌ام را جبران كنم تا هميشه وزنم ثابت بماند. من خيلي روي اين موضوع تاكيد مي‌كنم زيرا ثابت ماندن وزن به شما كمك مي‌كند كه هميشه اندامتان را حفظ كنيد و مهم‌تر از همه سلامت‌تان را تضمين كنيد و در درجات پايين‌تر مثلا اين مسئله كمك‌تان مي‌كند كه اگر يك لباس را خريديد كه دوستش داريد بتوانيد هميشه از آن استفاده كنيد و مجبور نشويد آن را به دليل اضافه‌وزن و كاهش وزن بيرون بيندازيد. بسياري از دوستان رژيم‌هاي عجيب مي‌گيرند و در يك زمان محدود خيلي لاغر مي‌شوند اما بعد اضافه وزن پيدا مي‌كنند و از حالت اوليه خودشان چاق‌تر مي‌شوند. خب اين مسئله به سلامت آنها صدمه مي‌زند.



نوشابه فقط يک قلپ!

نوشابه به طور كامل از زندگي من حذف شده است. بعضي مواقع دلم مي‌خواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هرچيز خوشمزه‌اي ضرر دارد.

نوشابه نمي‌خرم كه در خانه باشد و وسوسه‌ام كند ولي اگر خيلي هوس كنم در حد يك قلپ مي‌خورم كه فقط مزه آن را چشيده باشم و خيلي خودم را محدود نكنم كه عطش آن باقي بماند. در مورد شيريني و شكلات هم همين‌طور، فقط يك ذره مي‌خورم كه ولعم نسبت به‌آن از بين برود. اين قضيه هم به تثبيت وزنم كمك مي‌‌كند.

تغذيه سالمي كه مديون مادرم هستم
در كل اين روال زندگي يعني زياد نخوردن و  سبزيجات را به صورت سالم خوردن (نه سرخ كرده)   را مديون مادرم هستم، مثلا قورمه‌سبزي مادر من با تمام قورمه‌سبزي‌ها متفاوت است به هيچ عنوان سياه‌رنگ نيست. سبزي آن خيلي سرخ نمي‌شود زيرا مادرم آن را بخارپز مي‌كند. ما غذاي فريزري نمي‌خوريم تا آنجايي كه امكان دارد سعي مي‌كنيم غذا را به صورت تازه صرف كنيم.

چيزهايي كه رعايت مي‌كنم


خوردن فست‌فود خيلي لذيذ است اما سعي مي‌كنم خوردن اين نوع غذاها را محدود كنم. اگر يك شب فست‌فود بخورم فكر مي‌كنم بايد تا چند روز تقاص خوردن آن را پس بدهم. من سر سفره هيچ وقت آب نمي‌خورم. بهتر است كه 03دقيقه قبل از غذا آب بخورم تا اذيت نشوم.این را به یاد داشته باشید اگر 03دقيقه قبل از خواب آب خورده شود از سكته قلبي جلوگيري مي‌شود.

صبحانه را فراموش نكنيد

خيلي‌ها به دليل تنبلي‌شان صبحانه نمي‌خورند. اما خوردن صبحانه به شما كمك مي‌كند در طول روز كمتر غذا بخوريد. من نتيجه گرفته‌ام كه خوردن صبحانه خيلي كمك مي‌كند به ثابت نگه داشتن وزن و مهم‌تر از آن سلامت. به همين دليل اگر قرار باشد در يك وعده پرخوري كنم آن وعده حتما صبحانه خواهد بود.

اهميت حفظ عادات  غذايي

نگه داشتن عادت غذايي براي ما بازيگران خيلي مهم است. به‌خصوص در پروژه فيلمبرداري كه هستيم نمي‌توانيم آنطور كه خودمان مي‌خواهيم غذا بخوريم. من سعي مي‌كنم در اينطور مواقع غذاي رژيمي بخورم يا برنج غذا را نخورم يا سعي كنم نان و پنير با گوجه و خيار بخورم. در آفريقا نوع خوراك‌شان باب طبع ما ايراني‌ها نبود به همين دليل من در آن سفر خيلي زياد لاغر شدم.

تمرين  کنيد که آرام غذا بخوريد

كاري را كه از دوستم ياد گرفته‌ام و خيلي سخت است آرام غذا خوردن است. آرام غذا خوردن كمك مي‌كند كه هميشه فرم بدن يك‌طور باقي بماند، براي اينكه هميشه بعد از 20 دقيقه مغز فرمان مي‌دهد كه تو سيري. حالا اگر در اين 20 دقيقه حجم كمتري غذا خورده باشي خيلي موفق‌تري. فرانسوي‌ها بيشتر موقع غذا خوردن حرف مي‌زنند و معاشرت مي‌كنند اما ما ايراني‌ها عادت داريم تندتند غذا بخوريم. خب فرهنگaما اينطور است كه غذاي سرد دوست نداريم. البته نوع تغذيه ايراني سنتي خيلي مي‌تواند به سلامت ما كمك كند. سبزي خوردن، سالاد، ماست اينها غذاهايي هستند كه به سلامت ما كمك مي‌‌كند.
  اگر كارگرداني به شما بگويد براي يك فيلم بايد 30-20 كيلوگرم وزن اضافه داشته باشي آن موقع چه كار مي‌كنيد؟
خيلي به اين پيشنهاد فكر مي‌كردم و شايد حتي آن را قبول نمي‌كردم براي اينكه با بالا رفتن سن كاهش وزن خيلي مشكل مي‌شود. در سن كم اگر شما 2 روز غذا نخوريد خيلي راحت وزن‌تان به حالت عادي برمي‌گردد. متابوليسم بدن در سن بالا،‌ با سن كم خيلي فرق دارد و به نظر من اين تغيير وزن در سن و سال من كمي دشوار است. فكر مي‌كنم در چنين شرايطي بر سر دوراهي قرار مي‌گيرم كه آيا نقش را قبول كنم يا نه. نمي‌‌دانم شايد اين پيشنهاد را قبول نكنم. اما در عين حال تغيير وزن اينچنيني مي‌تواند خيلي جالب باشد؛ به هر حال تو مي‌تواني يك مدت هرچه دلت مي‌خواهد بخوري و اين قانون‌شكني بسيار جذاب است.



دغدغه بالا رفتن سن

نمي‌توانم بگويم به بالا رفتن سن فكر نمي‌كنم اگر اينطور بگويم دروغ گفته‌ام. مي‌دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم‌‌ها به‌خصوص در بين سينماگرها خيلي اهميت دارد. به خصوص در ايران كه فيلمنامه‌‌ها بيشتر داستان‌هاي مردانه‌ دارد كه به زن‌ها كمتر توجه مي‌شود. اما من در كنار بازيگري به كارهايي كه به آن علاقه‌مند بودم را شروع كردم، مثل کار يونيسف و تبعات ديگر آن. اين كار به من آرامش مي‌دهد كه اگر قرار باشد به دليل بالا رفتن سنم كمتر فعاليت سينمايي داشته باشم كارهاي جالبي براي انجام دادن داشته باشم، يعني اينطور نيستم كه بخواهم به طور كامل زندگي‌ كاري‌ام را تحت‌الشعاع قرار دهم.vv

دغدغه بالا رفتن سن

نمي‌توانم بگويم به بالا رفتن سن فكر نمي‌كنم اگر اينطور بگويم دروغ گفته‌ام. مي‌دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم‌‌ها به‌خصوص در بين سينماگرها خيلي اهميت دارد. به خصوص در ايران كه فيلمنامه‌‌ها بيشتر داستان‌هاي مردانه‌ دارد كه به زن‌ها كمتر توجه مي‌شود. اما من در كنار بازيگري به كارهايي كه به آن علاقه‌مند بودم را شروع كردم، مثل کار يونيسف و تبعات ديگر آن. اين كار به من آرامش مي‌دهد كه اگر قرار باشد به دليل بالا رفتن سنم كمتر فعاليت سينمايي داشته باشم كارهاي جالبي براي انجام دادن داشته باشم، يعني اينطور نيستم كه بخواهم به طور كامل زندگي‌ كاري‌ام را تحت‌الشعاع قرار دهم.

800جفت کفش؟ چرا؟

براي من هميشه لباس پوشيدن و نوع پوشش اهميت ويژه‌اي داشته اما اين اهميت باعث نشده است كه بخواهم خيلي زود ولخرجي كنم يا خيلي زياد خريد كنم. من هميشه محدود خريد مي‌كنم ولي لباس‌هايي را مي‌خرم كه بتوانم طولاني‌‌مدت از آن استفاده كنم. كيفيت خوب، جنس مرغوب و تركيبي كه كمي كلاسيك باشد را مي‌پسندم تا بشود هميشه از آن استفاده كرد. همين چكمه‌اي كه پاي من مي‌بينيد را چند سال است كه مي‌پوشم. جنس آن خيلي خوب است و فرمش هم كلاسيك است.

دليلي ندارد كه 800 جفت كفش بخرم و هر كدام يك مدل داشته باشد و يك‌ماه بپوشم اما سال بعد ديگر نشود از آن استفاده كرد. به مد توجه مي‌كنم ولي خيلي خودم را در آن غرق نمي‌كنم فرم كلاسيك و لباس‌هايي كه جنس خوبي دارد مي‌تواند كاري كند كه هميشه از آن استفاده كني. درست است كه مجبور هستيد پول بيشتري براي آن پرداخت كنيد اما از آن كيفيت، مي‌توانيد بيشتر استفاده كنيد.

اهميت به مد و رنگ‌ها

در دوره‌اي كه توليدي لباس داشتم خيلي به موضوع مد اهميت مي‌دادم هميشه حواسم را جمع مي‌كردم كه در هر  فصلي چه رنگي مد است و خيلي برايم مهم بود كه مدهايي كه خارج از ايران بورس بود را بتوانم ايرانيزه كنم و در ايران بيشتر از آن استفاده كنم. براي اينكه ممكن است ما از خيلي از چيزها خوش‌مان بيايد ولي هيچ‌وقت  جايي را نداشته باشيم كه از آن استفاده كنيم. خيلي از لباس‌هاي خانم‌ها معمولا در كمد باقي مي‌ماند براي اينكه جاي پوشيدن آن را پيدا نمي‌كنند. در حال حاضر خيلي كمتر به موضوع مد اهميت مي‌دهم. يكسري رنگ‌ها هميشه مد هستند آنها را ترجيح مي‌دهم. بعضي از رنگ‌ها هم به شما يك انرژي مي‌دهد كه به نظر من به مد مربوط نيست. البته شايد زياد ديده شدن آن رنگ است كه شما دلتان مي‌خواهد آن رنگ لباس را داشته باشيد.

اولين درآمدم در 15سالگي‌ام بود

هميشه تدريس خصوصي و شاگرد خصوصي داشتم. اولين درآمدم در 15سالگي‌ بود كه مراقب كنكور بودم. به همين دليل فكر اينكه روزي كار نكنم هم برايم محال است.

من مهتاب كرامتي يك مهرماهي صلح‌طلب هستم. خيلي به‌ندرت ممكن است اتفاقي پيش بيايد كه جنجال به پا كنم. وقتي از رفيقم دلخور مي‌شوم كاملا آن را عنوان مي‌كنم و به نتيجه مي‌رسانم. يك روز سكوت مي‌كنم و بعد تمام مي‌شود. درواقع به هيچ‌عنوان دلخوري‌ام را در دلم نگه نمي‌دارم.

