کدام گل را به سر بگیریم؟!

اگرچه اين روزها با مراجعه به فروشگاه‌هاي محصولات بهداشتي به انواع و اقسام شامپوها و لوسيون‌هاي مو و پوست دسترسي داريم و به‌راحتي مي‌توانيم متناسب با نوع و جنس موهاي‌مان از شامپوي چرب، خشک و مناسب براي موهاي معمولي استفاده کنيم اما هنوز هم به ويژه در ميان قديمي‌ترها و مادربزرگ‌ها افرادي پيدا مي‌شوند که ترجيح مي‌دهند از مواد طبيعي و گياهي براي شست‌وشوي يا تقويت موهاي‌شان استفاده کنند. گل سرشوي يکي از اين مواد طبيعي است که در گروه مواد معدني در طب سنتي و ديگر روش‌هاي طبيعي درمان جاي مي‌گيرد. در متون طب سنتي فوايد و خواص مختلفي براي اين گل نام برده شده که برخي از آنها را با هم مرور مي‌کنيم.


گل سرشوي؛ ضد موخره و ضد جوش

شست‌وشوي سر با گل‌سرشوي علاوه بر آنکه مي‌تواند به تقويت مو و افزايش سرعت رشد تارهاي مو کمک کند، اثر ترميم‌کنندگي نيز دارد و مي‌تواند بسياري از آسيب‌هاي وارد شده به ساقه مو را نيز برطرف کند و نيز خاصيت ترميم‌کنندگي مو دارد. در کتاب‌ها و متون طب سنتي نسخه‌هاي طبيعي مختلفي در مورد خواص درماني گل‌سرشوي مطرح شده که از ميان آنها مي‌توان به خاصيت تقويت‌کنندگي مو، ترميم‌کنندگي موها و زخم‌ها، درمان جوش‌ها و برخي از کهيرها و خاصيت ضدموخره، ضد جوش و  نرم‌کننده گل سرشوي اشاره کرد.

چند نسخه طبيعي براي گل سرشوي

در متون طب سنتي نسخه‌هاي طبيعي متنوعي درباره گل سرشوي و خواص درماني آن مطرح شده که برخي از کاربردي‌ترين آنها را با هم مرور مي‌کنيم:

تهيه خميري از گل سرشوي با ماست و آب و ماسک کردن آن بر پوست به افراد مبتلا به جوش سر، خارش پوست سر و افراد مبتلا به کهير پيشنهاد مي‌شده است. براي تهيه اين خمير گل سرشوي و ماست را ترکيب مي‌کردند و براي آماده شدن آن به تدريج آب را اضافه مي‌کردند تا خميري يک دست و مناسب به دست آيد.

درمانگران طب سنتي براي درمان موخره و افزايش نرمي پوست ترکيب گل سرشوي و آب خيسانده گل ختمي تجويز مي‌کردند. براي اين منظور آنها گل ختمي را به مدت يك روز در آب خيس مي‌کردند و بعد از صاف کردن، اين آب را با خاک سرشوي مخلوط و از آن براي شست‌وشوي سر استفاده مي‌کردند يا آن را روي پوست ماسک مي‌کردند.

چرا با گل سرشوي موها مي‌ريزد!

در صورتي که گل سرشوي بيش از اندازه لازم روي سر قرار گيرد با خيس شدن موها و جذب آب سنگين و سنگين‌تر مي‌شود و اين حالت موجب کشش تارهاي مو شده و با سستي ريشه مو احتمال ريزش موها زياد مي‌شود. اين عارضه در شرايطي که موها بلند باشد، زيادتر است به همين دليل درمانگران به افرادي که موهاي بلند دارند به هيچ وجه استفاده از گل‌سرشوي را توصيه نمي‌کنند. افراد بايد به ميزان کافي گل سرشوي را براي شست‌و‌شو انتخاب كنند و خيلي آرام و آهسته گل را با کمک آب از روي سر بشويند، زيرا شست و شوي سريع موها احتمال کشش و سستي ريشه مو را افزايش مي‌دهد و فرد با هر بار شستن سر با گل سرشوي بخشي از تارهاي موي خود را از دست مي‌دهد. يکي ديگر از عواملي که موجب ريزش مو بعد از شستن سر با گل سرشوي مي‌شود، افزودن مواد ديگر مانند سدر، کتيرا، حنا و ديگر گياهان دارويي براي تقويت سر است. به گفته درمانگران بهتر است گل سرشوي به تنهايي براي شست‌و‌شوي موها استفاده شود و استفاده از ترکيب‌هاي گياهي مثل کتيرا يا سدر براي تقويت موها بعد از شست‌وشوي يا در زمان ديگري انجام شود.

گل سرشوي طبيعي و کم‌عارضه

گل سرشور يکي از گل‌هايي است که در طب سنتي از آن براي درمان و بهبود برخي از بيماري‌ها استفاده مي‌شود و در متون طب سنتي از آن با عنوان طين ياد مي‌شود. طين همان خاک است که در گروه داروهاي با منشاء معدني قرار مي‌گيرد و خواص و جنبه‌هاي درماني متعددي دارد. يکي از انواع اين خاک‌ها، گل سرشوي است که يکي از معروف‌ترين کاربردهايش  حفظ بهداشت مو و پوست سر است. به باور درمانگران و متخصصان طب سنتي استفاده از اين مواد طبيعي که منشاء طبيعي دارند، مثل خاک‌ها که منشاء معدني دارند يا حنا و صدر که منشاء گياهي دارند، مناسب‌ترين انتخاب براي حفظ سلامت و نشاط و شادابي موهاست زيرا اين مواد طبيعي هستند و با طبيعت انسان تناسب و سازگاري بيشتري دارند و در مقايسه با مواد شست‌وشودهنده شيميايي مفيدتر و کم‌عارضه‌ترند.

روش مصرف گل سرشوي را بشناسيد

يکي از بهترين روش‌هاي شست‌وشوي موي سر با گل سرشوي آن است که 2 تا 3 قاشق از اين خاک را درون ظرفي بريزيد و به تدريج به آن آب اضافه کرده و آن را به آرامي مخلوط کنيد تا قوام پيدا کند و به صورت گل در آيد. غلظت اين گل بايد به گونه‌اي باشد که وقتي آن را روي سر مي‌گذاريد جاري نشود و نريزد. مدت زمان مناسب براي استفاده از اين گل 20 تا 30 دقيقه است و سپس آن را به آرامي بشوييد. اگرچه شست‌وشوي سر با گل سرشوي آلودگي‌ها و چربي‌ها را از مو و پوست سر مي‌شويد و از بين مي‌برد اما مي‌توانيد  بعد از شست‌وشو با گل سرشو، موهاي‌تان را با شامپو به‌خصوص شامپوهايي که منشا گياهي دارند، بشوييد.

نکاتي که نبايد فراموش کنيد

از آنجا که شست و شوي موها با گل سرشوي و قرار دادن آن روي سر عارضه‌اي به همراه ندارد و موجب جذب مواد معدني به واسطه پوست نمي‌شود، منع مصرف خاصي ندارد اما دانستن نکات زير به استفاده بهتر از اين گل کمک مي‌کند.

از آنجا که ماده موثره گل‌سرشوي در خون بالا نمي‌رود و اين خاک از طريق پوست جذب نمي‌شود بنابراين خطري براي مصرف‌کننده ندارد اما توصيه شده زنان در دوره بارداري از آن استفاده نکنند.

درمانگران طب سنتي توصيه مي‌کنند افرادي که دچار ريزش مو هستند بهتر است هر 10 روز يا هر دو هفته يک بار از گل سرشوي استفاده کنند.

براي تهيه گل‌سرشوي حتما بايد از علايق افراد و مراکز معتمد و مطمئن اقدام کرد. گاهي ديده شده افراد سودجو هر نوع خاکي را به عنوان گل‌سرشوي به مردم ارائه مي‌کنند؛ خاک‌هايي که احتمال آلودگي آنها زياد است و ممکن است عوارض نامطلوبي را بر پوست، مو و سلامت مصرف‌کننده به همراه داشته باشد.

خاک سرخ يا گل ارمني از جمله خاک‌هايي است که در طب سنتي براي درمان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يکي از پرکاربردترين خاصيت‌هاي اين خاک خاصيت ضدخونريزي آن است.

علاوه بر خاصيت درماني خاک‌ها براي شست‌وشوي مو و پوست برخي از درمانگران ازبرخي از گل‌ها مثل گل ارمني براي درمان واريس و کاهش دردهاي آن استفاده مي‌كنند.

رضا عطاران: دهلیز سالم بود!

بازیگران و عوامل پشت صحنه فیلم «دهلیز» درباره نوع ساخت، انگیزه، بودجه، سختی‌ها و مسائل فنی و تکنیکی زیادی در رسانه‌های مختلف صحبت کرده‌اند اما شاید نقاط برجسته حرف‌های‌شان، نکته‌هایی بود که درباره بخشش گفته‌اند. تقریبا تمام گفت و گو و نشست‌های تخصصی این گروه را مرور کردیم تا بتوانیم به غلظت نگاه این تیم به ماجرای «بخشیدن» برسیم. این حرف‌ها را از دست ندهید.

بهروز شعیبی، کارگردان: قصاص بخشی از دستورالعمل دین ماست و نمی‌شود نادیده‌اش گرفت و درباره‌اش حرف نزد. به جای این ممنوعیت بگذارید به «درست» حرف زدن درباره موضوع و حکم الهی بپردازیم. بهشان می‌گفتیم اگر چیزی می‌گوییم که ممکن است برای عده‌ای اشکال ایجاد کند بگویید تا شکل گفتنش را درست کنیم. البته این فقط یک جنبه ماجراست. نباید از این هم گذشت که معمولا با افراط و تفریط به این موضوعات نگاه می‌شود و همین هم کار را سخت‌تر می‌کند. خدا در قرآن برای هر چیزی حکمش را داده. اما چرا درباره قصاص می‌گوید شما تصمیم بگیرید. شاید خواسته ما را امتحان کند.



شاید لایه اول فیلم من قصاص باشد اما لایه درونی‌تر آن، احساس مسئولیت است. اینکه آدم وقتی تصمیم می‌گیرد کاری کند باید جوانب آن را هم بسنجد. در دهلیز اگر این آدم ها سر جای پارک با هم مجادله نمی‌کردند هیچ کدام از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد و الان هم این مسئولیت وجود نداشت. بهتر است آدم سراغ کارهایی نرود که نتواند مسئولیتش را کامل و درست انجام بدهد. گاهی اتفاقا گذشت نکردن کار درستي است. وقتی شما با یک قاتل حرفه‌ای طرفید نمی‌توانید بگویید قصاص نکنید.