كار كردن با خانم‌ها سخت است!

بعد از اتمام تحصيلم، ازدواج كردم. همزمان با ازدواجم كار طراحي لباس را شروع كردم، هميشه هم با دوست خوبم ندا معارفي كه هنوز هم اين كار را ادامه مي‌دهد به صورت شريكي شوي لباس برگزار مي‌كرديم. كار طراحي انجام مي‌داديم. در ابتدا مقطعي شو برگزار مي‌كرديم بعد اين مكان تبديل شد به مكاني دائمي براي مزون لباس. در كنار آن مزون در هر فصل شوي مانتو و لباس مي‌گذاشتيم. بعد ديديم اين كار كمي سخت است براي اينكه كار كردن با خانم‌ها هميشه مشكل است. متاسفانه بايد اعتراف كنم هركسي نمي‌تواند با خانم‌ها كار كند به همين دليل كار را كمي صنعتي‌تر گسترش داديم و توليدي لباس زديم.

براي خريدهايتان برنامه‌ريزي كنيد

من مي‌توانم ديدي داشته باشم كه هر آنچه كه مي‌بينم را بخواهم و وقتي به خيابان مي‌روم هرچه ديدم را بخرم. قطعا كيفيت اين اجناس پايين مي‌آيد. براي اينكه بودجه‌اي كه من دارم بودجه محدودي است. بهتر اين است كه بگويم در اين فصل من احتياج به يك باراني، يك چكمه، يك كفش اسپرت و يك لباس شب دارم اين طبقه‌بندي مي‌تواند شما را وادار كند كه برنامه‌ريزي كنيد. البته خريد كردن براي خانم‌ها واقعا جالب است و مي‌گويند از نظر روانشناسي براي خانم‌ها خيلي خوب است كه بروند خريد كنند و من هم مي‌گويم خريد كردن خيلي خوب است اما هركسي بايد محدوديت‌هايي براي خود بگذارد. اگر شما بدانيد كه در اين فصل چه مي‌خواهيد و اين هنر را داشته باشيد كه هركدام از لباس‌هايتان را بتوانيد با هم هماهنگ كنيد اين مسئله مي‌تواند خيلي به شما كمك كند. اگر برنامه‌ريزي نداشته باشيد ممكن است يكدفعه متوجه شويد 8جفت كفش قهوه‌اي خريده‌ايد كه 5 تا از آنها را هيچ‌وقت نپوشيده‌ايد. خب اين مي‌تواند بودجه شما را از بين ببرد درصورتي كه اگر شما انتخاب‌هاي درستي انجام دهيد و اين نگاه را داشته باشيد كه اگر يك پليور بخريد كه هم مي‌توان با شلوار جين و هم با شلوار رسمي‌تر بتوان پوشيد خيلي به نفع شماست.

دوستاني كه هيچ‌وقت از دست‌شان نمي‌دهم

من به تعداد انگشتان دستم رفيق دارم و در انتخاب آنها بي‌نهايت توجه دارم، يعني براي رفاقت‌ها و دوستانم اولويت‌بندي دارم. يك تعداد از آدم‌ها خيلي به من نزديكند آنها از سدهاي متفاوتي رد شده‌اند تا به من رسيده‌اند، من آن دوستان را ديگر از دست نخواهم داد. براي اينكه تجربه ساليان زياد، خوبي، بدي‌، خوشي، ناراحتي و خوشحالي تمام اينها ثابت كرده است كه مي‌توان روي بعضي از آدم‌ها حساب كرد. آنها را من به هر طريقي كه شده از دست نمي‌دهم. ممكن است كدورت پيش بيايد، دعوا و اختلاف داشته باشيم، ممكن است تفاوت سليقه وجود داشته باشد ولي دليل بر اين نيست كه بخواهم رفاقت و دوستي‌ام را به هم بزنم. من هم براي آنها همينطور هستم. ضمن اينكه به هيچ عنوان منِ بازيگر آن رفيق‌ها را ندارم. من به عنوان مهتاب كرامتي آن دوستانم را دارم. بعد از اين رفقا به معاشران و بعد به آشناها مي‌رسيم. من به همه نمي‌گويم رفيق.

وقتي دعوايمان مي​شود سکوت مي​کنيم


  خانم سميرا اعلايي، شما به عنوان نزديك‌ترين دوست و مديربرنامه‌هاي مهتاب كرامتي سال‌ها كنار هم بوده‌ايد اتفاقي كه معمولا پيش نمي‌آيد خيلي كم پيش مي‌آيد 2  نفر بتوانند سال‌ها رابطه دوستي و كاري‌شان را همزمان ادامه دهند. دوام رابطه شما چطور اتفاق افتاده است.

 من و مهتاب از دوستان خانوادگي هم بوديم بعد همكاري‌مان را شروع كرديم. نكته اين است كه من آدم رفيق‌بازي بودم اما درست مثل مهتاب دوستانم را از فيلترهاي مختلف رد مي‌كردم و بعد رفاقت نزديك برقرار مي‌كردم. من و مهتاب دوست و آشنا زياد داريم اما رفيق‌هاي صميمي ما تعدادشان تغيير نمي‌كند.طبيعي است كه من و مهتاب با هم مشاجره و اختلاف نظر پيدا مي‌كنيم. اما از روش يك روز سكوت استفاده مي‌كنيم و روز بعد همه دلخوري‌ها را فراموش مي‌كنيم. اما كار را از دوستي‌مان جدا مي‌بينيم. كار كار است و رفاقت رفاقت. در واقع بين رابطه كاري و رفاقت‌مان يك خط‌كشي وجود دارد. البته از يك جايي به بعد شناخت من و مهتاب آنقدر نسبت به هم زياد شد كه ديگر مي‌دانيم كدام‌مان مقصر هستيم و بحث و كل‌كل‌مان را ادامه نمي‌دهيم.

هانیه توسلی: از نمایش شکسته‌تر چهره‌ام ناراحت نشدم

شعیبی در دهلیز کاملا مسلط بود و ضمنا با اخلاق و البته این ویژگی همه گروه بود. ضمنا من 33 ساله هستم و می توانم مادر یک بچه 7 ساله باشم.

نشست مطبوعاتی فیلم سینمایی «دهلیز» به کارگردانی بهروز شعیبی ساعت 18 پنجشنبه 19 بهمن در فضای شلوغ و پر همهمه تالار سعدی میان ازدحام خبرنگاران و عکاسان برگزار شد.

 در این نشست محمد رضا شهیدی فرد که مانند قبل مسئولیت مجری گری را بر عهده داشت گفت: « فکر می کنم امروز شلوغ ترین سانس را در میان بخش نگاه نو و شلوغ ترین جلسه مطبوعاتی را در بین فیلم اولی ها داشتیم». سپس جلسه با صحبت های بهروز شعیبی کارگردان فیلم شروع شد، شعیبی گفت :«ما تجربه خاصی را به لحاظ تولید در سینما انجام دادیم.این کار براساس طرحی بود که من چند ماهی با آن درگیر بودم و آن را با علی اصغری مطرح کردم.البته ابتدا فقط در همین حد بود، اما به مرور در حین پرداخت فیلمنامه احساس کردم تنها به واقعیت جان یک قصه بپردازم . به هرحال  فیلمنامه نگاشته شد و از 15 آذر ماه فیلمبرداری برای 40 جلسه شروع کردیم و خوشحالم که توانستیم در این مدت به یک نسخه کامل برای ارائه به جشنواره برسیم».

این کارگردان که پیش از این تجربه بازی گری نیز دارد در باره انتخاب بازیگران گفت :«هانیه توسلی را از تجربه همکاری در فیلم «شب های روشن» می شناختم و همیشه امیدوار بودم که بتوانم روزی با او کار کنم که بالاخره میسر شد

برای انتخاب نقش امیر علی هم نزدیک به 100 پسربچه را تست کردیم و محمدرضا شیرخانلو را انتخاب کردیم.البته محمدرضا ابتدابرای نقش دیگری پذیرفته شده بود، اما با توجه به تواناییهای او خیلی زود به این تصمیم رسیدیم که نقش اول را بازی کند. البته در این میان حضور خانواده و به ویژه مادرش کمک زیادی به ما کرد و من به این تجربه رسیدم که این حضور بر خلاف اعتقادب سیاری از همکاران اصلا بد نیست.»

این فیلمساز به سوالی در مورد نگرانی یا عدم نگرانی از انتخاب رضا عطاران به خاطر سابقه نقش آفرینی های این بازیگر در قالب کمدی این طور پاسخ داد:« من در کل به بازی گیری از بازیگران علاقه خاصی دارم و درباره رضا عطاران نگرانی من بسیار کم بود،چون به نظرم او در حال سیر یک تعالی است و این ریسک را قبل از دهلیز هم در کارهای کاهانی پذیرفته است.

در مجموع برای انتخاب بازیگران سعی کردم به ترکیبی در بازیگری برسم که اتفاق درستی در آن بیفتد و آدمها قابل باور باشند؛ حتی رضا عطاران با آن همه سابقه بازی و کارگردانی طنز. البته با اینکه دوستان این کار را برای عطاران یا سایر بازیگران  نوعی ریسک می داننند، موافق نیستم، چون ما پتانسیل بسیارخوبی از بازیگری داریم که البته جمع زیادی از این افراد از تئاتر می آیند».

رضا عطاران بازیگر فیلم نیز در صحبت هایش اشاره کرد که : «وقتی فیلمنامه را خواندم آن قدر جذابیت داشت که به اصطلاح بازیگران با کله رفتم ،چون نقشی بود متفاوت با آن چه تا به حال بازی کرده بودم  ضمن آنکه  شناخت کافی هم از بهرزو شعیبی داشتم و البته که بخشی از کار همیشه ریسک است».

هانیه توسلی دیگر بازیگر فیلم نیز در باره ایفای نقش مادر کودکی7 ساله گفت :«شعیبی در دهلیز کاملا مسلط بود و ضمنا با اخلاق و البته این ویژگی همه گروه بود. ضمنا من 33 ساله هستم و می توانم مادر یک بچه 7 ساله باشم، اما اینکه چهره ام شکسته تر نمایش داده شده اصلا مرا ناراحت نمی کند وحاضرم برای نقشهای این چنین متفاوت حتی از این هم شکسته تر جلوه کنم».

اردوغان: عدم پذیرش در اتحادیه اروپا به معنای آخر دنیا نیست!

نخست‌وزیر ترکیه در جریان سفر سه روزه خود به اروپای مرکزی و در دیدار با مقام‌های اتحادیه اروپا، موضع این اتحادیه را در قبال آنکارا توهین آمیز و غیرمحترمانه تصویف کرد و گفت: عدم پذیرش در این اتحادیه به معنای آخر دنیا نیست.


 به نوشته روزنامه تودی زمان، رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه به هیات خبرنگاران همراه خود در سفر به پراگ - جمهوری چک که روز سه شنبه صورت گرفت، گفت که تمایل وی در پیوستن به سازمان‌های بین‌المللی چون سازمان همکاری شانگهای یا انجمن کشورهای جنوب شرق آسیا (آ سه آن) بخشی از رویکرد وی در دستیابی به یک بازار بزرگتر برای ترکیه و مردم کشور است.

نخست‌وزیر ترکیه همچنین اخیرا در خصوص حضور اسرائیل در ائتلاف ناتو سخن به میان آورده و گفته بود که آنکارا این اقدام را متوقف کرده است.