رضا عطاران، بازیگر نقش بهزاد: ما فیلم‌های زیادی راجع به قصاص دیده ایم. همین‌طور راجع به ارتباطات یک خانواده، مثلا سختکوشی مادری که شوهرش در زندان است و از این‌جور حرف‌ها... همه اینها قصه هایی است که زیاد ساخته می‌شوند ولی الان متاسفانه فقط به فیلمی توجه می‌کنند که زشتی‌ های این ماجراها را ببیند. یعنی اگر قصاص در قصه‌ای وجود دارد، حتما به خاطر تجاوز و قتل است و کسی که قرار است قصاص شود حتما آدم نامرد و کثیفی است که در شرایط بد اجتماع پرورده شده. ویژگی بارز «دهلیز» این بود که سالم بود؛ یک معلم مسئولیت‌پذیر، یک آدم حسابی که به دليل پارک کردن ماشین اتفاقی برایش افتاده و رفته زندان. واکنش احساسی که نسبت به موقعیت در قصه وجود دارد، بسیار خوب است.

محمود رضوی، تهیه‌کننده: دهلیز موضوعی درباره قصاص دارد اما اصل داستان به موضوع بخشش می‌پردازد. ضمن اینکه قصاص حکم الهی است و کسی نمی‌تواند آن را رد کند. در این فیلم به امر قصاص تاکید شده است اما به مخاطب گفته‌ایم که در عین حال که قصاص حق انسان است اما با توجه به گفته قرآن بخشش از قصاص بهتر است و فیلم حول این محور می‌چرخد. موضوع ما در این فیلم خود جرم نبود. داستان فیلم از جایی شروع می‌شود که جرم رخ داده و کسی محکوم به قصاص است. هدف ما در این فیلم این نیست که بگوییم هرکسی که محکوم به قصاص است باید بخشیده شود، چرا که افرادی در این میان هستند که قاتل بالفطره هستند یا افرادی که با قصد و نیت قبلی یک فرد را به قتل می‌رسانند، اما در این میان افرادی نیز هستند که بدون قصد و در یک حادثه یک فرد را به قتل می‌رسانند و از کرده خود هم به شدت پشیمان هستند. ما این فیلم را نساختیم که بگوییم این افراد نیز باید بخشیده شوند، بخشش یا قصاص این افراد به ما ربطی ندارد، این به خانواده‌هایی ربط دارد که عزیز خود را از دست داده‌اند.



هانیه توسلی، بازیگر نقش شیوا: تم اخلاقی داستان برایم خیلی مهم بود. اینکه سر جای پارک دعوا شود و منجر به قتل شود، آن هم سر چیزهایی جزئی. اینکه در «دهلیز» بچه می‌فهمد که اگر اشتباهی کرده باید از لحاظ منطقی پذیرفت... اینکه بچه چطور همه اینها را فهمید... فهمید که باید برود از چه کسی عذرخواهی کند و ...

بخشش فردی که عزیزی را از تو گرفته است،عزیزت را کشته است- حال چه اتفاقی چه با قصد و نقشه- سخت است. داستان آمنه بهرامی دختری که در زندگی حقیقی خارج از فیلم و قصه قربانی خشم یک خواستگار ناکام شد و اسید چهره او را ویران کرد سال‌ها در روزنامه‌ها چاپ شد، اما آمنه عامل ویرانی زندگی‌اش را قصاص نکرد، او را بخشید. روزی که خبر بخشش مجرم پرونده آمنه را شنیدم، چندان خوشحال نشدم، شاید برای اینکه آمنه همکلاسی دوران دبیرستانم بود،چهره زیبایش مقابل چشمانم است، مجرم آن پرونده نه یک مرتبه بلکه هر روز زندگی آمنه را کشت ولی او فردی را که چشمانش را نابینا و صورتش را ویران کرد بخشید؛ بخششی که مرا ناراحت کرد. بخشیدن قدرت بزرگی می‌خواهد که هر فردی ندارد. وقتی عزیز تو را به قتل می‌رسانند بخشیدن سخت است. خانواده مقتول با تمام روح انسانی، غمزده و پر از خشم هستند، ما نمی‌توانیم و اصلا حق نداریم آنها را مجبور به بخشش کنیم، باید به آنها حق داد. «دهلیز» این مسیر را طی کرد، امید دارم اثرگذار باشد.

 مهتاب کرامتی، از طرفداران فیلم «دهلیز»: «دهليز» فيلم بسيار خوبي بود و من فكر مي‌كنم همه با من هم‌عقيده خواهند بود. همچنين اين فيلم نشان داد كه انسان بودن كار راحتي است. «دهليز» تنها براي يك لحظه بر من تاثيرگذار نبود بلكه اين فيلم به‌طور حتم همه‌ ما را به فكر وادار مي‌كند چرا كه همه‌ ما زماني كه مي‌بخشيم حس خوبي داريم اما بايد به آن لحظه برسيم. خوشحالم كه انتهاي فيلم «دهليز» وجه مثبتي داشت و اميدوارم هميشه همين وجه مثبت يعني بخشش در زندگي ما وجود داشته باشد.

نگار عابدی، بازیگر نقش خواهر مقتول: من سعی کردم با همان روندی که این شخصیت را بازی می‌کردم او را باور کنم. در مرحله اول قضاوتم این بود که نوع برخورد وی کاملا درست است و سعی می‌کردم تحت‌تاثیر پاکی و معصومیت بچه قرار نگیرم. کم‌کم با این شخصیت جلو رفتم تا دچار همان برون‌ریزی شد و از همان لحظه به بعد فکر کردم که می‌شود به موضوع به شکل دیگری هم نگاه کرد. در نهایت قضاوتم این بود که بخشش به عفو کمک بیشتری می‌کند چرا که حال وی بهتر خواهد شد.



زیرساخت قصه درمورد قصاص است، اما اصل آن درمورد اخلاق است؛  اینکه افراد با هم بهتر برخورد کنند. اگر کار بدی کردند، عذرخواهی کنند و همدیگر را بیشتر دوست داشته باشند. خود من بعد از قتلی که در پل رومی اتفاق افتاد، فکر کردم چطور ممکن است دو نفر راننده که همدیگر را نمی‌شناسند، دعوا كنند و به دليل بحث پیش پا افتاده‌اي یکی، دیگری را بکشد، در حالی که موضوع با یک عذرخواهی می‌توانست تمام شود. به این دلیل که تحمل‌مان پایین آمده. یکی از سکانس‌هایی که در «دهلیز» دوست دارم این است: بهزاد دست امیرعلی را می‌گیرد و می‌گوید از این آقا عذرخواهی کن. شاید منتقدان فیلم بگویند خیلی روست اما معتقدم فیلم درباره این است که شجاعت داشته باشیم و بابت کارهای‌مان عذرخواهی کنیم. می‌توانیم این نکته را در کل جامعه بسط دهیم؛ از سیاستمداران و نمایندگان مجلس گرفته تا مردم عادی و همین‌طور خودم.

بچه این سیر را در «دهلیز» فهمیده که اگر کار بدی می‌کنی، باید معذرت بخواهی. «دهلیز» کلا خیلی اخلاق گراست. چیزی که الان در جامعه دارد فراموش می شود؛ اینکه کمی با هم خوب باشیم. الان آدم‌ها در خیابان می‌خواهند همدیگر را بدرند. خودم هم همین طور هستم. مثلا در رانندگی کسی جلویم می‌پیچد، یک‌دفعه خیلی عصبانی می‌شوم ولی بعد به خودم می‌گویم ما همه آدمیم. مثل هم هستیم. با هم در یک شهر که شلوغ است و مشکل اقتصادی هم هست داریم زندگی می‌کنیم. همین قتلی که در «دهلیز» اتفاق افتاده به‌دلیل جای پارک بوده. این چیزهای «دهلیز» را دوست دارم که آقاجان، کار بدی کردی، بفهم، قبول کن و عذرخواهی کن. آن بچه این را در طول فیلم می‌فهمد و در پایان می‌رود و می‌گويد بابام کار بد کرده، ببخشید.

نشانه ‌های متاهل بودن مردی که با او رابطه دارید

برخی مردهای متاهل یک وجه مشترک دارند که برای انجام آن تلاش زیادی هم می‌کنند. این وجه مشترک فریبکاری است.

به گزارش نیک صالحی به نقل از مردمان ؛ این مردهای تنوع طلب در پی روابط خارج از ازدواج هستند و سعی می کنند خود را مجرد جلوه دهند و متاسفانه بسیاری از خانم ها براحتی دروغهای آنها را باور کرده و ناخواسته خود را درگیر چنین روابطی میکنند و وقتی در نهایت متوجه متاهل بودن طرف مقابل می شوند دلشکسته و سرخورده میشوند. در زیر به مواردی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردی که با او وارد رابطه شده‌اید متاهل است.

پولی برای اینکه شما را شام بیرون ببرد ندارد زیرا همسرش همه پول‌های او را کنترل می‌کند

احتمالاً خانواده‌ای را تحت حمایت دارد که شما از آن بی‌اطلاع هستید. احتمال اینکه ازدواج کرده باشد بسیار زیاد است. ممکن است شما را به مکانی ببرد که ادعا می‌کند برای خودش است یا اجاره کرده است. اما ممکن است فریبتان داده باشد و آن مکان متعلق به دوست او باشد.

از چند خط تلفن‌همراه استفاده می‌کند و احتمالاً شماره‌ای که به شما داده سیم‌کارت اعتباری است

نسبت به آقایانی که از چند خط تلفن همراه استفاده می‌کنند کمی بیشتر نگران شوید. این می‌تواند نشانه این باشد که پشت سر شما اتفاقات عجیبی می‌افتد که شما اطلاعی از آن ندارید. ممکن است خط ثابت او متعلق به خانواده یا همسرش باشد. او هیچوقت اطلاعات دقیقی نسبت به خانواده‌اش به شما نمی‌دهد یا وقتی بعضی ساعات خاص با او تماس می‌گیرید پاسخگوی شما نیست یا شما را از سرش باز می‌کند.

دروغش را رو می‌کنید

کمی درمورد او تحقیق می‌کنید و به بعضی دروغ‌های او پی می‌برید. متوجه می‌شوید که همه چیزهایی که از او سوال می‌کنید را انکار می‌کند اما قطعاً می‌دانید که صحت دارد. شناسنامه‌اش که در آن ازدواجش ثبت شده را پیدا می‌کنید اما طلاقی برای او به ثبت نرسیده است. این نشان می‌دهد که او هنوز به همسرش متعهد است.

فقط زمان‌های مشخصی می‌تواند با شما تلفنی صحبت کند

خانم‌ها، اگر عادت دارد فقط در ساعت‌های عجیبی با شما صحبت کند، معنی‌اش این است که یک جای کار می‌لنگد. اگر می‌گوید بخاطر مشغله کاری‌اش فقط می‌تواند نیمه‌شب با شما حرف بزند، گول نخورید. هر مردی که ازدواج نکرده باشد، می‌تواند طی ساعت‌های عادی روز با شما حرف بزند.