وی با اعلام اینکه ترکیه تنها کشور مسلمان عضو ناتو است، گفت: آنکارا باید گام‌ها و اقدامات نادرست ناتو را متوقف کند. ما از حضور اسرائیل در برنامه‌های ناتو جلوگیری کردیم. ما هم خطوط قرمز خود را داریم. برای ترکیه حضور در ناتو همزمان با وجود اسرائیل هیچگاه امکان‌پذیر نیست.

این گونه سلامت کلیه ها را بیمه کنید

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران معتقد است: مهم‌ترین عامل در ایجاد سنگ کلیه، ژنتیکی بودن آن است.
 
دکتر محسن طاهری اظهار کرد: سنگ‌های دستگاه ادراری جزء بیماری‌های شایع هستند که در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد، اما بیشتر در سنین نوجوانی و میانسالی و در میان مردان دیده می‌شود.

وی ادامه داد: سنگ‌ها علاوه بر کلیه در مثانه و لوله بین کلیه و مثانه (حالب) دیده می‌شوند که در کلیه بسیار شایع‌تر است. طاهری، مهم‌ترین دلیل ایجاد سنگ کلیه را وراثت و ژنتیک دانست و گفت: فاکتورهای محیطی نیز تاثیرگذار هستند، مانند میزان مایعاتی که فرد مصرف می‌کند و یا غذاهای حاوی پروتئین و اگزالات.

وی در ادامه افزود: برخلاف تصور عموم، خوردن کلسیم دخالتی در تولید سنگ ندارد، اما چاقی، کم تحرکی، عفونت‌های مجاری ادرار و کار در محیط‌های گرم می‌تواند تاثیر داشته باشد. درواقع افرادی که در خانواده‌شان سابقه سنگ کلیه دارند، باید این فاکتورهای محیطی را رعایت کنند. همچنین مصرف مایعات که حجم ادرار را افزایش می‌دهد در پیشگیری از این بیماری موثر است.

این متخصص مجاری ادرار با بیان اینکه اگر سنگی در مجاری ادرار وجود داشته باشد، حتما باید دفع شود، عنوان کرد: بیشتر سنگ‌هایی که در کلیه و مثانه تشکیل می‌شوند، بدون درد هستند اما وجود سنگ در حالب بسیار دردناک است که در اکثر مواقع بیمار به پزشک مراجعه می‌کند.

وی ادامه داد: در درمان سنگ‌ها، مسئله اصلی اندازه سنگ است، سنگ‌هایی که کوچک هستند، معمولا خودشان دفع می‌شوند و به درمان خاصی نیاز ندارند، اما در صورتی که بزرگتر باشند، باید از روش‌های درمانی مانند سنگ‌شکن و آندوسکوپی استفاده شود در مواقعی که سنگ خیلی بزرگ باشد، بیمار تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران یادآور شد: در 50 درصد مواقع بعد از دفع سنگ، امکان تشکیل دوباره آن وجود دارد چون زمینه‌ای که باعث تولید سنگ شده، از بین نرفته‌ است پس در صورت ابتلا به سنگ کلیه باید بررسی دقیقی برای پیدا کردن علت آن انجام شود.

عشق با مغز احساس می شود یا قلب؟

اثر عشق بر مغز مشابه اثر کوکائین است.
 
بر اساس مطالعات انجام شده در دانشگاه نیویورک، عاشق شدن و مصرف کوکائین بخش های یکسانی از مغز را تحت تاثیر قرار داده و احساس سرخوشی و رضایت مشابهی پدید می آورند. نتایج این تحقیق در نشریه طب جنسی به چاپ رسیده است.

در این مطالعه که با عنوان تصویر ذهنی عشق منتشر شد، مشخص گردید که چندین ماده شیمیایی محرک سرخوشی و شادی از جمله وازوپرسین، آدرنالین، اکسی توسین و دوپامین در 12 نقطه از مغز ترشح شده و به طور هم زمان فعالیت می کنند. در این پژوهش ذکر شد که پدیده عاشق شدن در مدت یک پنجم ثانیه اتفاق می افتد.

عشق به مغز مربوط است یا قلب؟

عشق در اصل به مغز مربوط است، اما قلب را نیز تحت تاثیر قرار می دهد، زیرا در جریان عاشق شدن، فرآیندهایی از مغز به قلب و برعکس منتقل می شود. به عنوان مثال، فعال شدن بخش هایی از مغز موجب تحریک قلب نیز می گردد. برخی از علایم ناشی از عشق که در قلب خود حس می کنیم در حقیقت از مغز سرچشمه می گیرند.

محققان کشف کردند که در اثر عاشق شدن میزان فاکتور رشد عصبی (NGF) در خون بالا می رود. NGF یک مولکول کلیدی در رفتار اجتماعی انسان و همچنین پدیده "عشق در نگاه اول" است. این محققان معتقدند که در حقیقت عشق دارای یک اساس علمی می باشد.

با شکست و یا پایان یافتن یک رابطه عاشقانه، خطر افسردگی و اختلالات عاطفی در حداقل یکی از زوجین افزایش می یابد.

درک کامل مکانیسم مغزی عشق و شکستن قلب پس از جدایی، به درمان بسیاری از اختلالات روانی ناشی از ارتباطات انسانی کمک خواهد نمود.

عشق به اشکال گوناگون در انسان ها مشاهده می شود و بسته به نوع عشق، بخش های متفاوتی از مغز تحت تاثیر قرار می گیرد. به عنوان مثال عشق مادر و فرزند که به "عشق بدون قید و شرط " مشهور است، نقاطی را در بخش میانی مغز تحت تاثیر قرار می دهد.

در عشق بین یک زوج، همان بخش هایی از مغز تحریک می شود که در اثر مصرف کوکائین تحت تاثیر قرار می گیرد.

روناک یونسی، پری دریایی سینمای ایران!

مدتی پیش برای کار دیگری با «روناک یونسی» تماس گرفتیم و داشتیم حرف می زدیم که حرفمان به کار کشید و او درباره تجربه نقش عجیبی به نام «پری دریایی» حرف زد! همین کافی بود تا بهانه یک گفت و گوی متفاوت دستمان بیاید و از ستاره سریال پرطرفدار «دلنوازان» بخواهیم بیشتر از این نقش بگوید.

«ماهی کویر» ساخته «قربان کریمی» اولین تجربه حضور یک بازیگر زن در نقشی است که تمام پلان هایش زیر آب فیلمبرداری شده! برای همین با خودمان فکر کردیم حتما «روناک یونسی» تجربه زیادی در زمینه شنا، بازی «زو» و گرفتن نفس زیر آب دارد که «پری دریایی» شده است!

در این روزهایی که همه جا صحبت از جشنواره و فیلم های حاضر در آن است شاید یادآوری این نکته بی علت نباشد که این فیلم در سی و یکمین جشنواره بین المللی فجر حضور ندارد.


بچه که بودی تو مسابقه «زو» اول می شدی؟!

- (خنده) بله! الان که فکر می کنم می بینم بچه که بودیم چقدر بازی می کردیم، «زو» هم یکی از آنها بود.

پس احتمالا مسابقه نفس گرفتن زیر آب هم می گذاشتید!

- آره.

همیشه اول می شدی؟


- یادم نیست ولی این کار را انجام می دادم! ولی خوب یادم است همیشه جرزنی می کردم!

تخصص خاصی در شنا کردن داری؟

- نه، اتفاقا شنا یاد گرفتن من داستان ویژه ای دارد. همیشه از آب می ترسیدم، برای همین هیچ وقت در آب نمی رفتم! هر چقدر هم برایم کلاس های آموزشی گذاشتند و مربی گرفتند نتوانستم شنا یاد بگیرم، چون هیچ وقت احساس امنیت کافی را نداشتم. تا اینکه مادرم خودش تصمیم گرفت شنا کردن را یادم بدهد و چون از بچگی به مادرم اعتماد کامل داشتم، قبول کردم. در واقع مادرم شنا کردن را به من یاد داد.

با این حساب از بچگی پولدار بودید و در خانه تان استخر داشتید.

- مگر استخر رفتن و شنا کردن ربطی به پولدار بودن دارد؟! استخر چیزی است که همه می توانند بروند. (خنده) پولدار نبودیم، ولی اینقدر پول داشتیم که بتوانیم استخر برویم! (خنده)

تمام داستان فیلم «ماهی کویر» زیر آب می گذرد یا نه قسمت هایی از آن زیر آب فیلمبرداری شده؟


- نه، اصل داستان این فیلم در کویر می گذرد. «ماهی کویر» داستان کودکی را روایت می کند که پدرش چاه کن است و در کویر زندگی می کنند اما براساس یکسری داستان ها و اتفاقاتی که می افتد سر از جایی درمی آورند که دریاست و آن کودک به دنبال چیزی وارد دریا می شود و در زیر آب با یک پری دریایی آشنا و دوست می شود و هر بار که به دریا می رود آن را می بیند. الان نمی توانم خیلی داستان فیلم را لو بدهم.

پس این فیلم در ژانر کودک ساخته شده است؟


- بله.


قبلا هم تجربه ژانر کودک را داشته ای؟
- نه، «ماهی کویر» اولین تجربه ام در این ژانر است. این ژانر خیلی خوب است؛ زلالی، شفافی و بدون حاشیه بودن این ژانر بسیار دلپذیر است. در این دسته فیلم ها به واسطه همکاری با کودکان روحیه کودکی می توانی پیدا کنی که خیلی دوست داشتنی است و چیزی است که شاید خیلی وقت است در کارهایمان گمش کرده ایم.

خودت هم زمان بچگی برای دیدن فیلم های کودک به سینما می رفتی؟

- بله، یادم است با خانواده ام «دزد عروسک ها» را در سینما دیدیم.

الان که دیگر کارتون نمی بینی؟


- چرا من عاشق کارتونم. بین شخصیت های کارتونی ایرانی پسرخاله را از همه بیشتر دوست دارم. قبلا هم کارتونی به اسم «هیولاها» را دیده بودم که اسم یکی از شخصیت هایش «مستر بازافسکی» بود و آن را خیلی دوست داشتم؛ آنقدر که مدت ها دنبال این بودم که عروسکش را بخرم!

چی شد که از سریال های هر شب تلویزیون تصمیم گرفتی در ژانر کودک و پری دریایی بازی کنی؟

- به هر حال پیشنهاد کاری است دیگر. بعد از آن سریال های هر شبی، یک فیلم سینمایی در ژانر اکشن را تجربه و بعدش هم یک سینمایی تاریخی کار کردم و امسال هم که یکدفعه پیشنهاد بازی در نقش «پری دریایی» به دستم رسید. در کل این کار را خیلی دوست دارم و فکر می کنم من اولین زن سینمای ایران باشم که «پری دریایی» را بازی کرده است.

***************************

کارتون پری دریایی را هم خیلی دوست داشتی؟

- نه اتفاقا!

پس چی شد علاقمند شدی نقش «پری دریایی» را بازی کنی؟
- البته بچه که بودم بیشتر سیندرلا را دوست داشتم ولی الان پری دریایی را دوست دارم، برای همین شرایطی که پیش آمد که گفتم بگذار خودم پری دریایی شوم، چرا فقط پری دریایی را دوست داشته باشم؟!


پس احتمالا سر این نقش بین خانم های بازیگر دعوا بوده که کدامشان بتوانند لقب پری دریایی سینما را بگیرند.

- فکر نمی کنم، چوناول و آخر این نقش برای خودم بود! (خنده) والله زمانی که پیشنهاد این نقش به من شد، اولش نمی دانستم قرار است چه کار کنیم ولی وقتی نشستیم صحبت کردیم دیدم نه انگار جدی است و واقعا می خواهند این کار را انجام دهند و جدی جدی باید پری دریایی شوم! با این علم که می دانستم ریسک است قبول کردم.

*******************

تجربه بازی زیر آب چه شکلی بود؟
- خیلی کار سختی است. فکر می کنم قبلا فیلم هایی بوده است که پلان هایی از آن را زیر آب گرفته اند ولی تا امروز ندیدم بازیگری را که تمام پلان هایش را زیر آب گرفته باشند؛ مخصوصا که خانم بوده باشد! بزرگترین سختی این نقش برای من گریم سنگین و پیچیده آن بود. اول از همه در طراحی لباس این نقش باید حواسمان را به حجاب کامل آن جمع می کردیم. از طرف دیگر در سینمای ما به دلیل عقاید مذهبی که وجود دارد خیلی شرایط انجام کارهای عجیب و غریب برای خانم های بازیگر مهیا نیست و یکسری محدودیت ها وجود دارد. بنابراین مجبور بودیم با گریم و لباس همه آن محدودیت ها را پوشش دهیم.

نتیجه تمام ماکت ها و تجربه هایی که عوامل «ماهی کویر» انجام دادند، گریمی شد که از روز اول تا روزی که فیلمبرداری کار به پایان رسید، 3 روز کامل گریم داشتم؛ روز اول 15 ساعت و روزهای دوم و سوم 12 ساعت برای موها و صورتم زیر گریم می نشستم! یادم است روز آخر 10 صبح گریم صورتم را شروع کردیم و 12 شب توانستیمی جلوی دوربین برویم. به هر حال نمی توانستیم برای پری دریایی روسری استفاده کنیم، مجبور بودیم به یک شکل دیگر این قضیه را پوشش دهیم تا برای مخاطب قابل باور شود. برای همین گریم موهایم خیلی طول کشید و از آن طرف باید از ابزار گریمی استفاده می کردیم که ضد آب باشند و دوام بیاورند. از آن طرف لباس این نقش هم خیلی لباس سنگینی بود که در کنار زیبایی نمی توانستی آن را خارج از آب بپوشی، چون پارچه زیادی در آن به کار رفته بود و وزن سنگینی داشت.


این نقش را در تابستان بازی کردی؟

- نه! یک ماه پیش سکانس هایم را گرفتند.

در این سرما زیر آب بازی کردی؟!

- تمام فیلم های پشت صحنه این کار هست که به قدری از شدت سرما بدن و دندان هایم می لرزید که نمی توانستم فکرم را کنترل کنم! بالاخره پاییز فصل سردی است و حتی گرمترین مناطق ایران هم شب هایش خنک است. آنقدر گریم، لباس و شرایط این کار سخت بود که اولش از پذیرش این نقش پشیمان شدم ولی وقتی جلوی دوربین رفتم همه آن سختی ها یادم رفت.

**********************

حالا هر شب از رستوران خودت شام سفارش می دهی یا در خانه غذا درست می کنی؟!

- (خنده) نه چون رژیم خاصی برای سلامت غذایم دارم نمی شود هر شب از رستوران خودم غذا بگیرم!

حال رستورانت چطور است؟ خودت چه وقت هایی آنجا می روی؟

- آن رستوران کاری مشارکتی بود و نمی دانم چرا این قضیه تا این حد بزرگ شد! ولی الان دارم کارهای دیگری در تهران انجام می دهم که فکر می کنم یک سورپرایز است. حتما زمان افتتاحیه اش را اعلام می کنم که همه دوستانم بدانند قرار است کار جدیدی را شروع کنم که باز هم مربوط به تغذیه است اما رستورن داری نیست. امیدوارم سال دیگر آن را در تهران افتتاحش کنم. هدفم از این کار این است که هموطن هایم تجربه امتحان خیلی از خوراکی ها را در کشور خودمان هم داشته باشند و اینجوری نباشد که حتما یکسری چیزها را تنها در سفرهای خارجی تجربه کنند. دارم تلاشم را می کنم که نمایندگی یکی از برندهای مشهور خوراکی در جهان را در تهران بگیرم.

این غذای مفید سلامت مغز را بیمه می کند

مصرف ماهی خطر بیماری آلزایمر را کاهش می دهد.
 
بر اساس مطالعه ای که در امریکا انجام شد، در افرادی که حداقل یک بار در هفته، ماهی (به صورت کبابی یا بخارپز) می خورند، سلامت مغز بهبود یافته و خطر اختلال شناختی و ادراکی و همچنین خطر بیماری آلزایمر کاهش می یابد.

مصرف منظم ماهی از بخش خاکستری مغز در نقاطی که با بیماری آلزایمر مرتبط است، محافظت می کند. حجم بخش خاکستری در سلامت مغز بسیار موثر است. هر چه حجم این بخش بیشتر باشد، سطح سلامت مغز بالاتر بوده و کاهش حجم بخش خاکستری به معنی کوچک شدن مغز است. 

آلزایمر یک بیماری مغزی پیشرونده و غیر قابل درمان است که موجب از بین رفتن حافظه و مهارت های ادراکی می شود. بر اساس آمار انستیتو ملی سالمندان، 5.1 میلیون امریکایی به آلزایمر مبتلا هستند.

برای انجام مطالعه اخیر، 260 فرد سالم انتخاب شدند و اطلاعات مربوط به میزان مصرف ماهی آنها ثبت گردید. مغز افراد مورد مطالعه در طی یک دوره 10 ساله توسط MRI سه بعدی مورد ارزیابی قرار گرفت.

نتایج نشان داد که مصرف حداقل هفته ای یک بار ماهی، موجب حفظ بخش خاکستری در قسمت های مختلف مغز شده و خطر ابتلا به آلزایمر را 5 بار کاهش می دهد. در حقیقت اسیدهای چرب موجود در ماهی موجب بزرگ شدن و تقویت نورون ها (سلول های مغزی) در بخش خاکستری مغز می شوند. این پدیده مغز را در برابر بیماری آلزایمر محافظت می نماید.

مصرف ماهی، حافظه و قدرت ادراک و شناخت را نیز افزایش می دهد.

نکته مهم در این تحقیق این بود که مصرف ماهی سرخ شده در افزایش حجم مغز و یا محافظت در برابر کاهش ادراک و شناخت تاثیر چندانی ندارد.



ضد دیابت های طبیعی را بشناسید

اگر دیابتی هستید و می‌خواهید برای کنترل قند خونتان از راه‌های طبیعی نیز استفاده کنید، این مقاله به شما كمك می‌كند.
 
استفاده از گیاهان دارویی در درمان انواع بیماری ها، قدمتی درست به اندازه خود بیماری‌ها دارد. دیابت نیز از این قاعده مستثنا نیست و بسیاری از بیماران دیابتی با گیاهان دارویی معالجه می‌شدند.
هر چند استفاده از برخی گیاهان دارویی در درمان این بیماری موثر واقع می‌شوند اما ذكر این نكته ضروری است كه باید مصرف هر كدام از آنها با تشخیص پزشك متخصص و همچنین پزشكان متخصص در زمینه طب سنتی باشد، زیرا برخی از انواع گیاهان با برخی داروهای شیمیایی تداخل پیدا كرده و اثر معكوس می‌گذارند.

ضمن آنكه اثر هر كدام از آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت بوده و عوارض و اثرات مصرف طولانی مدت این گیاهان ناشناخته است. در ادامه برخی از عمده ترین گیاهانی كه در طول تاریخ به این منظور استفاده می‌شدند را با هم مرور می‌كنیم.

پیاز و سیر

تركیبات گوگردی مانند آلیل پروپیل دی سولفید موجود در پیاز و همچنین اكسید آلیل دی سولفید موجود در سیر با افزایش میزان انسولین خون،‌ نقش بسیار مهمی‌در كاهش قند خون ایفا می‌كنند. به همین منظور قرص‌های سیر در بازار موجود است كه مصرف آنها تا حدودی قند خون را كاهش می‌دهد.

شنبلیله

بذر شنبلیله برای درمان دیابت مفید است. مصرف این سبزی باعث كاهش قند خون شده و به دیابتی‌ها كمك می‌كند. این گیاه همچنین موجب تسكین علائم دیابت مانند پرنوشی و پرادراری می‌شود. علاوه بر قند خون، تخم شنبلیله، كلسترول خون را نیز كم می‌كند. ماده موثر تخم شنبلیله، گالاكتولامان است كه از انواع فیبرهای قابل حل در آب است.

دم كرده گیاه گزنه

گزنه در طب سنتی ایران به عنوان یك داروی كاهنده گلوكز خون شناخته شده است. عصاره برگ گزنه می‌تواند نقش حفاظتی در برابر افزایش میزان قند خون و تخریب سلول‌های پانكراس داشته باشد.

عدس الملك

این گیاه به منظور كاهش قند خون بیماران دیابتی تجویز می‌شود. با این حال مصرف روزانه پودر بذر گیاه به مقدار ۱۵۰۰ میلی گرم در روز به مدت ۲ ماه اثر مفیدی بر قند خون نشان نداده و فعلاً‌ اطلاعات علمی‌كافی در مورد اثرات این گیاه در دسترس نیست.

دارچین

تازه ترین تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد مصرف كمی‌دارچین در رژیم غذایی می‌تواند در حفظ سلامت بیماران دیابتی موثر باشد. افزودن مقدار كمی‌دارچین به قهوه صبحانه، آب پرتقال یا غلات مفید است و با جوشاندن آب با یك تكه دارچین،‌ به راحتی می‌توان چای دارچین تهیه كرد. یك گرم دارچین، فقط ۳ كالری دارد و بیماران دیابتی بدون نگرانی از چاق شدن می‌توانند آن را مصرف كنند. لازم به ذكر است این گیاه با اینكه اثر كاهندگی بر قند خون دارد، تاثیری بسیار ناچیز بر HbA۱C (هموگلوبین گلیکوزیله) دارد.


4 آنتی‌ بیوتیک طبیعی را بشناسید

وقتی صحبت از آنتی‌بیوتیک‌ها به میان می‌آید، داروهای طبیعی خوش می‌درخشند!

با اینکه صدها آنتی‌بیوتیک طبیعی با درجه قدرت‌های متفاوت وجود دارد، اما اینجا به 4 مورد از بهترین آنها اشاره می‌کنیم:

روغن مرزنگوش -- پادشاه آنتی‌بیوتیک‌های طبیعی روغن مرزنگوش است که تحقیقات مختلف تاثیر آن را اثبات می‌کنند. البته، در این مورد هم مثل چیزهای دیگر، میزان قدرت محصول قابل‌تغییر است به همین دلیل بهتر است قبل از خریداری حتماً در مورد آن تحقیق کنید.

در سه تحقیق که توسط پاول بلاشی (Paul Belaiche) انجام گرفت،  مشخص شد که روغن مرزنگوش 96 درصد از همه باکتری‌های پنوموکوک، 92 درصد از باکتری‌های نایسریا پروتئوس و استافیلوکوک را از بین می‌برد. بعضی رشته‌های نایسریا در بیماری‌هایی مثل سوزاک یا مننژیت مسئول است. پروتئوس نیز نوعی عفونت روده است و استافیلوکوک مسئول برخی انواع مسمومیت‌های غذایی است. روغن مرزنگوش 83 درصد از استرپتوکوک‌ها و78 درصد از انتروکوک‌ها را که با گلودرد استرپتوکوکی، تب مخملک، تب روماتیسمی، سندرم شوک سمی، کیست، عفونت‌های زخمی و آنورکسیا در ارتباط هستند را نیز از بین می‌برد.