بعضی وقت‌ها که به او زنگ می‌زنید پاسخ نمی‌دهد

وقتی می‌گوید که وقتی به او زنگ زدید پیش مادرش بوده و به همین دلیل نمی‌توانسته صحبت کند، باور نکنید. مطمئناً چیزی را از شما پنهان می‌کند، مخصوصاً اگر خودش هم فقط سر ساعات غیرعادی به شما زنگ می‌زند. می‌توانید هر سوالی که داشتید از او بپرسید اما مطمئناً انکار خواهد کرد، مگراینکه مدرک درست در دست داشته باشید. کسی که تلفن شما را پاسخ نمی‌دهد، مطمئناً شما را فریب داده است و پای یک شخص سوم وسط است.

نداشتن عکس و اطلاعات پروفایل درصورتیکه اینترنتی با او آشنا شده باشید

برخی از مردهای متاهل در سایت‌های دوست‌یابی اینترنتی، عکسی روی پروفایل خود نمی‌گذارند اما اگر بخواهید عکسشان را برایتان ایمیل می‌کنند. دلیل آن این است که نمی‌خواهند کسی از حضور آنها در این سایت‌ها مطلع شود.

فقط از طریق ایمیل یا پیامک با شما تماس برقرار می‌کند

خیلی از افراد این روش‌های ارتباطی را ترجیح می‌دهند. اما اگر این تنها روش ارتباطی آنها باشد، قطع بر یقین مشکلی وجود دارد. یک فرد متاهل می‌تواند خیلی راحت از طریق اینترنت یا پیامک با شما ارتباط برقرار کند اما صحبت کردن تلفنی برای او مشکل خواهد بود.

هیچگاه شما را با خانواده یا دوستان خود آشنا نمی‌کند

مردان متاهل معمولاً دوست‌دخترشان را به کسانی که همسرشان را می‌شناسند معرفی نمی‌کنند.

هیچوقت آدرس خانه اش را به شما نمی دهد

اگر آدرس خانه‌اش را به شما نمی‌دهد، نشانه هشدار مهمی است. خیلی‌ها این بهانه را می‌آورند که از نظر خانوادگی مشکل دارند و نمی‌توانند شما را به خانه‌شان دعوت کنند. اما خیلی‌وقت‌ها این بهانه واقعیت ندارد و مشکل جای دیگری است.

می‌گوید متارکه کرده است

مردان متاهل معمولاً ادعا می‌کنند که متارکه کرده‌اند نه اینکه قانوناً طلاق گرفته باشند. کاری که شما باید بکنید این است که از آنها بخواهید هر زمان به طور قانونی از همسرشان جدا شدند با شما تماس بگیرند.

هیچوقت شما را به مکان‌های عمومی نمی‌برد

اگر هیچوقت شما را بیرون نمی‌برد، ممکن است پول کافی نداشته باشد یا برای بیرون رفتن تنبل باشد؛ اما ممکن است موضوع چیز دیگری باشد و بخاطر متاهل بودن نخواهد کسی شما را با او ببیند.

اگر رابطه‌تان از راه دور است، فقط وقتی در شهر شماست با شما تماس برقرار می‌کند

اگر وقتی در خانه است ناگهان گم می‌شود و هیچ خبری از او به دستتان نمی‌رسد، نشانه یک مشکل جدی است.

هیچوقت شما را در لیست دوستان اینترنتی‌اش در شبکه‌های اجتماعی اضافه نمی‌کند

اگر مدتی است با او رابطه دارید اما شما را به لیست دوستانش اضافه نکرده است، احتمالاً چیزی را از شما پنهان می‌کند.

در روزهای تعطیل و آخرهفته‌ها کاملاً ناپدید می‌شود

اینکه به همسرش بگوید آخرهفته‌ها را باید کار کند تا بتواند با شما وقت بگذراند برای او قطعاً سخت‌تر خواهد بود.

اگر شما هم نشانه ای سراغ دارید می توانید آنرا در بخش نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

بیماران خاص چشم به راه امکانات خاص

بیماری‌های خاص به آن دسته از بیماری‌ها گفته می‌شوند که در جامعه به نوعی عام نیستند و برای درمان آنها شرایطی ویژه‌تر باید فراهم کرد. بیماری‌هایی نظیر MS، دیالیز، هموفیلی و تالاسمی از جمله این بیماری‌ها هستند. در مجموع اطلاع عموم از این نوع بیماری‌ها و نحوه پیشگیری و درمان آنها بسیار پائین است و همین امر مشکلات درمان این نوع بیماری‌ها را به حداکثر زمان و هزینه و گاهی به دلیل تاخیر در اطلاع از بیماری به آخر خط می‌رساند.

*بیماری MS

بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می‌شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده‌ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می‌شود.  این بیماری در زنان شایع‌تر از مردان است و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.

متاسفانه تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی به نظر می‌رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخ‌های خود ایمنی داشته باشد. چیزهائی مثل یک ویروس ممکن است باعث تحریک سیستم ایمنی شده و بدن را وادار به تولید پادتن‌هایی کند که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله می‌کنند.

 

بیشتر بیماران در سنین 40-20 سال متوجه علائم بیماری MS می‌شوند. نوع این علائم و چگونگی پیشرفت آنها نیز بستگی به محل پلاک‌ها در دستگاه عصبی مرکزی بیمار دارد. علائم معمولاً با خستگی غیر قابل توضیح و گنگ شروع می‌شود و به دنبال آن ضعف کلی بدن ایجاد می‌شود. البته این ضعف ممکن است فقط در یک پا و یا یک دست رخ دهد. بعضی از بیماران دچار تاری دید و یا دید دوگانه می‌شوند. همچنین علائمی مثل کرختی و سوزن سوزن شدن صورت، دست‌ها و پاها، بدن، اختلال تعادل، لرز گیجی، اختلال در بلع و یا اختلال در صحبت کردن، از بین رفتن کنترل مثانه هم در بیماری MS مشاهده می‌شود.

*بیماری تالاسمی

این بیماری به صورت شدید (ماژور) و خفیف (مینور) ظاهر می‌شود. اگر هر دو والدین دارای ژن معیوب باشند به صورت شدید یعنی ماژور (Major) و اگر یکی از والدین فقط ژن معیوب داشته باشد به صورت خفیف یعنی مینور (Minor) ظاهر می‌شود. تالاسمی برای کسانی که نوع (مینور) را داشته باشند، مشکل ایجاد نمی‌کند و آنها هم مثل افراد سالم می‌توانند زندگی کنند و فقط در موقع ازدواج باید خیلی مراقب باشند. اما برعکس این بیماری حداکثر آزار خود را به بیماران نوع ماژور می‌رساند.

اگر یک زن و شوهر هر کدام دارای نوع کم خونی خفیف (مینور) تالاسمی باشند، هر یک از فرزندان آنها ‌٢٥ درصد احتمال ابتلا به تالاسمی ماژور (کم خونی شدید) را دارد و ‌٥٠ درصد احتمال تالاسمی مینور و ‌٢٥ درصد ممکن است سالم باشند.

علائم و عوارضی که تالاسمی در بیماران ایجاد می‌کند در نوع ماژور تالاسمی (کم خونی شدید) هموگلوبین خون غیرطبیعی به نام F یا جنینی افزایش می یابد و هموگلوبین قرمز خون کاهش پیدا می‌کند، کودکی که این بیماری را در خود دارد کم خون است و این کم خونی باعث بزرگ شدن طحال و کبد و تغییر قیافه ظاهری او می‌شود. بنابراین به علت پایین آمدن مداوم خون، بیمار مجبور است مدام خون تزریق کند و در اثر تزریق خون که دارای مقدار زیادی آهن است و در اثر خود بیماری که باعث شکسته شدن هموگلوبین (گلبول‌های قرمز) و آزاد شدن آهن می‌شود، میزان آهن خون افزایش می یابد و در بافت‌های عمده بدن چون؛ قلب، کبد، طحال و ... رسوب می‌کند و سبب ایجاد مشکلات دیگری می‌شود که تنها به کمک آمپول دسفرال می‌توان از تجمع آهن جلوگیری کرد.

*بیماری هموفیلی

هموفیلی بیماری است که از لخته شدن خون جلوگیری می‌کند، به همین دلیل خونریزی در افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، دیرتر از سایرین بند می‌آید. این یک اختلال ژنتیکی است و این یعنی در نتیجه ایجاد تغییر در ژن‌ها پدید می‌آید که می‌تواند ارثی باشد (از والدین به بچه رسیده باشد) یا حین رشد در رحم ایجاد شده باشد. "همو" به معنی خون است و "فیلی" به معنی تمایل به سمت چیزی داشتن است. فردی که به هموفیلی مبتلاست، تمایل به خونریزی زیاد دارد. این بیماری بیشتر در پسرها اتفاق می‌افتد، گرچه بیماری بسیار نادر است و تقریباً یکی از 8 هزار پسر با این بیماری مبتلا می‌شود.

اکثر افراد وقتی دچار جراحت می‌شوند، بدن آنها به طور طبیعی از خود محافظت می‌کند. سلول های چسبنده در خون که پلاکت‌های خونی نامیده می‌شوند، به قسمتی از بدن که دچار خونریزی شده است رفته و آن منفذ را می‌بندند. زمانی که پلاکت‌ها منفذ را می‌بندند، مواد شیمیایی آزاد می‌کنند که پلاکت‌های چسبنده بیشتری را جذب کرده و پروتئین‌های مختلفی را در خون که فاکتورهای لختگی خون نامیده می‌شوند، را فعال می‌کند. این پروتئین‌ها برای تشکیل فیبر با پلاکت‌ها ادغام می‌شوند و این فیبرها لخته‌ها را قوی‌تر کرده و خونریزی متوقف می‌شود.

هموفیلی برحسب میزان فاکتورهای لخته کردن در خون بیمار، به سه دسته، خفیف، متوسط و شدید طبقه بندی می‌شود. اگر فرد فقط یک درصد یا کمتر از فاکتور تحت تاثیر را تولید کند، بیماری او شدید یا حاد تلقی می‌شود. اگر این میزان دو درصد تا پنج درصد باشد، متوسط و اگر بین شش درصد و 50 درصد باشد، خفیف خواهد بود. به طور کلی، افرادی که مبتلا به انواع خفیف تر هموفیلی هستند هر از گاه دچار خونریزی شدید می‌شوند، در حالی که هموفیلی‌های شدید بیشتر دچار این خونریزی‌ها می‌شوند.