عصاره برگ زیتون -- برگ زیتون، مثل بسیاری از آنتی‌بیوتیک‌های طبیعی دیگر، یک ضدویروس خوب هم هست و این باعث می‌شود وقتی با نوع یک میکروب به خوبی آشنایی نداریم، انتخابی فوق‌العاده باشد. دکتر لی در دپارتمان علوم پزشکی در دانشگاه CHA کره، دریافتند که عصاره برگ زیتون درمقابل میکروب‌های مختلف بسیار قوی عمل می‌کند. علاوه‌ براین، تحقیق آنها نشان داده است که برگ زیتون قدرت از بین بردن رادیکال‌های آزاد را هم دارد. رادیکال‌های آزاد با پیری و بیماری در ارتباط هستند.

سیر -- سیر که یک آنتی‌بیوتیک طبیعی، ضدقارچ و ضدویروس قوی است، ماده‌غذایی است که حتماً باید به برنامه‌غذایی روزانه‌تان اضافه کنید. سیر که حاوی پتاسیم و ژرمنیوم، دو ماده‌معدنی که موجب بهبود سلامتی می‌شوند، می‌باشد، به ترکیبات سولفوری خود به‌ویژه آلیسین نیز معروف است. اینها موادشیمیایی گیاهی اصلی هستند که سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بعنوان یک آنتی‌بیوتیک طبیعی عمل می‌کنند. پس زمانش رسیده است که چند تکه سیر در سوپ، سالاد و غذای موردعلاقه‌تان بیندازید و از فواید بسیار آن بهره‌مند شوید. مصرف پودر سیر را فراموش کنید زیرا بیشتر فواید آن از بین رفته است.

چای سبز -- یکی از ترکیبات فعال موجود در چای سبز، اپیگالوکاتچین گالات (EGCG)، در تحقیقات عاملی بسیار موثر دربرابر برخی باکتری‌های دهانی شناخته شده است. ازآنجا که چای سبز فواید بسیار زیاد دیگری برای سلامتی دارد، مثل توانایی عالی آن در تجزیه چربی ذخیره در بدن، خیلی خوب است که برای بهره بردن از قدرت آنتی‌بیوتیک آن نیز حتماً به برنامه غذایی‌تان اضافه شود. برای گرفتن بهترین نتیجه از آن، حتماً موقع نوشیدن آن را در دهانتان بچرخانید.



مشکلات تغذیه ای در سالمندان

تغذیه خوب و مناسب، یکی از مهم‌ترین اصول سلامتی و داشتن زندگی سالم است.
 
این موضوع در همه مراحل زندگی از کودکی تا جوانی و البته میانسالی و پیری اهمیت دارد و در صورت بی‌توجهی به مصرف مواد غذایی مناسب، سوءتغذیه پیش می‌آید. برای تشخیص اینکه یک فرد سالخورده سوءتغذیه دارد یا خیر لازم نیست خیلی خودتان را به دردسر بیندازید چون علائم این مشکل تا حدود زیادی واضح و مشخص هستند.

مصرف مواد غذایی به مقدار کم، کاهش وزن و یک رژیم غذایی کم خاصیت نشانه‌های بارزی هستند که از سوءتغذیه خبر می‌دهند. در واقع سوءتغذیه که به دلیل ترکیبی از شرایط جسمانی، وضعیت فیزیکی و حتی مشکلات روان شناختی پیش می‌آید، به عوامل زیر مربوط است.

سیگار و محدودیت رژیم غذایی

سالمندان سیگاری میل چندانی به غذا خوردن ندارند و بدن آنها طی سالیان متمادی مملو از سموم ناشی از سیگار كشیدن است. از سوی دیگر، داشتن محدودیت در مصرف برخی از مواد غذایی مانند نمک، چربی، پروتئین یا شکر ممکن است در بهبود بیماری‌هایی موثر باشد اما این احتمال وجود دارد که کاهش اشتها، مصرف کمتر مواد غذایی و سوءتغذیه را ایجاد کند.

مشکلات جسمانی

بسیاری از افراد پیر به برخی از مشکلات جسمانی دچار می‌شوند که‌ این موضوع اشتهای آنها را کم می‌کند یا سبب می‌شود غذا خوردن‌شان با دشواری‌هایی همراه شود. برای مثال بعضی از امراض مزمن، مصرف دارو، از دست دادن دندان‌ها، ناتوانی در جویدن مواد غذایی، بیماری‌های مربوط به دهان و دندان و مشکلات بلع یا جذب مواد غذایی می‌تواند سبب بروز سوءتغذیه شود. بستری شدن در بیمارستان هم ممکن است با کاهش اشتها یا مشکلات تغذیه‌ای همراه شود. حتی ضعیف شدن حس بویایی و ناتوانی در تشخیص مزه غذا‌ها هم در بی‌اشتهایی تاثیر دارد.

درآمد کم

شاید بعضی از افراد مسن قادر به تامین مخارج مواد غذایی مورد نیاز بدن‌شان نباشند یا هزینه گران درمان برخی از بیماری‌ها آنها را با کاهش منابع مالی روبه‌رو کند و در نتیجه از خرید و مصرف غذاهای تازه و مقوی دور بمانند.

کاهش ارتباطات اجتماعی

سالخوردگانی که با آشیانه خالی روبه‌رو شده یا مجبور هستند تنها زندگی کنند بیشتر مواقع از غذاخوردن به تنهایی لذت نمی‌برند. همین موضوع باعث می‌شود که نسبت به خرید مواد غذایی تازه، آشپزی و مصرف مواد مغذی بی‌تفاوت شوند و سوءتغذیه به سراغ‌شان بیاید.

افسردگی

غم و اندوه، تنهایی، شکستگی استخوان‌ها، تحرک کم و سایر عواملی از این دست با افسردگی ارتباط نزدیکی دارند که ‌این بیماری بیشتر مواقع سبب کاهش اشتها می‌شود.

راه‌های پیشگیری از سوءتغذیه

برای جلوگیری از بروز این مشکل راه‌هایی وجود دارد که بهتر است آنها را بدانید.

به عادت‌های غذایی سالخوردگان بیشتر توجه کنید: پدر، مادر، پدر‌بزرگ، مادربزرگ یا هر سالخورده‌ای در بین دوست یا آشنایان شما نیازمند توجه هستند. اگر این افراد سالخورده در زندگی برای شما اهمیت دارند به آنها بیشتر سر بزنید و مراقب رژیم غذایی‌شان باشید. ببینید چطور مواد غذایی مورد نیاز‌شان را تهیه می‌کنند و در خرید مواد غذایی مناسب به آنها کمک کنید. اگر در بیمارستان بستری شده‌اند یا باید مدت زیادی در رختخواب بمانند در زمان غذا خوردن کنارشان باشید و آنها را نسبت به مصرف غذاهای مقوی آگاه کنید.

مراقب کاهش وزن‌شان باشید: برای افراد سالخورده وسیله مناسبی برای سنجش وزن‌شان در خانه تهیه کنید. علاوه بر این حواس‌تان به نکات دیگری در زمینه کاهش وزن مانند تغییر سایز و گشاد شدن لباس‌ها باشد.

درباره داروهای مصرفی اطلاعاتی کسب کنید:  یکی از اثرات جانبی بسیاری از دارو‌ها این است که روی اشتهای فرد، سیستم گوارش و جذب غذا تاثیر می‌گذارند. پس با دانستن این موضوع برای پیشگیری از سوءتغذیه با پزشک معالج مشورت کنید.

سایر نشانه‌ها را جدی بگیرید: علاوه بر کاهش وزن، سوءتغذیه می‌تواند با تاخیر در بهبود زخم‌ها، مشکلات مربوط به دهان و دندان و همینطور زود کبود شدن سطح پوست هم ارتباطی داشته باشد. پس این نکات را هم جدی بگیرید تا در مراحل ابتدایی سوءتغذیه ‌این مشکل را درمان کنید.



همه چیز درباره کارت بازرگانی

بسیاری از افراد علاقمند به فعالیت های بازرگانی، برای دریافت کارت بازرگانی از طریق وزارت بازرگانی اقدام می کنند. اگر درک درستی از نحوه درست این کارت وجود نداشته باشد، با تمام مزیت هایش می تواند دردسرساز هم باشد.

مثل همین چند ماه پیش که در خبرها خواندیم عده ای با اجاره دادن کارت های بازرگانی شان به قاچاق کالا در کشور دامن زده اند و یا عده ای از صادرکنندگان برای فرار از زیر بار برخی قوانین، با کارت بازرگانی دیگر افراد – که عمدتا هم روستایی بوده اند – اقدام به واردات کالا می کرده اند.


کارت بازرگانی چیست؟

کارت بازرگانی مجوزی است که دارنده آن چه شخصی حقیقی باشد چه شخصیتی حقوقی، می تواند با داشتن آن اقدام به تجارت در عرصه واردات و صادرات کالا کند. این تجارت از ثبت سفارش و ترخیص کالا تا واردات از مناطق آزاد، حق العمل کاری در گمرک و صادرات کالاهای مجاز را دربر دارد.

برای ثبت نام و دریافت این کارت، باید به نشانی اینترنتی www.tccim.ir/registeration.aspx رفته، به صورت آنلاین اقدام کنید یا از طریق شعب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران مراحل کار را دنبال کنید.

شرایط صدور کارت بازرگانی

تابعیت ایرانی برای اشخاص حقیقی، داشتن برگ پایان خدمت نظام وظیفه یا برگ معافیت (برای آقایان)، داشتن سه سال سابقه فعالیت تجاری یا تولیدی به تایید دو نفر از دارندگان کارت بازرگانی یا ارائه مدرک دانشگاهی یا داشتن مجوز تولید از یکی از وزارتخانه های تولیدی، داشتن محل کسب متناسب با رشته فعالیت (اعم از ملکی یا استیجاری)، داشتن دفتر قانونی و ارائه اظهارنامه ثبتی، داشتن حساب جاری در یکی از شعب بانک های داخلی، عدم اشتغال تمام وقت و رابطه استخدامی با وزارتخانه ها و سازمان های دولتی و قوای سه گانه، نداشتن سابقه ورشکستگی به تقصیر و تقلب و نداشتن محکومیت کیفری از جمله شرایط افرادی است که می خواهند برای دریافت کارت بازرگانی اقدام کنند.

در قانون تنها شرکت تعاونی مرزنشینان، ملوانان ایرانی شاغل در شناورهای در حال تردد بین سواحل ایران و کشورهای دیگر، پیله وران و کارگران ایرانی شاغل در خارج از کشور (به شرط داشتن کارنامه شغلی از وزارت کار) برای ورود و خروج کالا معاف از دریافت کارت بازرگانی شده اند و اگر شما جزو این افراد نیستید، برای وارد یا خارج کردن کالاهایی که به تشخیص گمرگ جزو کالاهای قابل خرید یا فروش قرار گرفته اند، به چنین مدرکی نیاز دارید.

خود را ماساژ دهید

پشت میز نشینی، کار کردن، حرف زدن، تایپ کردن و ... همه می توانند باعث درد گرفتن عضلات و مفاصل شوند. راه های مختلفی همچون مصرف دارو برای برطرف کردن این دردها وجود دارد. اما یکی از روش های مفید، ماساژ است. ماساژ می تواند هیچ هزینه ای برای شما نداشته باشد، به شرطی که خودتان آن را انجام دهید. بنابراین، در این مطلب روش هایی برای ماساژ دست، سر، شانه، گردن، زانو و ... برایتان ذکر کرده ایم.

محل درد: دست ها
راهکار: تمرین مچ

نشستن پشت میز برای ساعت های طولانی در طول روز می تواند منجر به سندروم مچ دست - تحریک و ناراحتی عصب های مچ دست و انگشتان -  شود. اما با انجام تمریناتی که هر یک ساعت یکبار باید تکرار شوند، می توان این دردها را کاهش داد.

1.    دست چپ خود را بالا بگیرید به طوریکه کف دست رو به بیرون باشد. با دست راست، انگشت های دست چپ را به قدری به عقب به طرف مچ بکشید که کشیدگی آن را به خوبی احساس کنید و برای 5 ثانیه در همین حالت باقی بمانید. همین تمرین را روی دست راست خود انجام دهید. 


2.    کف دست های خود را مقابل سینه به هم فشار دهید. این کار را طوری انجام دهید که در مچ های خود کشیدگی و فشار را احساس کنید و برای 5 ثانیه در همین حالت باقی بمانید.

3.    انگشتان خود را به مدت 5 ثانیه از هم باز کنید.

4.    در دست چپ خود، انگشت شست را به عقب به سمت مچ بکشید و برای 5 ثانیه نگه دارید. همین کار را در دست راست خود نیز تکرار کنید.

5.    انگشت های خود را مشت کنید: از انگشت کوچک شروع به تا کردن انگشتان کنید. سپس مچ خود را به داخل خم کنید تا کشیده شود و برای 5 ثانیه آن را در همان حالت نگه دارید.

6.    داخل و بیرون دست ها خود را ماساژ دهید و سپس، آنها را به آرامی به سمت بیرون تکان دهید.

محل درد: پاها

راهکار: توپ تنیس و استفاده از یخ

همه مردم، چه آنهایی که باید کار خود را سراپا انجام دهند یا حتی دونده های حرفه ای، همه ممکن است دچار درد پا بشوند. کلید جلوگیری از این دردها ماساژ دادن پاها و یخ درمانی آنها بعد از یک روز سخت است.


پای خود را با توپ تنیس ماساژ دهید: توپ را زیر پاشنه یکی از پاها قرار دهید، سپس بلند شوید و وزن بدن خود را روی توپ بیندازید. به آرامی توپ را از پاشنه به سمت انگشتان پا غلت دهید و وقتی توپ به انگشت ها رسید، انگشت ها را از هم باز کنید. اگر توپ تنیس ندارید می توانید از توپ گلف یا حتی قوطی کنسرو نیز استفاده کنید. سپس از بطری آب یخ‌زده برای آرام کردن درد پا استفاده کنید: آن را زیر پای خود به عقب و جلو بغلتانید.

محل درد: کمر و شانه

راهکار: توپ تنیس


این ماساژ برای افرادی که ساعت های طولانی پشت مانیتور کامپیوتر می نشینند و افرادی که درد کمر دارند، مناسب است. روی زمین دراز بکشید  و توپ تنیس را در نزدیکی محل درد، همچون پایین کمر یا بین دوطرف شانه خود  قرار دهید. توپ را در اطراف محل درد بغلتانید تا به درستی محلی که بیشترین درد را دارد، بیابید و برای مدت یک تا 5 دقیقه یا تا زمانی که احساس آرامش کردید، آنجا دراز بکشید.

محل درد: زانو

راهکار: استوانه اسفنجی


استوانه های اسفنجی را می توانید در فروشگاه های لوازم ورزشی پیدا کنید. این استوانه ها از اسفنج سخت ساخته شده اند. اگر پیدا نکردید، می توانید از لوله  PVC نیز استفاده کنید. با قرار دادن استوانه اسفنجی یا لوله  PVC روی عضله های خود و فشار آنها، فشار بیشتری نسبت به ماشاژ دستی، به عضله وارد می شود.

این کار چه کمکی به زانوها می کند؟ استوانه های اسفنجی، عضله هایی که گرفته اند و منجر به درد زانو می شوند را ماساژ می دهد. رابطی به نام «نوار آی تی» در پا وجود دارد و از زیر ران شروع و در زیر زانو تمام می شود. وقتی این رابط سفت می شود، زانو نیز درد می گیرد. برای درمان آن، روی پهلوی راست خود دراز بکشید و ران راست خود را روی غلتک اسفنجی قرار دهید.


 دست های خود را به عنوان پشتیبان روی زمین بگذارید. پای چپ را به طور ضربدری روی پای راست بیاورید و پای چپ خود را به طور کامل روی زمین بگذارید. بدن خود را به راست بچرخانید، غلتک را از ران به سمت زانو حرکت دهید به طوریکه بالای ران شما به طور کامل ماساژ داده شود. سپس برای مدت 30 ثانیه این غلتک را روی پای خود عقب و جلو ببرید. همین کار را با پای چپ خود تکرار کنید. 

اگر زخمی روی بدن دارید این کار را روی آن انجام ندهید. فشار دادن محل زخم می تواند به باز شدن گرفتگی ها کمک کند.

محل درد: کل بدن

راهکار: وسایل مختلف

اگر بیشتر نقاط بدن شما درد می کند و حسابی خشک شده، شاید ارزش داشته تعدادی وسایل ماساژ بخرید. در اینجا دو وسیله خوب را معرفی می کنیم:

تشک های دندانه دار: این تشک ها که دندانه دارند، برای استراحت دادن به عضله ها استفاده می شوند. وقتی روی تشک دراز می کشید یا می ایستید، دندانه های آن روی عصب های بدن فشار وارد می کنند و باعث افزیش جریان خون و آزاد شدن اندروفین در خون می شود. در نتیجه، میزان هورمون های استرس در بدن کاهش می یابند و بدن آرام می شود. می توانید روی این تشک ها دراز بکشید، بایستید یا آن را در پشت خود آویزان کنید و به آن تکیه دهید.  یکی از مارک های خوب این تشک، Spoonk است.

ماساژورهای چندکاره: برخی از ماساژورهای دستی در بازار هستند که برای ماساژ نقاط مختلف بدن همچون گردن و کمر استفاده می شوند. این ماساژورها نیز همچون استوانه های اسفنجی به ماهیچه ها فشار وارد می کنند و باعث باز شدن گرفتگی ها و در نتیجه، از بین رفتن دردها می شوند.

اگر امتحان دارید، بخوانید

این روزها، فصل امتحانات دانش آموزان و دانشجویان است...
 
دکتر احمد جلیلی، روانپزشک، گفت: استرس دانشجویان به هنگام گذراندن آزمون ها از طریق خانواده و فشار وارده به آنها منتقل می‌شود.

وی ادامه داد: دانشجویان به هنگام امتحانات باید خواب کافی داشته باشند و در هنگام شب، به مطالعه و درس خواندن نپردازند.

جلیلی گفت: خواب کافی مطابق معمول در هر سنی حدود 7 تا 8 ساعت تعیین شده و نکته مهم این است که درس‌خواندن را به هنگام شب موکول نکنند.

عضو انجمن روانپزشکان ایران افزود: درس خواندن در طول شب،عوارض منفی بر سیستم عصبی، تمرکز و یادگیری می گذارد.

وی ادامه داد: دانشجویان در این ایام، ورزش را به صورت روزانه در برنامه خود داشته باشند، پرخوری نکنند، گرسنه نمانند و تعادل در رژیم غذایی را رعایت نمایند.

جلیلی گفت: استفاده از داروهایی که بی‌خوابی می آورد و مصرف مواد غذایی کافئین دار مانند قهوه به صورت طولانی مضر است. چرا که مصرف این مواد پس از مدتی اختلالات روانی، اضطراب و روانپریشی را موجب می‌شوند و جبران آن کار آسانی نیست.




احسان خواجه امیری از چاوشی، آدل و پدرش می گوید

آرامش عجیبی دارد. چه روی استیج، چه با صدایش و چه وقتی روبرویت نشسته و صحبت می کند. مدتی بود می خواستیم حرف بزنیم تا آلبوم تازه اش را بررسی کنیم ولی گذاشتیم مدتی بگذرد تا آلبوم و نظرات پیرامونش ته نشین شود. به جای مقدمه درباره او بهتر است حرف های او را بخوانید.


آلبوم اولت چگونه شکل گرفت و پسر ایرج بودن چقدر در این ماجرا مهم بود؟

- برای خواننده ای آهنگ ساخته بودم ودر استودیو مشغول کار بودیم. موقع خواندن، آن چیزی که ساخته بودم را نمی توانست بخواند و مدام می گفتم که به چه شکل بخواند، بعد عصبی شد و گفت: «تو که خودت اینقدر خوب می خوانی چرا خودت نمی خوانی؟ دیدم حرف بدی نمی زند! راجع به حرفش فکر کردم. کمی فضای استودیو به سمت شوخی رفت و صدابرداری که آنجا نشسته بود به من گفت یک آلبوم منتشر کن و اسمش را بگذار: «من و بابا». ابتدا خندیدیم. من هم دیدم که بیراه نمی گویند و خوب است و به این صورت شروع کردم و رسیدم به اینجا.

و بابا چقدر نقش داشت؟

- بابا نقشی نداشت. آهنگ اول را که ضبط کرده بودیم اصلا در جریان نبود. خیلی رفتارش به آن شکل نبودکه روی کارهای من متمرکز شود.

قبلا گفته بودی که شخصیتی خجالتی داری. تو با مخاطبان زیادی در ارتباط هستی و در کنسرت های زیادی هم حضور داری، با این ویژگی و تناقض چطور کنار آمدی؟


- هنوز هم همین گونه است، باور کن وقتی می روم در خیابان یا سینما خیلی اوقات از مردم خجالت می کشم.


پس چطور می شود که بیشترین اجراهای داخل و خارج از کشور را با تعداد زیادی مخاطب اجرا می کنی؟

- اولین اجرایی که روی صحنه رفتم اصلا به آن فکر نکرده بودم، شخصی به من گفت اینقدر پول می دهیم و پلی بک اجرا کن و گفتم که پلی بک نمی خوانم. گفت که چه می کنی؟ گفتم کنسرت می دهم. گفت تو که ارکستر نداری. خودشان یک ارکستر درست کردند و من رفتم روی صحنه و تا به امروز ادامه داشت. خیلی به آن فکر نکردم و برنامه ریزی نداشتم.

در کنسرت ها مکث هایی که بین دو قطعه ات می شود خیلی سخت پر می شود.

- آخ! عذاب می کشم.

یعنی مدام تلاش می کنی که، ارکستر تو رو خدا آهنگ بعدی را بزن و شروع کن!

- این معلوم است؟! (خنده) تا به حال کسی به من نگفته بود.

خیلی ها می گویند احسان خواجه امیری استیج گردان خوبی نیست ولی خواننده خوبی است، با این جمله چگونه کنار می آیی؟

- این حرف را قبول دارم، اصلا رویم نمی شود که حرکاتی روی صحنه انجام دهم. مثلا از کنسرت های بنیامین شنیده ام که کارهای خاصی می کند. من خجالت می کشم. من یک چیزی می خواهم بگویم دو هزار دفعه در زمان خواندن آنرا بین ترانه مرور می کنم که پررویی نباشد و به کسی توهین نشود.