*بیماری دیالیز

از مشکلات عمده در جریان دیالیز افت فشار خون ناشی از خروج سریع مایع داخل عروقی است، در حالی که بیمار هنوز اضافه وزن دارد علائم و نشانه‌های شوک را نشان می‌دهد. اضطراب، بی قراری، احساس سبکی در سر، تهوع، استفراغ، تعریق، ضربان تند قلب و افت فشار خون علائم این وضعیت است.

بیمار دیالیزی در معرض خطرات زیادی مانند نرمی استخوان و کم‌خونی ناشی از آلومینیوم اضافی، آلودگی به ویروس‌هایی مانند هپاتیت ب و ث، اختلال در آهنگ ضربان قلب، عفونت و بروز آمبولی چرکی و بسیاری موارد دیگر قرار دارد.

دیالیز نوعی درمان است که برخی فعالیت‌های کلیه طبیعی را انجام می‌دهد. این درمان زمانی که کلیه‌های شما قادر به برآوردن نیازهای بدنتان نباشد مورد احتیاج است. زمانی که دچار نارسایی  انتهایی کلیه شوید به دیالیز نیاز خواهید داشت، معمولا زمانی که 85 تا 90 درصد عملکرد کلیه‌هاتان از بین برود.

در خوزستان این بیماری‌ها با شدت و ضعف متفاوتی همراه است اما از عمده‌ترین آنها می‌توان به دیالیز اشاره داشت که به دلیل افزایش قند خون و فشار خون بالا اتفاق می‌افتد. متاسفانه سن دیالیز در این استان رو به کاهش است و مهمترین دلایل بروز آن نیز عدم تحرک و استفاده از غذاهای فست فودی است که دیابت را به همراه می‌آورد و نهایت منجر به آسیب به کلیه‌ها و دیالیز می‌شود.

در شهرستان‌های جنوبی استان خوزستان به ویژه مناطقی که فاصله بیشتری از مرکز استان دارند بیماران خاص با مشکلات بزرگ‌تری رو به رو می‌شوند به عنوان مثال در شهرستان کوچکی چون هندیجان هیچ امکاناتی برای ارائه به بیماران خاص وجود ندارد.

در تماسی با معاون بهداشتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان هندیجان در این خصوص نظر وی را جویا شدی

*بیمارستان هندیجان هنوز به طور کامل راه اندازی نشده است

فروغ زندباف در گفت‌‌وگو با خبرنگار فارس در هندیجان اظهار داشت: بیمارستان این شهرستان با وجود اینکه یک سال از زمان افتتاح آن می‌گذرد اما در بسیاری از بخش‌ها محروم بوده و هنوز به طور کامل راه اندازی نشده است.

وی اضافه کرد: این بیمارستان به بخش‌های اورژانس، آزمایشگاه، رادیولوژی و زایمان مجهز است و دیگر بخش‌ها تقریباً نیمه تعطیل هستند چون پزشک متخصصی برای درمان بیماران وجود ندارد.

معاون بهداشتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان هندیجان عنوان کرد: در خصوص خدمت‌رسانی به بیماران ام.اس باید گفت که شرایط برای خدمت رسانی به آنها در شهرستان مهیا نیست اما این نوع بیماران می‌توانند با تهیه آمپول‌های خود به بیمارستان مراجعه کنند و تزریق دارو را انجام دهند.

وی بیان کرد: به پرستاران در دوره‌ای آموزشی شرایط را برای تزریق آمپول به این نوع بیماران فراهم آورده‌ایم و برای این امر جای هیچ نگرانی نیست.

زندباف در خصوص نحوه تهیه دارو توسط بیماران ام.اس گفت: این بیماران اکثراً آمپول‌های خود را از شهرهای تهران و اصفهان تهیه می‌کنند و در همین جا تزریق را انجام می‌دهند تا مجبور به تحمیل هزینه‌های تردد به ماهشهر و یا اهواز نباشند.

وی با بیان اینکه در بیمارستان این شهرستان پزشک متخصص داخلی نداریم تصریح کرد: چون زیرمجموعه دانشکده علوم پزشکی آبادان هستیم در راستای استقرار پزشک متخصص در شهرستان قول‌های خوبی به ما داده‌اند و مقرر شده تا آینده‌ای نزدیک این مهم محقق شود.

*قول مساعدت برای استقرار پزشکان متخصص را داده‌اند

معاون بهداشتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان هندیجان افزود: در همین راستا به زودی متخصص زنان و زایمان، اطفال و کودکان و جراح در بیمارستان این شهرستان مستقر و مشغول به فعالیت خواهند شد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در خصوص کمبود امکانات بیمارستانی به ویژه برای بیماران خاص در این منطقه بیان کرد: برای شروع، از وضعیت موجود نمی‌توان کمال رضایت را داشت اما اگر پزشکانی که دانشکده علوم پزشکی آبادان وعده داده‌اند در بیمارستان شهرستان مستقر شوند وضعیت خدمت‌رسانی به بیماران بسیار متفاوت و مطلوب‌تر خواهد بود.

زندباف ادامه داد: بیمارستان هندیجان تجهیزات دارد و اگر به پزشک متخصص هم مجهز شود دیگر مشکلی برای درمان بیماران وجود نخواهد داشت.

وی اظهار کرد: البته در وضعیت کنونی نیز با توجه به دستورالعمل و قوانین موجود در خصوص خدمت رسانی به بیماران خاص گاها تزریق آمپول آنان و سایر خدمات رایگان است.

معاون بهداشتی شبکه بهداشت و درمان شهرستان هندیجان در راستای تعداد بیمار خاص در شهرستان و جنسیت آنها هیچ اطلاعاتی در اختیار خبرنگار فارس قرار ندادند.

 

*انجمن خیریه دیالیز آبادان بدون حمایت دولت اداره می‌شود

معاون بهداشت دانشکده علوم پزشکی آبادان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در این شهرستان اظهار کرد: برای خدمت رسانی به بیماران خاص در شهرستان آبادان، انجمن خیریه حمایت از بیماران دیالیزی راه اندازی شده است.

مرتضی جعفری افزود: این انجمن کاملا خصوصی است و با حمایت و کمک‌های مردمی اداره می‌شود.

وی همچنین عنوان کرد: به این انجمن هیچ حقوق دولتی اختصاص نمی‌یابد و مرکز بسیار خوبی برای خدمت رسانی به این نوع بیماران است.

در همین راستا به سراغ مسئولان این انجمن (NGU) رفتیم و کم و کیف کار و نحوه خدمت رسانی آن را به بیماران خاص جویا شدیم.

*100 خانوار تحت پوشش انجمن بیماری‌های دیالیزی آبادان

محمد جواد شیرالی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در آبادان اظهار داشت: بالای یک صد خانوار دارای بیماران خاص تحت پوشش این انجمن هستند که به آنها خدمت رسانی می‌شود.

وی افزود: این انجمن از طرف دولت و نهادهای دولتی هیچ حمایتی نمی‌شود البته با توجه به شرایط روز جامعه و تحمیل تحریم‌ها به کشورمان کمبودها امری طبیعی و عادی به شمار می‌روند.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان ادامه داد: تمام تجهیزات و خدمات این انجمن توسط بخش خصوصی و با حمایت مردم اداره می‌شود و البته در این زمینه با کمبود تجهیزات، دستگاه و دارو مواجه هستیم.

وی در خصوص نحوه و چند و چون کمک های مردمی در شهرستان گفت: شرایط جامعه برای همه روشن است و اوضاع اقتصادی مردم به ویژه در شهرستان‌های کوچکی چون آبادان خرمشهر شادگان و ...مطلوب نیست و همین امر کمک‌ها به انجمن را با سختی و مشکل مواجه می‌کند.

شیرالی اضافه کرد: در بخش جراحی‌های مختلف برای این بیماران 50 درصد هزینه‌ها را تقبل می‌کنیم و البته برای تهیه و عرضه دارو به این نوع بیماران نوساناتی در قیمت‌ها وجود دارد که همین رویه نحوه خدمت رسانی ما را با شدت و ضعف همراه می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: تنها مشکل این انجمن ضعف در بخش مالی است و اگر مسئولان در این خصوص تلاش و همت بیشتری کنند ارتباط ما با بیمه‌ها نزدیک‌تر می‌شود و همین امر ارائه خدمات مضاعف به بیماران را بیشتر می‌کند.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان با اشاره به تاثیر اطلاع رسانی برای جلب حمایت‌های مردمی ادامه داد: رسانه‌ها و صدا و سیما می‌توانند نقش بسیار موثری در جلب حمایت و کمک‌های مردمی داشته باشد و تنها پناه و ماوای ما نیز آنان هستند.

*راه‌اندازی انجمن صرفاً در راستای اعتقاداتم است

وی گفت: علاوه بر این بحث اعتقادی و معنوی که مردم مناطق جنوب بیشتر با آن نزدیک هستند انجمن را تقویت می‌کند و با اطلاع رسانی زبان به زبان همچنان حمایت‌ها بیشتر خواهد شد.

شیرالی با بیان اینکه امروزه فشار مالی بر مردم بسیار زیاد است تصریح کرد: در همین راستا نمی‌توان توقع زیادی از مردم داشت و امیدواریم در این خصوص مسئولان دستگاه‌های اجرایی پا پیش بگذارند.

وی با اشاره به اینکه تاکنون هیچ کمکی از سوی دستگاه‌های اجرایی صورت نگرفته است اضافه کرد: با وجود مکاتبات و نامه نگاری‌های فراوان اما در این زمینه تاکنون اقدامی موثر مشاهده نکرده‌ایم.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان با اشاره به اینکه NGU اطلاع رسانی و کمک به پیشگیری از این گونه بیماری‌هاست افزود: دولت باید هر چه بیشتر این قضیه را تحت شعاع قرار دهد زیرا هزینه‌های پیشگیری کمتر از درمان است.

وی بیان کرد: با توجه به غلبه تحریم‌ها و مواجهه با کمبود دارو و کاستی در بخش درمان باید در زمینه اطلاع رسانی از بیماری‌ها، مصرف تغذیه سالم و مناسب و کار در بخش پیشگیری تلاش مضاعفی صورت پذیرد.

شیرالی با اشاره به و مراقبت‌های بعد از انجام عمل پیوند در بیماران خاص عنوان کرد: بعد از این گونه عمل و جراحی‌ها نیز خدمات رایگان ارائه می‌دهیم.

 

*هزینه برق و تلفن را هم می‌پردازیم

وی با تاکید بر دیگر مشکل این انجمن تصریح کرد: با توجه به وجود دستگاه‌های دیالیز در این مرکز هزینه برق و یا تلفن بسیار زیاد می‌شود اما حتی مسئولان در این زمینه تخفیفی برای ما قائل نمی‌شوند.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان اضافه کرد: حداقل اگر چون مساجد هزینه برق برای ما رایگان بود مشکلات ما به چندین برابر کاهش پیدا می‌کرد.