اجرا که بخشی از فعالیت موسیقیایی ات است. به طور کل چگونه کارهایت را برنامه ریزی می کنی؟


- اتفاقا خیلی برای کارهایم برنامه ریزی می کنم اما اجرا مسئله دیگری است ...

کلیت منظورم است، مثلا چطور می شود که برنامه ریزی می کنی آلبومی به نام «عاشقانه ها» به وجود می آید؟ یعنی چه ذهنیتی در ابتدا وجود دارد و به چه سمتی رفته؟ آن برنامه ریزی که گفتی ابتدا نطفه اش چگونه شکل گرفت که مثلا من آلبوم بعدی ام این فضا و این موضوع و عنوان را باید داشته باشد؟


- با توجه به تجربیاتی که از آلبوم های قبلی ام به دست آوردم. البته انتقادها و پیشنهادهایی را که به من می شد، با آن تجربیاتی که خودم به دست آورده بودم جمع می کنم. من در چند وقت اخیر خیلی سفر رفتم و آدم از هر سفری درسی یاد می گیرد. عاشقانه ها برآیند یک سری اتفاقات و تجربه های من در این چند سال بود.

چطور عاشقانه ها؟ یعنی چه چیزهایی بود که ذهنیتت را برد به یک فضای عاشقانه؟

- فضایی بود که هم خودم درگیرش بودم و هم روزبه بمانی. شاید احساسمان بر این بود که همسایه هایمان هم درگیرش هستند. همینطور بزرگتر و بزرگتر شد و نهایتا شد «عاشقانه ها». ولی عاشقانه ها کاملا با برنامه ریزی طراحی شد. از روز اول گفتم می خواهم این کار را بکنم و هدفم این است.

پس اینطور نبود که ترانه ها از قبل آماده باشند. با این تعریف باید در مرور زمان و با یک مهندسی شکل گرفته باشند؟


- ترانه ها مصرع به مصرع، بعضی وقت ها کلمه به کلمه شکل گرفتند، مثلا یک جمله داشتیم و یک ماه مانده بود. مدام زنگ می زدم و می گفتم جان مادرت کلمه بعدی! و روزبه می گفت هنوز نیامده است. واقعا تک تک کارها با این نگاه ساخته شدند.


این پروسه عاشقانه ها چقدر طول کشید؟

- فکر کنم یک سال و سه، چهار ماه که هر روز با هم صحبت کردیم و با هم نشستیم.

فقط روی بخش ترانه؟


- روی ترانه، ملودی و تنظیم.

به نظر می رسد در ترانه تمرکز و حساسیتت بیشتر است، این را قبول داری یا نه؟

- نه، ولی ترانه سخت ترین کار است. کل مجموعه موسیقایی یک زنجیر است که تمام حلقه هایش مهم است.

پس به همان میزان هم به اعضای ارکستر و آهنگسازی و ... اهمیت می دهی؟

- صددرصد. بیشتر که نباشد کمتر هم نیست ولی در این چند آلبومی که منتشر کردم سخت ترین کار ما بخش ترانه بود. چون واژه های محدودی داریم با یکسری فضای مشخص. مثلا ما نمی توانیم یک کار اجتماعی که در ایران غیرقابل گفتن است را کار کنیم. این باعث می شود که فضای کار مدام کوچک و کوچکتر شود. عین اینکه در یک اتاق دو متری بخواهی فوتبال بازی کنی.

جایی گفته بودی که در موفقیتم، سهم افشین یداللهی از صدای من بیشتر است. خب این ایده ای به من می دهد که نگاهت به بحث ترانه بیشتر از این حرف هاست. با توجه به اینکه در آلبوم اخیرت هم تمام ترانه ها را به یک نفر سپرده ای ...


- افشین یداللهی من را وارد یک جریانی کرد که امروز در آن هستم. ما یک سریال با هم کار کردیم، بعد چون افشین از من بزرگتر بود و اصلا صاحب تفکری بود با مشورت هایی که به من می داد در خیلی موارد باعث شد بهتر تصمیم بگیرم و بهتر فکر کنم.

پس افشین یداللهی ترانه سرا منظورت نبود؟

- نه اصلا نگاه من به ترانه او نبود، چون من در ترانه با خیلی های دیگر کار کرده ام. شاید معروفترین ترانه های من برای افشین باشد اما افراد دیگری مثل اهورا ایمان ترانه هایی مثل سلام آخر را سروده اند. در گروه قرار نیست خرق عادتی شود و چیزی خلق شود، قرار است شما یک چیزی را اجرا کنید. چیزی که قبلا خلق شده است.


یعنی ملودی یک خلق نیست؟

- گروه که آنها را خلق نمی کند، آهنگساز آن را خلق می کند ولی در گروه ملودی خلق نمی شود. من حتی تنظیم کننده را شامل این بخش نمی دانم. اگر بخواهم نوازنده و تنظیم کننده را اولویت بدهم نوازنده که صددرصد آخرین بخش است.

چه چیز باعث شد که در آلبوم عاشقانه ها بعد از تجربه های موفقی که با افشین یداللهی و اهورا ایمان داشتی دیگر ادامه ندهی؟ یعنی فضای آن اتاق اینقدر برایت تنگ شد که مجبور شدی بروی سراغ فضاهای جدید و روزبه بمانی؟

- در اینکه آن فضا بر من تنگ شد شکی نیست و نمی توانم منکرش شوم. در آن فضا دیگر خیلی راحت نمی توانستم کار کنم و به روزبه باور داشتم و سر باورم هم ایستادم.

فکر نکردی کسانی که قبلا با آنها کردی بابت این انتخاب از تو دلخور شوند؟


- مطمئن بودم که دلخور می شوند.

می شوند؟

- شدند دیگر! (خنده) کاملا طبیعی بود ولی کار حرفه ای است.

در اینکه تو در تمام عمر هنری ات بالا و پایین ها و فراز و نشیب خیلی کمی داشتی هیچ شکی نیست ولی در آلبوم عاشقانه ها همه به عنوان زایش و تولد دوباره احسان خواجه امیری اسم بردند. نظر خودت چیست؟

- من با آن تفکری که تو گفتی آلبوم را شروع کردم یعنی با این فکر در این مسیر پا گذاشتم. هدفم از روز اول همین بود که به چنین چیزی نیاز دارم.


حالا در نظر خودت با عاشقانه ها به آن چیزی را که در نظر داشتی توانستی دست پیدا کنی؟
- تقریبا بله. ولی باز هم دوست دارم بتوانم آن را قوی تر ادامه دهم. یعنی یک جایگاه محکمتر برای خودم درست کنم، محکمتر از عاشقانه ها.

این نگاه که باید در روند هر هنرمندی وجود داشته باشد؟


- بعضی وقت ها آدم اشباع می شود یعنی به یک جایگاهی می رسی و می گویی خب من شاخ غول را شکستم و تمام شد!

بزرگترین مشکل خودت امسال چه بود؟

- قیمت دلار (خنده) من خیلی عرق خاصی به دلار ندارم اما بی ارزش شدن پول خودمان بزرگترین دغدغه و ناراحتی ام بود.

کلا شخصیت محتاط و محافظه کاری داری. در محافظه کار بودنت که شکی نیست این را قبول داری؟!

- صددرصد.

کمی در مورد بابا حرف بزنیم، چرا هر موقع در مورد بابا از تو سوال می شود جواب نمی دهی؟
- چه بگویم؟ من جواب هم بخواهم بدهم نمی دانم چه باید بگویم!

مثلا چرا در مورد آلبوم «قصه زندگی» هیچ وقت حرف نزدی؟

- چون آن آلبوم بد بود.

چرا؟ دلایلت برای بد بودن این آلبوم چیست؟ از دید پسر استاد ایرج نه از دید یک منتقد موسیقی.


- من که اصلا اعتقاد دارم بابا نباید الان بخواند.

دلیل هایت را می گویی؟


- برای اینکه من، شما، دیگران و پدرانمان خاطره ای با آن صدای پهلوان آواز ایران دارند. به نظر من این شخصیت نباید می شکست چون بالاخره هشتاد سالش است و بابا آن صدای سی یا چهل سال پیش را ندارد. باز من آنقدر انتقادم به خود شخص بابا نیست که به فضای اشعار و فضای موسیقی اش بود، مثلا یک مرد هشتاد ساله تکنو نباید بخواند!


خودت هیچ جای این قصه حضور نداشتی؟

- تا روز آخر اصلا از من قایم کرده بود وقتی در سایت «موسیقی ما» دیدم، آتش گرفتم.

یعنی در جریان تولید نبودی؟


- هیچ، خیلی درگیر کار خودم بودم، بابا اصلا کار خوبی نکرد.

و هیچ وقت هم در این مورد با او حرف نزدی؟

- خدا کند تا آنجا ختم به خیر شود! بابا اگر قرار باشد بخواند هنوز هم می تواند. می گویم که انتقادم به شخص بابا نیست به کارها بود و اینکه شعری که به شخصیت، سن و پیشینه اش بخورد، یک ملودی یک موسیقی ...

چطور با دانستن این نکات هیچ وقت به سمت همکاری پیش نرفتی؟

- خیلی سرم شلوغ است، پارسال حساب کردم نزدیک به پنج یا شش ماه اصلا خانه نبودم و چهار ماه هم در ایران نبودم.

در نشست خبری و جاهای مختلفی که او را دیدم خیلی شوق و ورود دوباره به این بازار را دارد، این شوق و حرارت علاقه بسیار بالاست.

- دقیقا، واقعا دوست دارد و اصلا نمی خواهد قبول کند که سنش بالا رفته است، خدا را شکر هنوز هم خوب می خواند یعنی هنوز هم که آواز می خواند خوب است. چند وقت پیش یک ملودی اتود کرده بودم گفتم بابا این را بخوان. نت های بالا را واقعا از من بهتر می خواند و من را مسخره می کرد و می گفت: «تو این را نمی توانی بخوانی!؟» گفتم چرا می توانم ولی نمی خواهم به خودم فشار بیاورم.

باید قبول کرد که نخواندن برای خواننده سخت است. پیش از گفت و گو گفتی که من چند روز است نخوانده ام و حالم خوب نیست. حالا فکر کن کسی سال های زیادی را نخواند.

- به نظر من باید بتوانیم همدیگر را درک کنیم و همدیگر را قضاوت نکنیم. من شاید همین الان دوباره بابا را قضاوت کردم یا اینکه در جایگاهش نیستم و به قول شما هم با اینکه نخواندن خیلی سخت است. نمی دانم بابا این چند سالی که نخواند چه عذابی کشید و چه فشاری رویش بود، من نمی توانم درکش کنم و شاید من هم اگجر جای او بودم خیلی بدتر از او این کار را می کردم.

به هر حال هنوز هم می شود خیلی کارها انجام داد.

- تمام تلاشم را می کنم. شاید در حدی نباشم که بتوانم کاری انجام دهم. بزرگترین مشکل بابا این است که چیزی به نام سیاست نمی شناسد. ساده ترین انسانی که در دنیا دیدم بابا بود و از پدرم ساده تر ندیدم.


منظورت چطور سادگی است؟
- مثلا بچه بودیم یک دفعه در خانه مان باز می شد و می دیدیم چندتا گوسفند زنده با دو چوپان وارد خانه مان می شدند! به خدا! مادرم می گفت برای چه آدرس خانه را دادی؟ می گفت طرفدار من هستند از مثلا شمال آمده اند کادو گوسفند زنده آورده اند. مادرم می گفت آخر این گوسفند را چه کار کنم؟ اینهایی که دارم می گویم عین حقیقت است. کسی زنگ می زند که استاد من عاشق شما هستم و در یک روستایی هستیم، بابا آدرس خانه را می دهد، ناگهان می بینی که با سرشیر و نان و گوسفند وارد خانه شدند.

الان حاضری با بابا روی استیج بروی؟

- تحت شرایط خیلی خاص.

در مورد آلبوم جدید سیروان نظرت را می گویی؟

- به نظر من تنظیم هایش فوق العاده بود و خیلی خوب صدا می داد. به نظرم نسبت به آلبوم قبلی سیروان یعنی ساعت 9 پیشرفتش کاملا محسوس بود.

در مورد چند خواننده می خواستم نظرت را بگویی. کاری که کمتر تا به حال انجام دادی. موافقی؟

- ایرادی ندارد.

نظرت در مورد آلبوم حباب و شخصیت محسن یگانه چیست؟

- من آلبوم حباب را دوست داشتم و به نظرم اصلا مستحق این انتقاداتی که می شد نبود، مطمئنم اگر حباب دو سه سال زودتر می آمد این انتقادات نمی شد. محسن یگانه را دوست دارم، من روز اولی که یک کار از محسن یگانه شنیدم (آن موقع غیرمجاز بود) می دانستم این اتفاقات برای او می افتد همانگونه که در مورد مازیار فلاحی می دانستم.

و مازیار فلاحی؟ زمانی می گفتندعاشقانه های مازیار فلاحی دارد در مسیری جلو می رود که احسان خواجه امیری را رد می کند. هیچ وقت این احساس خطر را بابت عاشقانه های مازیار در قبال موقعیت و جایگاه خودت حس کردی؟

- نه احساس خطری نکردم و با کارهایش هم لذت بردم. تنها انتقادی که دارم، که بعضی وقت ها که در خلوتم کارهایش را گوش می کردم و پیش خودم می گفتم این بود؛ کارهایش دارند قدری شبیه هم می شوند وگرنه مازیار اولین بار جای من آمد، من با یک فیلم سینمایی قرارداد بسته بودم بعد با کارگردان حرفم شد مازیار فلاحی را آوردند برای آن فیلم. کارش را گوش کردم و انصافا لذت بردم و تا الان از خیلی از کارهایش لذت بردم و همان کار اولش را که شنیدم گفتم این پسر یک چیزی دارد و یک اتفاقی صددرصد می افتد و این اتفاق افتاد. اگر اتفاق جدیدی در کارهایش نیفتد به تکرار می خورد.

نسلی بعد از نسل اول موسیقی پاپ ایران آمدند و رشد کردند و این روزها به فراموشی سپرده شدند آدم های زیادی را می شود مثال زد که امروز محو شده اند. دلایل عدم ماندگاری این ستاره های نسل اول موسیقی پاپ را در چه می بینی؟

- هر چیزی حتی خود من تاریخ مصرف دارد. مهم آن مواد نگهدارنده ای است که به خودمان می زنیم که سرپا بمانیم. اینکه چقدر قدرت داشته باشد و چگونه نگهداری بشود مهم است. هیچ چیزی در این دنیا ابدی نیست.

قطعه ای بوده که گفته باشی کاش این را من می خواندم؟

- خیلی از قطعات بوده که دوست داشتم من می خوانم مثل وایسا دنیای رضا صادقی. «وایسا دنیا» را فکر کنم اولین نفری که شنید من بودم. ساعت 3 صبح بود رضا به من زنگ زد آن موقع خیلی بیشتر با هم در ارتباط بودیم. گفت یک کار ساختم چند بیت اولش را با گیتار زد، همانجا بود که گفتم ای کاش!


با کارهای چاوشی ارتباط نمی گیرم

محسن چاوشی اولین کسی بود که در مورد ترک «کجایی» واکنش نشان داد و اولین کسی بود که به تو تبریک گفت ولی هیچ وقت در مورد آثار او حرف نزدی!
- آثاری از او بوده که واقعا دوست داشتم مثل همان «سنگ صبورش» برای آلبوم سنتوری مخصوصا وجود استاد کامکار در کنارش که واقعا یکی از بزرگان موسیقی ماست. با بقیه کارهایش نتوانستم ارتباط بگیرم ولی شخصیت خیلی خاصی دارد و دمش گرم! خیلی سخت است آدم از این همه پولی که می توانسته در این همه سال به دست بیاورد بگذرد، یک باور عجیبی می خواهد. در یک روز دو اجرا به ما پیشنهاد می شود ما نمی توانیم بگوییم مثلا خسته می شویم آن را هم قبول می کنیم. من نه همه بچه ها، ولی این آدم این همه سال با هر مشکلی که بوده سر باورش ایستاده.

رضا صادقی بابت جشنواره دو سال پیش از تو دلخور است که گفته ای بیایید جشنواره امسال را بی خیال شویم و نرویم. رضا جواب منفی داده و تو جواب مثبت داده ای و رفته ای.


- و من هنوز نمی دانم رضا چگونه قبول نکرد!

واقعا ماجرا اینگونه بود که قرار بود نباشید بعد تو رفتی و او به خاطر حرف تو کنار کشید و این به نظر من باعث شد آن صمیمیت بین تو و رضا از بین برود و الان این رویه پابرجاست و شما از هم دلخورید؟

- نه همین دو روز پیش یک ساعت با رضا صحبت کردم، ولی نمی دانم رضا آن سال چگونه اجرا نکرد من که اجرا کردم این را می دانم ولی او چگونه اجرا نکرد را نمی دانم.

موسیقی داخلی داشت لس آنجلس را می گرفت، اما ...

چرا خواندن تیتراژ، ویژگی مهمی است برای احسان خواجه امیری؟


- من 95 درصدتیتراژهایی که پیشنهاد می شود را قبول نمی کنم.

در همین آلبوم عاشقانه ها یک تیتراژ هم هست که قبلا مخاطبانت شنیده بودند.

- آن کار تیتراژ نبود. این اشتباه است. تنها کاری که آن سریال برای ما کرد به عنوان یک کاتالیزور بود، آن آهنگ اصلا یکی از قطعه های «عاشقانه ها» بود. به ما زنگ زدند و گفتند که یک آهنگ می خواهیم برای سریالی که قرار است فردا شب پخش شود. البته دو ماه قبل به من گفته بودند و من قبول نکرده بودم. حتی رفته بودند با یک خواننده دیگر کاری را تولید کرده بودند ولی خوب نشده بود. اصرار می کردند که اینگونه شده است. من گفتم یک کار داریم که آماده است و فضایش اینگونه است و تغییرات می دهیم.

یکی از ایرادهایی که به آلبوم عاشقانه ها وارد است چند قطعه ای بود که قبل از آن شنیده شده بود. چطور شد که قطعه «دریا» را چند روز زودتر از انتشار آلبوم ارائه کردید؟ در صورتی که این کار اصلا شنیده نشده بود.

- اصلا نوشته بودم یک تراک از آلبوم جدید است ولی باز خیلی از انتقادها همین بود که می گفتند سه تا از کارها را ما شنیده ایم. با اینکه هفته پیش کار را ارئه کردم و گفتم که هفته دیگر آلبوم منتشر می شود. این نقد را من قبول ندارم.

شاید همه می خواستند از تو کار جدیدی بشنوند، چه طرفداران و چه منتقدان.

- در همه جای دنیا به همین شکل است. قبلش کلیپ می کنند و کار تصویری پخش می کنند. مثلا آلبومی بوده که تمامش ارائه شده بود. آلبوم «کیتی پری» فکر کنم شش تراک داشت و تمامش کلیپ شده بود و شنیده بودند ولی متاسفانه ما اینجا رسانه ای که برای پخش آثار موسیقی مان باشد نداریم. یک زمانی می گفتیم این بزرگترین مشکل موسیقی است که رسانه ای نداریم اما الان اینقدر مشکلات دیگری روی دوش موزیسینها و نوازنده ها و شرکت ها آمده است که یادمان رفته رسانه ای نداریم!

در حرف هایت گفتی که مدتی است تیتراژها را رد می کنم. چرا آن اتفاق با این تیتراژها برای احسان خواجه امیری رخ داد و چرا الان دل زده شده؟ به خاطر حرف و حدیث هایی که می گویند این خواننده صدا و سیماست؟


- با این تفکر شروع شد ولی تو خودت الان می توانی اسم سریال هایی که روی آنتن است را بگویی؟ من نمی دانم.

من فقط سریال زمانه را دیدم که گروه سون هم در آن می خوانند.


- زمانی میوه ممنوعه پخش می شد. سریال کمک کن پخش می شد، خیابان ها خلوت می شد، همه این سریال را دنبال می کردند.


ضعف سریال ها باعث شده است که این ماجرا را دنبال نکنی؟

- ضعف مدیریت سازمان صدا و سیماست، ضعف سریال ها نیست چون هنرمندان همان هنرمندان هستند. زمانه را همان کسی ساخته که میوه ممنوعه را ساخت. خیلی های دیگر هم همینطور ولی مردم نسبت به رسانه ها بی اعتماد شده اند. آن موقع فضای آماده ای بود چون من اکثر کشورهای مهم دنیا رفته ام و با مردم از نزدیک صحبت کرده ام. آن سال ها واقعا لس آنجلس را گرفته بودیم. من آمریکا بودم همه در ماشین ها آلبوم های مجاز گوش می کردند. مجاز هم گوش نمی کردند، غیرمجازهای اینجا را گوش می کردند! سالنی که مثلا من به تنهایی پر می کردم در آنجا باید پنج نفر از خواننده های لس آنجلسی پر می کردند، ما کاملا داشتیم فضا را می گرفتیم.

آلبوم آدل تنها آلبومی بود که اورجینالش را خریدم

ذائقه شنیداری این روزهایت در بازار موسیقی (داخل یا خارج کشور) چه کسانی هستند؟

- متاسفانه موسیقی های روز ارضایم نمی کند. آن موسیقی هایی که بغل دست شما روی میز هست را گوش می کنم که 90 درصد بی کلام هستند و 10 درصدش هم موسیقی چهل یا پنجاه سال پیش است.

الان اینها را گوش می دهی یا از گذشته هم اینگونه بوده؟

- دیگر اشباع شده ام، همه موسیقی ها عین هم شده اند. واقعا دیگر این روزها دارم خسته می شوم از موسیقی هایی که همه عین هم است. بعضی وقت ها صدای خواننده هم دیگر قابل تشخیص نیست.

منظورت این است که هیچ پدیده ای حتی در غیرمارکت ایرانی هم نداریم؟ یعنی به عنوان مثال کسی مثل «آدل» صدا و موسیقی اش هیچ ویژگی برایت ندارد؟

- آلبوم آدل تنها آلبومی بود که اینقدر خوشم آمد و اورژینالش را خریدم و بارها گوش کردم. خیلی اتفاق نادری بود. از آن اتفاق هایی بود که من در دو سه سوال قبل گفتم که اتفاقی نمی افتد ولی بعضی وقت ها چشمم به یه چیزی می خورد و می گویم که یک اتفاقی افتاد.