وی با اشاره به اینکه برخی اوقات به این نتیجه می‌رسیم که مرکز تعطیل شود به نفعمان است گفت: کمک‌های مردمی بسنده نمی‌کند.

شیرالی اظهار کرد: غیر از انجمن بیماران دیالیزی در شهرستان انجمن و مرکزی دیگر موجود نیست و من نیز تنها به دلیل مسائل اعتقادی اقدام به این کار کرده‌ام.

وی با بیان اینکه بیش از 200 بیمار ام.اس و تالاسمی به این مرکز مراجعه می‌کنند تصریح کرد: وضعیت رسیدگی به بیماران خاص در شهرهای دیگر نظیر دزفول بهتر است چون وضعیت اقتصادی و وجود بازارهای بزرگ این روند را مطلوب می‌کند.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان با بیان اینکه شهرستان دزفول حتی به دلیل تجارت مطلوب‌تر مهاجرپذیری‌اش کمتر عنوان کرد: امروزه شاهد آن هستیم که در استان‌های مجاور نظیر شیراز و اصفهان درمانگاه‌ها و کلینیک‌ها و بیمارستان‌های مخصوص برای درمان بیماران خاص وجود دارد و کمک‌های دولتی نیز بسیار تاثیرگذار است.

وی با اشاره به خدمات کمیته امداد امام خمینی(ره) و بهزیستی به بیماران خاص اضافه کرد: آن دسته از بیمارانی که زیرپوشش کمیته امداد هستند وضعیتشان نسبت به بیمارانی که زیر نظر بهزیستی هستند بسیار بهتر است.

*از دانشکده نوپای علوم پزشکی نمی‌توان انتظار زیادی داشت

شیرالی خاطرنشان کرد: البته دانشکده علوم پزشکی شهرستان آبادان نیز زحمات زیادی برای بخش بهداشت و درمان منطقه می‌کشند اما این دانشکده نوپاست و هنوز ساختمان درست و حسابی برای خود ندارد و درگیر بازسازی است.

وی بیان کرد: این دانشکده همزمان با اعمال تحریم‌ها راه اندازی شد و با توجه به زیرپوشش گرفتن شهرهای جنوبی هنوز دست به گریبان مشکلات خود است.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان ادامه داد: اگر دانشکده به مرور زمان به وضعیت مطلوبی برسد مطمئنا در بخش خدمت رسانی به بیماران خاص بهتر و مضاعف‌تر می‌تواند عمل کند.

وی با بیان اینکه خوزستان چون توپ خالی می‌ماند اظهار کرد: ما هنوز درگیر اسم و رسم هستیم و در گذشته‌ها غرق شده‌ایم.

شیرالی تصریح کرد: باید همه تلاش خود را به کار گیریم تا خوزستان را به زیرساخت‌های بهداشتی و درمانی که قبل از جنگ با آن رو به رو بود برسانیم که این امر زمان بسیاری را می‌طلبد.

وی با بین اینکه امروز شاهد آن هستیم که مردم این شهر نیمه مرده هستند افزود: نبود نشاط و شادابی در بین مردم بیماری‌های متفاوتی را برای آنان ایجاد کرده است که مسئولان باید در این خصوص اقدامی جدی کنند.

مسئول انجمن خیریه بیماران دیالیزی در آبادان عنوان کرد: عدم آگاهی و نبود فرهنگ مناسب کمر علم را می‌شکند و ما موظفیم مردم به ویژه روستائیان را از بیماری‌های مختلف آگاه کنیم تا درمان جایگزین پیشگیری شود.

به هر حال بیماران خاص با تقبل هزینه های سنگین بهداشتی و درمان نسبت به سایر بیماران با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند که عمده آنها بخش مالی است و امید می‌رود در این زمینه مسئولان دولتی به ویژه در شهرستان‌های خوزستان اقدامات بهتری اعمال کنند.

خواستگار شناسی از روی وزن!


چاق است یا بیش از حد لاغر؟ مردی که ادعا می‌کند عاشق شما شده عضلانی است یا از هر گوشه بدنش چند گرمی چربی بیرون زده؟ گمان نکنید این ویژگی‌ها تنها ظاهر همسر آینده شما را می‌سازد و اگر فرد ظاهربینی نباشید، می‌توانید به آنها بی‌توجهی کنید! چراکه محققان در تحقیقات خود ثابت کرده‌اند که نه تنها سایز فرد بلکه میزان عضلانی بودن یا لاغر بودن فرد هم در شخصیتش تاثیرگذار است و سرنوشت زندگی مشترک شما را تعیین می‌کند.

به گزارش نیک صالحی به نقل از مجله سیب سبز ؛ اگر هنوز هم حرف ما را باور نمی‌کنید در ادامه مطلب با ما باشید. بخش اول این نوشته، الـگوهـای شخصیتی که توسط ویلیام شلدون ابداع شده را معرفی می‌کند و در ادامه به بیان نتایج تحقیقاتی که در دیگر گوشه‌های دنیا در مورد ارتباط فیزیک افراد با شخصیت آنها انجام شده است، می‌پردازد.

تپل‌های دوست‌داشتنی اما راحت‌طلب

قبل از آنکه صحبت از اصل مطلب را شروع کنید، نگاهی به شانه‌ها و کمر خواستگارتان بیندازید. اگر او یک آندومورف باشد، حتما دور کمری پـهن و شانه‌هایی باریک و کم‌عرض دارد. اگر بخواهید در ذهن‌تان با ظاهر این خواستگار کمی شوخی کنید، می‌توانید او را به شکل یک گلابی تصور کنید. چنین فردی در سراسر بدنش انبوهی از چربی دارد به ویژه در زانو‌ها و بازوها به راحتی می‌توانید توده چربی‌ها را ملاحظه کنید. امـا چاقی به همه اندام‌های این فرد نفود پیدا نکرده و چنین مردی برخلاف ظاهر چاقش، قـوزک پـاهـا و مچ دست‌های باریک و لاغری دارد که اتفاقا باعث می‌شود چاقی دیگر نواحی بدنش بیشتر به چشم بیاید.

زندگی با یک آندرومورف

حالا که با کمک ویژگی‌های گفته شده، می‌دانید او در گروه یک آندومورف جا می‌گیرد یا نه، راحت‌تر می‌توانید شخصیتش را ارزیابی کنید. از نظر شلدون، چنین فردی برای مهمانی و خوشگذرانی ایده‌آل است. چراکه لذت‌گرا، خوش‌مشرب و شـوخ‌طبع است اما فراموش نکنید که تمام زندگی مهمانی رفتن نیست. اگر شما فرد سختگیری باشید زندگی در کنار این مرد فربه برای‌تان سخت می‌شود، چراکه راحـت طـلـب، خیره‌سر و آسوده‌خاطر است و هرقد هم که او را به فعال بودن تشویق کنید به دلیل خواب سنگین و طولانی‌مدتی که دارد، تغییر نمی‌کند. چنین مردی عاشق خوراکی بوده و خوب بودن دستپخت شما برایش دغدغه است. اما ساختن با این دسته از مرد‌ها چندان هم سخت نیست و گاهی لذتبخش می‌شود، چراکه مـحـتاج محبت هستند و با بردبـاری و صلح‌طلبی‌شان به زندگی آرامش می‌دهند. البته این افراد بیش از حد خونسرد هستند و از آنجایی که اغلب کار‌ها را پشت گوش می‌اندازند، شما را عصبانی می‌کنند.

لاغر است؟

اکتـومـورف‌ها نقطه مقابل آندومورف‌ها هستند. چنین فردی شانه‌ها و دور کمر باریکی دارد، صورتش لاغر است و پـیـشانی بلند و کشـیـده‌ای دارد. شناسایی این افراد کار سختی نیست چراکه قفسه سینه آنها لاغـر و بـاریـک است و دسـت و پـاهـایی نـحـیـف دارند و از طرف دیگر، چـربی اندکی در بدن‌شان دیده می‌شود. اغلب این افراد مدام غذا و هله و هوله می‌خورند اما چاق نمی‌شوند و گاهی این ویژگی آنها را نگران و عصبی می‌کند. خواستگار اکتومورف شما، لاغر و نحیف است، عضلاتی ضعیف دارد اما در مقابل بلند قد است. یک اکتومورف را از روی دست‌هایش هم می‌توانید بشناسید چراکه اغلب این افراد، رگ‌هایی بیرون زده و برجسته دارند.

زندگی با یک اکتومورف

اگر به دنبال همسری متفکر، آرام و ساکت و تا حدی خجالتی می‌گردید، یک اکتومورف را انتخاب کنید. البته زود قضاوت نکنید، شاید ویژگی‌های دیگری که در ادامه می‌گوییم چندان به نظر شما خوش نیاید. از نظر محققان این افراد لاغر و ظریف، اغلب شکننده، حسـاس و درونگرا هم هستند و اما سکه آنها روی دیگری هم دارد چراکه آنها همیشه دلواپس و گاهی بدخلق می‌شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این افراد به راحتی ابراز احساسات نمی‌کنند، کار‌ها را خوب شروع می‌کنند اما درست به پایان نمـی‌رسـانند. افرادی که ظاهری لاغر و استخوانی دارند، اغلب غیرقابل پـیـش‌بـیـنـی و خـلاق هستند و قـوه تخیل بالایی دارند.

عضلانی است؟

اگر مرد ایده‌آل‌تان را در 2 گروه گفته شده پیدا نکرده‌اید ناامید نشوید. شما می‌توانید به خوشبخت شدن در کنار یک شخصیت مزومورف یا عضلانی امید داشته باشید چراکه این گروه ظاهر و شخصیتی بین دو دسته قبلی دارند. هیکل این دسته از مرد‌ها شبیه ورزشکارهاست. دارای سر بزرگ، شانه‌های پهن (چهار شانه) و مـیـان‌تـنـه بـاریـک هستند و گذشته از این، صاحب بازو‌ها و زانوهایی نیرومند هستند و چربی خیلی کمی در بدن‌شان دارند. در واقع بدن آنها عضلانی، مستطیل‌شکل است و پوست کلفت و سری بزرگ دارند.

زندگی با یک مزومورف

اگر آرزوی زندگی با یک مرد عمل‌گرا و فعال را دارید که بار را از دوش شما بردارد، همسر خود را از میان مردهای عضلانی انتخاب کنید. البته مراقب باشید، این مردهای نـیـرومـند، سـتـیـزه‌جـو و بـی‌بــاک هم هستند و اغلب نسبت به عقاید دیگران بی‌تفاوتی نشان می‌دهند. این مرد‌ها که گاهی گستاخ، سلطه‌جو، قدرت‌طلب جلوه می‌کنند، عاشق ریسک کردن هستند و اگر با آنها وارد چالش شوید، احتمالا با طعنه زدن به شما پاسخ می‌دهند. چنین مردهایی با زن‌های کدبانو ا زدواج می‌کنند چون نظم تغذیه و خواب برای‌شان مهم است و هرقدر هم که سرشان شلوغ باشد، از فعالیت بدنی روزانه‌شان صرف‌نظر نمی‌کنند.

اگر خواستگارتان چاق است، بخوانید

بدبین‌ها چاق می‌شوند

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که افراد سطحی‌نگر، بدگمان و پرخاشگر بیشتر در معرض اضافه وزن قرار دارند. همچنین وزن افراد عصبی و بی‌مسئولیت بیشتر در نوسان است. از نظر محققان آدم‌هایی که بی‌بهانه وزن اضافه می‌کنند، اغلب به راحتی در برابر وسوسه‌ها تسلیم می‌شوند و توان ایستادگی در برابر سختی‌ها را هم ندارند. از سوی دیگر مطالعات نشان می‌دهد افراد باوجدان و وظیفه‌شناس لاغر‌تر هستند و وزن آنها در بزرگسالی تغییرات زیادی نمی‌کند.

اندام متناسب مخصوص وظیفه‌شناس‌هاست

اگرچه انسان‌ها غالبا با افزایش سن چاق‌تر می‌شوند اما بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که خصوصیات رفتاری نامطلوب دارند، حدود ۱۰کیلوگرم بیش از سایرین دچار اضافه وزن می‌شوند چراکه این دسته افراد نسبت به سایرین بیشتر به خوردن و تن‌پروری علاقه دارند. از طرفی دیگر افراد وظیفه‌شناس و مسئولیت‌پذیر اساسا لاغر‌تر و خوش‌اندام‌تر هستند و در دوران بزرگسالی، تغییرات وزنی کمتر سبب تغییرات شخصیتی آنها می‌شود.

برونگرا‌ها چاق ترند

هرچه فرد برون گرا‌تر باشد، استعداد چاق شدن در او بیشتر است و در مقابل آن دسته از افراد که شخصیتی درون‌گرا دارند وزن پایینی دارند. آدم‌های جدی و افراد عصبی و کسانی که ساز مخالف می‌زنند در بزرگسالی چاق می‌شوند.

توصیه های سنتی و خطرناک درباره نوزادان

کوچولویی‌ که سال‌ها منتظرش بودید چشم به دنیا گشوده. می‌خواهید بهترین‌ها را برایش فراهم کنید. هر کاری می‌کنید تا بهترین باشد. تازه او را از بیمارستان آورده‌اید که متوجه زردی او می‌شوید. اطرافیان شروع به پیچیدن نسخه می‌کنند یکی می‌گوید «یه قطره رازیانه بریز تو حلقش!»، «شیرخشت بهش بدی درست میشه!»، «من به دخترم ترنجبین دادم فوری زردی‌اش برطرف شد!» اقوام یکی‌یکی برای چشم‌روشنی به منزل‌تان می‌آیند، دخترخاله می‌گوید: «زود سرش رو بتراش که موهاش پرپشت بشه!» مادرشوهر خواهرتان می‌گوید: «مادر جون یه کم از شیرت رو بریز تو دماغ بچه، مگه نمی‌بینی خس خس می‌کنه!» کم کم گیج  و نگران می‌شوید که اگر همه این کارها را کرده‌اند و نتیجه گرفته‌اند شاید بد نباشد که شما هم امتحان کنید. اگر دودل هستید که این کارها را انجام دهید دکتر اکبر کوشانفر،‌ متخصص کودکان به شما می‌گوید که چه باید بکنید.

رازیانه و ترنجبین و شیر خشت، داروي زردی هستند

بسیاری از نوزادان چند روز بعد از تولد 40 تا 50درصد زردی دارند. این زردی گاهی ساده است و گاهی باید کنترل شود اما برخی خانواده‌ها عصاره رازیانه، شیر خشت یا ترنجبین را برای رفع زردی نوزاد استفاده می‌کنند در حالی که اینها همه ملین‌های گیاهی است و باعث می‌شود اجابت مزاج کودک شل شود. واقعیت این است که زردی توسط این مایعات از بین نمی‌رود. در مرحله اول باید میزان زردی مشخص شود و بعد از آن اقدام به درمان شود. امروزه این مشکل نوزادان با کمک فوتوتراپی به راحتی برطرف می‌شود.



قنداق کمبود ویتامین می‌آورد

به طور معمول امروزه به علت وجود پوشک‌های بهداشتی کودک نباید قنداق  شود. یکی از مضرات استفاده از قنداق این است که در این حالت اندام‌های شیرخوار در معرض آفتاب نیست و ممکن است دچار نرمی استخوان شود. احتمال سوختگی پا هم در قنداق کردن بیشتر می‌شود. قنداق کردن کودک حتی باعث ایجاد اختلالات مفصلی به خصوص مفصل لگن در کودک می‌شود. اگر نوزاد دختری در بدو تولد دچار بیماری دررفتگی مادرزادی لگن شده باشد به هیچ‌عنوان نباید قنداق شود چون خطر دررفتگی مادرزادی لگن و اختلالات مفصل لگن در آنها بیشتر است. برای این کودکان درمان‌های دیگری از جمله پوشاندن 3 پوشک توصیه می‌شود.

تخم کفتر کودک را ناطق نمی‌کند

هیچ سن و سال مشخصی برای رشد مهارت‌های تکلمی کودکان وجود ندارد. برخی کودکان از 10 ماهگی تک کلماتی را به زبان می‌آورند، برخی در 3 سالگی به راحتی صحبت می‌کنند. گاهی هم تکلم در پایان 2 سالگی تکمیل می‌شود. بیان کلماتی مانند بابا و ...ممکن است زودتر هم اتفاق بیفتد. در این میان خانواده‌هایی هستند که فکر می‌کنند تخم کفتر و بلدرچین بر تکلم کودک تاثیر می‌گذارد البته تغذیه تکمیلی تاثیر بسیار زیادی بر این موضوع دارد اما سرعت به حرف افتادن کودک بستگی به تمرینات تکلمی والدین با فرزندان دارد. امروزه توصیه می‌شود که والدین روزانه چند هزار کلمه با فرزندشان صحبت کنند.

تراشیدن موی سر، آن را پرپشت نمی‌کند

برخی خانواده‌ها تصور می‌کنند که با تراشیدن موی سر نوزاد ضخامت و سرعت رشد مو تغییر می‌کند. وقتی موی سر را با تیغ برمی‌دارند چون مو ناگهان برداشته می‌شود تمام موهایی که در مرحله استراحت هستند دچار شوک شده و وارد مرحله رشد می‌شوند و در چند روز اول این طور به نظر می‌رسد که موها سریع درآمده‌اند اما این روند چند روز بیشتر نیست. موی سر افراد به خصوص کودکان به پدر و مادر بستگی دارد. رشد موی شیرخواران بستگی به تغذیه مادر هنگام شیر دادن و تغذیه تکمیلی دارد که معمولا باید حاوی روی و آهن باشد که رشد مو را زیاد می‌کند.



کلاهبرداری به نام تُل درآوردن

در بین خانواده برخی اوقات دیده می‌شود که کودک 2 تا 4 ساله سرفه‌های طولانی دارد. ممکن است هنگام مراجعه والدین به برخی افراد ناآگاه به آنها گفته ‌شود که جسمی مانند تخم پسته راه تنفسی کودک را بسته است. گاهی این افراد تخم پسته را در دهان خود می‌گذارند و آن را به صورت کودک که دهانش را باز کرده فوت می‌کنند. به این ترتیب تخمه وارد دهان کودک می‌شود. بعد با درآوردن آن از دهان کودک، می‌گویند که تُل را درآورده‌اند. در حالی که ممکن است کودک دچار حساسیت، سینوبرونشیت و... شده باشد. در اینگونه بیماری‌ها معمولا بعد از رفع علائم اولیه کودک برای مدت‌طولانی دچار سرفه می‌شود. در این مواقع بهترین کار مراجعه به متخصص اطفال است.

سرخک با پارچه قرمز مداوا نمی‌شود

در برخی فرهنگ‌ها وقتی کودک دچار سرخک می‌شد، پارچه قرمزی روی صورت و بدن او می‌اندازند. آنها سعی می‌کنند در این مدت کودک از دید افراد و محیط دور باشد زیرا عقیده دارند پارچه قرمز باعث از بین رفتن بیماری كودك می‌شود. بعد از چند روز که  حال کودک بهتر و علائم ظاهری‌اش برطرف می‌شود، پارچه را از روی کودک برمی‌دارند. در حالی که بثورات پوستی و بیماری سرخک و آبله‌مرغان از جمله بیماری‌هایی هستند که باید تشخیص داده شده و خیلی زود درمان شوند زیرا حتی ممکن است علائم ظاهری روی پوست کودک بر جا بگذارد.

روغن مورچه به جای لیزر؟

برخی مردم که صاحب نوزاد دختر پرمو می‌شوند دل‌ نگران می‌شوند که دخترشان در آینده مشکلات زیادی داشته باشد. به همین دلیل و بر‌اساس همین باور قدیمی که روغن مورچه موهای زائد را کم می‌کند، این روغن‌ را تهیه می‌کنند و به بدن کودک مي‌مالند در‌حالی‌که ممکن است آنچه به نام روغن مورچه به آنها ارائه می‌شود، واقعا روغن مورچه نباشد و ترکیبات دیگری داشته باشد که پوست نوزاد را دچار مشکل کند و عوارضی برای او به همراه داشته باشد. حتی اگر این روغن، روغن مورچه باشد به دلیل آنکه ممکن است مقدار قابل‌ملاحظه‌ای اسید فرمیک در آن وجود داشته باشد ممکن است موجب سوختن پوست یا ازبین رفتن ریشه موهای نوزاد که به صورت کرک در آمده، شود و حتی پوست نوزاد را تیره و سیاه رنگ کند.



شربت خواب‌آور قلنج را برطرف نمی‌کند

اغلب نوزادان تا 4،3 ماهگی قلنج‌های دردناکی دارند که معمولا در غروب اتفاق می‌افتد که در این زمان کودک گریه شدید دارد چون نفخ شکم دارد. در این مواقع والدین برای آرام کردن کودک از شربت‌های خواب‌آور استفاده می‌کنند که کاری اشتباه است اگر والدین برای رفع قلنج از کمی عرق نعناع استفاده کنند، مانعی ندارد.

شیر مادر، قطره بینی نیست

نوزاد در بدو تولد به علت مجاری کوچکی که دارد تنفسش از راه بینی و شکم است. در ابتدا اغلب تنفس نوزادان به صورت صدادار است و اگر بینی‌اش گرفتگی داشته باشد همراه با خس خس است. برخی افراد توصیه می‌کنند مادر شیر خودش را در بینی کودک بریزد که این کار اشتباه است زیرا گاهی اوقات این شیر از طریق مجاری بینی وارد دستگاه تنفسی نوزاد شده و ایجاد مشکلاتی برای نوزاد می‌کند. بهترین کار برای تنفس راحت‌تر نوزاد این است که بینی او را تمیز کنید و شکمش را سفت نبندید.

اگر غذا نمی خورید ویتامین بخورید


امروزه صدها نوع مختلف ویتامین و فرآورده های مواد معدنی در بازار وجود دارد و پیوسته هر ساله به تعداد آنها اضافه می شود.

اگر شما از هر۵ گروه مواد غذایی مقدار توصیه شده را بخورید، کلیه ویتامین ها و مواد معدنی را دریافت می کنید؛ اما تحقیقات نشان می دهند که تنها یک دهم افراد به طور منظم میوه و سبزی کافی مصرف می کنند و اغلب افراد از مصرف مقدار توصیه شده مواد غذایی مختلف و مهم بی بهره هستند؛ به همین دلیل پزشکان توصیه می کنند افراد برای جبران مواد غذایی از دست رفته ، روزانه مولتی ویتامین یا مواد معدنی مصرف کنند

در اینجا به مهمترین ویتامین ها و مواد معدنی و چگونگی مصرف آنها به طور موثر اشاره خواهیم کرد )اگر شما دارو مصرف می کنید، پیش از استفاده از مواد با پزشک خود صحبت کنید

ویتامین E : براساس بررسی های صورت گرفته ، گفته می شود که احتمال دارد ویتامین ایی باعث تقویت سیستم دفاعی بدن و از میان رفتن آب مروارید شود و از سرعت پیشرفت بیماری آلزایمر بکاهد همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ویتامین E ممکن است با سوزاندن کلسترول های زاید )از نوع بد( که می تواند سبب “اتریس کلریس ” شود و نیز با نقش ضدانعقادی خود به سلامتی قلب کمک می کند .

طبق بررسی های دانشگاه هاروارد، مشخص شده است افرادی که به مدت ۲ سال یا بیشتر روزانه حداقل صد واحد بین المللی ویتامین E مکمل مصرف کنند تقریبا۴۰ درصد کمتر در معرض ابتلا به بیمای های قلبی قرار می گیرند. با وجود این ، بنابر مطالعات وسیع و اطلاعات جاری ، هیات مدیره فرهنگستان علوم غذایی و تغذیه اخیرا نتیجه گیری کرده است که شواهد کافی موجود نیست که ثابت کند مصرف زیاد مواد ضداکسایش مانند ویتامین های E و C خطر ابتلا به بیماری های مزمن را کاهش می دهد یا از آن جلوگیری می کند.

مصرف روزانه ۱۰۰ تا۴۰۰ واحد بین المللی ویتامین E برای سلامتی کامل سودمند است.

حداکثر مقدار مصرف ویتامین E: مصرف بیش از۱۰۰۰ واحد بین المللی ویتامین E در روز می تواند سبب افزایش خونریزی شود با توجه به این که ویتامین ایی عملکرد ضدانعقادی دارد، افرادی که خونریزی یا مشکل انعقاد خون دارند باید پیش از مصرف این ویتامین با پزشک خود مشورت کنند.

ویتامین C : در عین حال که شواهد کمی مبنی بر این که ویتامین C می تواند از سرماخوردگی جلوگیری کند وجود دارد، مطالعات بسیاری نشان داده است که مصرف زیاد روزانه ویتامین C در آغاز سرماخوردگی ممکن است علایم بیماری را کاهش دهد و مدت آن را نیز کوتاه کند.مقدار مورد نیاز ویتامین C برای زنان ۷۵ میلی گرم و برای مردان نودوپنج میلی گرم است )شما می توانید با نوشیدن یک هشتم لیوان آب پرتقال این مقدار را به دست آورید (برای افراد سیگاری ۳۵ میلی گرم بیشتر مورد نیاز است.

در صورتی که بیش از۲۰۰ میلی گرم ویتامین C در روز مصرف شود، مقدار محدودی از آن توسط روده جذب می شود.

حداکثر مقدار مصرف ویتامین C: مصرف مرتب بیش از۲۰۰۰ میلی گرم در روز باعث گرفتگی عضلات شکم ، تهوع و استفراغ می شود.

ویتامین های B : اسید فولیک )حالت ترکیبی ویتامین B ( ویتامین های۱۲ B و B 6 از قلب محافظت می کنند، از نقص های مادرزادی پیشگیری می نمایند و باعث حفظ هوشیاری علی رغم افزایش سن می شوند. این ۳ ، میزان هوموسیستین خون را به حالت عادی بازمی گرداند؛ در نتیجه احتمال بروز ناراحتی های قلبی را کاهش می دهند بالا رفتن مقدار هوموسیستین موجود در خون خطر بیماری های قلبی و سایر ناراحتی های عروقی را افزایش می دهد همچنین اسید فولیک عامل موثری در سلامت یا بروز نقص های مادرزادی ازجمله اسپینای بی فی دا در هنگام تولد نوزادان است.

متاسفانه زنان به طور متوسط، تنها نیمی از۴۰۰ میلی گرم ویتامین توصیه شده در روز را دریافت می کنند. در نتیجه حکم سال ۱۹۹۸ سازمان نظارت بر مواد غذایی و دارو اکنون در موادی مانند نان ، آرد، برنج ، پاستا و غلات ، اسید فولیک زیادی یافت می شود احتمال دارد افرادی که از لحاظ ذهنی ، هوشیاری گذشته خود را ندارند، کمبود ویتامین ۱۲ B داشته باشند کمبود شدید این ویتامین سبب خستگی ، ناراحتی اعصاب ، اختلال حواس و کمبود خفیف آن باعث افسردگی و آشفتگی می شود بویژه افراد مسن تر در معرض خطر هستند؛ زیرا آنها نمی توانند ویتامین ۱۲ B را از مواد غذایی )که مهمترین آنها گوشت ، ماهی و مرغ است ( جذب کنند. از این رو، سازمان کنترل مواد غذایی و دارو به افراد بالای ۵۰ سال که نمی توانند ویتامین ۱۲ B را از مواد غذایی جذب کنند، توصیه می کند که آن را از طریق غذاهای کمکی و یا مواد غذایی غنی شده از ویتامین ۱۲ B تامین کنند.

حداکثر مقدار مصرف ویتامین B: مصرف بیش از۱۰۰۰ میکروگرم اسید فولیک احتمال دارد مانع از آشکار شدن نارسایی های ویتامین ۱۲ B شده و باعث ناراحتی های اعصاب شود مصرف ویتامین۶ B نیز نباید از۱۰۰ میلی گرم تجاوز کند )مقدار مورد نیاز توصیه شده برای افراد زیر۵۰ سال ، ۳/۱ میلی گرم است ؛ مردان بالای ۵۰ سال باید یک و هفت دهم میلی گرم و زنان بالای ۵۰ سال ۳/۱ میلی گرم مصرف کنند( مصرف بیش از حد یا اضافی این ویتامین خطر بر هم زدن تعادل بدن ، احساس کرخی کردن ، ضعف ماهیچه ای و ناراحتی اعصاب را به دنبال دارد.برای اکثر افراد، مصرف بیش از ۴/۲ میلی گرم ویتامین بی دوازده خطر زیادی ندارد و افراد بالای ۵۰ سال که اسید فولیک استفاده می کنند، باید حداقل صد میکروگرم ویتامین ۱۲ B نیز در روز مصرف کنند

کلسیم : اگر بخواهیم دندان ها و استخوان هایی محکم داشته باشیم و خطر ابتلای به پوکی استخوان را کاهش دهیم ، به مقدار زیادی از این نوع مواد معدنی احتیاج داریم.

اخیرا سازمان کنترل مواد غذایی و دارو برای رسیدن به این هدف مقدار مورد نیاز توصیه شده کلسیم برای افراد تا سن ۵۰ سال را۱۰۰۰ میلی گرم و برای افراد بالای ۵۰ سال تا۱۲۰۰ میلی گرم افزایش داده است ؛ این مقدار کلسیم برابر۳ یا۴ لیوان شیر بدون چربی در روز است ؛ اما تحقیقات نشان داده است که میانگین زنان امریکایی فقط۶۰۰ میلیگرم کلسیم در روز دریافت می کنند.

حداکثر مقدار مصرف کلسیم : مصرف ۲۵۰۰ میلی گرم کلسیم مکمل در روز ممکن است باعث یبوست و مشکلات کلیوی شود.

ویتامین D: کلسیم به تنهایی برای شما مفید نخواهید بود؛ مگر این که به مقدار کافی ویتامین D را که از نور خورشید به دست می آید، دریافت کنید این ویتامین بدن را آماده جذب کلسیم و فسفر می کندد ویتامین D تنها در تعداد محدودی از مواد غذایی که مهمترین آنها شیر، کره ، زرده تخم مرغ و صبحانه های غله ای غنی شده هستند، یافت می شود و به جز این ، راه دیگری برای تولید ویتامین D قرار گرفتن پوست در معرض تابش خورشید است.

اگر شما زیاد شیر نمی نوشید یا از خانه بیرون نمی روید، احتمالا۲۰۰ واحد بین المللی ویتامین D توصیه شده برای افراد زیر۵۰ سال را دریافت نمی کنید؛ بویژه افراد مسن تر که نمی توانند این ویتامین را از طریق غذا جذب کنند، احتمال دارد که کمبود ویتامین D پیدا کنند.

برای افراد۵۰ تا۷۰ سال ۴۰۰ واحد بین المللی و برای سنین بالاتر،۶۰۰ واحد بین المللی ویتامین D توصیه می شود.

حداکثر مقدار مصرف ویتامین D: مصرف روزانه ۱۰۰۰ تا۲۰۰۰ واحد بین المللی بیش از اندازه ممکن است باعث تهوع ، سردرد، خستگی ، ناراحتی های قلبی و بالا رفتن کلسیم خون شود که می تواند سبب مشکلات جدی کلیوی و بیماریهای دیگر شود

منیزیم : منیزیم یکی دیگر از مواد معدنی است که برای سلامتی استخوان ها و دندان ها ضروری است و مقدار مورد نیاز توصیه شده آن برای مردان ۴۲۰ میلی گرم و برای زنان ۳۲۰ میلی گرم در روز است ؛ اما بیش از سه چهارم مردم امریکا این مقدار را دریافت نمی کنند. مولتی ویتامین ها به طور متوسط۲۵ درصد از منیزیم موردنیاز شما را تامین می کند؛ اما منیزیم در کلیه غلات ، میوه های مغزدار مانند گردو، پسته ، فندق ، بنشن و سبزیجاتی که برگ تیره دارند یافت می شود.

حداکثر مقدار مصرف منیزیم : مصرف بیش از۳۵۰ میلی گرم منیزیم سبب تهوع و استفراغ می شود

آهن : اگرچه کودکان ، نوجوانان و زنان باردار در معرض خطر کمبود آهن هستند، مردان سالم در کلیه سنین و زنان یائسه نیازی به مصرف اضافی این ماده معدنی ندارند درواقع در این گروه احتمالا مصرف اضافی آهن بیش از آن که مفید باشد، ضرر دارد؛ زیرا آهن اضافی در بدن انباشته می شود. بیش از یک میلیون مردم امریکا به بیماری ارثی به نام “هموکروماتیس ” مبتلا هستند که باعث ذخیره آهن اضافی در بدن می شود و خطر ابتلا به امراض قلبی و ناراحتیهای کلیوی را افزایش می دهد.

حداکثر مقدار مصرف آهن : در زنان زیر۵۰ سال مقدار موردنیاز توصیه شده ۱۵ میلی گرم طی ۵ بار در طول روز است ؛ مصرف آهن اضافی باعث تهوع ،استفراغ و دردهای شکمی می شود و از جذب مواد معدنی دیگر نیز جلوگیری می کند.

شش استراتژی برای کاهش ورزن

شما تاکنون این توصیه را در مورد کاهش وزن بارها شنیده اید: کمتر بخورید، بیشتر ورزش کنید. بسیاری انجام این دستورالعمل ساده را دشوار می یابند. شما هر روز خودتان را در انواع موقعیت هایی می یابید که کمتر خوردن در آنها واقعاً دشوار است.
و اما چه کسی برای ورزش کردن وقت دارد؟ به نظر می رسد که در میان کارهای روزانه فرصت برای پرداختن به ورزش به ندرت دست می دهد، کارهایی مثل رسانیدن بچه ها به مدرسه، پرداختن به کار طی ساعات طولانی، صرف شام با اعضای خانواده و شستن لباس ها. اما جای ورزش در این میان کجاست؟
آیا تا حالا وقت کافی برای ورزش کردن نداشته اید؟
اگر مانند اکثر مردم زندگی می کنید حتماً بدین موضوع فکر کرده اید که چگونه می توانید در حین کار، ورزش کنید.
شما واقعاً می خواهید که از شر وزن اضافی راحت شوید، اما باید راهی پیدا کنید که مناسب حال شما باشد. در غیر این صورت دوباره به وزن اولیه باز خواهید گشت و هرچقدر که وزن کم کرده باشید، به محض دست کشیدن از رژیم دوباره به جای اولتان برمی گردید.
احتمالاً درباره صدها رژیم غذایی وسوسه انگیز، برنامه های کاهش وزن و ادعاهای غلوآمیز درباره کاهش سریع و آسان وزن، زیاد شنیده و خوانده اید. اما زیربنای یک برنامه موفق کاهش وزن را رژیم غذایی سالم همراه با ورزش تشکیل می دهد. برای کاهش وزن به میزان قابل توجه و حفظ آن می بایست تغییرات دائمی در شیوه زندگی و عادات سالم ایجاد شود.
در اینجا شش استراتژی موثر برای کاهش وزن معرفی می شوند:
۱) متعهد باشید
رسیدن به وزن مطلوب و ماندن در آن حد نیاز به تعهد مادام العمر دارد. این کار تمرکز، زمان و تلاش شما را می طلبد. اطمینان پیدا کنید که برای ایجاد تغییرات لازم دائمی آماده هستید و این کار را با دلایل درستی انجام می دهید.هیچکس نمی تواند شما را وادار به کاهش وزن کند. در واقع فشار بیرونی که اغلب از سوی نزدیکان اعمال می شود، می تواند وضع را بدتر کند.
تغییر در رژیم غذایی و انجام ورزش باید برای شما لذت بخش باشد.اگر برای تغییر شیوه زندگی به منظور کاهش وزن برنامه ریزی می کنید، سعی کنید هرگونه مشکل دیگری را در زندگی تان حل کنید.تغییر عادات روزمره، انرژی ذهنی و فیزیکی زیادی را طلب می کند. بنابراین باید از سایر مشکلات اساسی مانند مشکلات زناشویی و مالی فارغ باشید. برنامه ریزی و زمان بندی کلید موفقیت است.
برای کاهش وزن به طور جدی لازم است که کاملاً آماده باشید. به خاطر داشته باشید که هرچقدر برای کاهش وزن آماده باشید، باز هم در موقعیت هایی در خوردن زیاده روی خواهید کرد و یا غذاهایی را خواهید خورد که نباید بخورید. به جای اینکه اجازه دهید این اتفاق همه تلاش های شما را خراب کند، بپذیرید که اتفاقی است که افتاده و حالا باید جبرانش کنید. انتظار نداشته باشید که کامل باشید و هرگز از تلاش خود دست نکشید.با فکر کردن به فواید کاهش وزن، مانند کسب انرژی بیشتر و بهبود سلامتی، سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید، سپس به جنبه های منفی بپردازید. مثلاً به مسئله کمبود وقت برای پرداختن به ورزش و به راه حل های خلاقانه برای رفع این مشکل فکر کنید.
۲) حمایت و همکاری دیگران را جلب کنید
در نهایت این فقط شما هستید که می توانید به خودتان کمک کنید، پس باید مسئولیت رفتارهایتان را به عهده بگیرید. اما این بدان معنی نیست که باید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید. سعی کنید که حمایت همسر، خانواده و دوستانتان را جلب کنید.
از میان کسانی که می شناسید آنهایی را انتخاب کنید که تنها بهترین را برای شما می خواهند و مشوق شما هستند. فرد یا افراد حامی شما باید برای گوش دادن به افکار و احساسات و تشویق شما آماده باشند و احتمالاً با شما ورزش کنند و در اولویت هایی که برای رسیدن به شیوه سالم تر زندگی در نظر دارید، شرکت کنند. یک حامی ایده آل ممکن است کسی باشد که در برنامه کاهش وزن هم شرکت می کند.
در مورد برخی افراد کمک گرفتن از متخصصین تغذیه و مربیان سودمند خواهد بود. برخی دیگر حمایت های گروهی اعمال شده از سوی سازمان هایی چون سازمان «Weight Watchers» و یا «Overeaters Anenymous» را ترجیح می دهند.
اگر به گروهی پیوسته اید، به خاطر داشته باشید که آنچه به دست می آورید متناسب با میزان مشارکت شما خواهد بود. اگر به این اکتفا کنید که در یک گوشه بنشینید و گوش بدهید، فقط چند پیشنهاد خوب خواهید شنید. اما اگر مشارکت فعال داشته باشید، از پاداش های گروهی نظیر حمایت، تشویق، احساس تنها نبودن و دریافت توصیه های سودمند بهره خواهید برد.
۳) یک هدف واقع بینانه برای خودتان درنظر بگیرید
زمانی که درباره انتظار خود از برنامه جدید غذایی و ورزشی فکر می کنید، واقع بین باشید. کاهش وزن به شیوه سالم، به آرامی و پیوستگی به پیش می رود. هدف خود را کاهش یک تا دو پوند وزن در هفته قرار دهید. برای رسیدن به این هدف باید پانصد تا هزار کالری را در روز بسوزانید و باید این کار را از طریق یک رژیم غذایی کم کالری و ورزش منظم انجام دهید. سرعت بیشتر در کاهش وزن بدین معناست که به جای چربی، آب و بافت عضلانی از دست می دهید.
اهداف خود را به صورت هفتگی یا ماهانه در نظر بگیرید و به تدریج به پیش بروید. به خاطر داشته باشید که این کار را برای زمان درازی انجام خواهید داد. هر چیزی که شما را زیادی تحت فشار قرار دهد به زودی بسیار شاق و طاقت فرسا خواهد شد، پس این احتمال وجود دارد که دست از تلاش بردارید.
به علاوه اهداف خود را به صورت یک فرایند درنظر بگیرید.
برای مثال عاقلانه بخورید و به طور منظم ورزش کنید نه اینکه تصمیم بگیرید یک باره پنجاه پوند کم کنید. اطمینان پیدا کنید که اهداف فرایندی شما، واقع بینانه، اختصاصی و قابل اندازه گیری هستند. برای مثال درنظر بگیرید که در هفته پنج روز و هر روز به مدت نیم ساعت پیاده روی کنید.
یک استراتژی را به کار ببندید که به طور تدریجی عادات و نگرش های گذشته شما را که تلاش های شما را برای کاهش وزن بی ثمر کرده اند، تغییر دهد. با یک تاریخ مشخص شروع کنید. توجه کنید که در کجا، در چه فواصل زمانی و برای چه مدتی ورزش خواهید کرد. یک برنامه واقع بینانه شامل نوشیدن مقدار زیادی آب و خوردن میوه و سبزی به میزان زیاد طراحی کنید.
همه چیز را یادداشت کنید. موانع احتمالی را پیدا کنید و به راه های برداشتن آنها از پیش پا بیندیشید و برای آن برنامه ریزی کنید. از پزشکتان بپرسید که چه قدر کاهش وزن برای شما مناسب است. ممکن است او شما را به یک متخصص تغذیه یا کسی که در کاهش وزن تخصص دارد معرفی کند.
۴) بیاموزید که از غذاهای سالم تر لذت ببرید
غذاهای مایع، قرص های رژیمی و ترکیبات غیرمعمول غذایی در درازمدت برای کنترل وزن و تامین سلامتی مناسب نیستند. به جای آن یاد بگیرید که چگونه انواع غذاهای سالم را مصرف کنید.
شیوه غذایی جدید برای رسیدن به وزن متعادل باید کاهش کالری دریافتی را در خود داشته باشد. اما کاهش کالری به معنای از دست رفتن مزه غذا و عدم احساس سیری و یا دشواری در تهیه غذا نیست. یک راه برای کاهش کالری دریافتی، خوردن غذاهای گیاهی، میوه ها، سبزی ها و غلات سبوس دار است. سعی کنید که تنوع غذایی خود را حفظ کنید تا بدون محروم ماندن از طعم غذا و مواد غذایی لازم به اهدافتان نزدیک شوید. اگر بر محدود کردن مصرف چربی ها متمرکز شوید، کاهش کالری آسان تر خواهد بود.
برای کاهش وزن با کمک پزشکتان برنامه ای تنظیم کنید که در آن دریافت کالری روزانه به میزان زیر باشد:
در طول زمان نیاز شما به کالری با توجه به خطرات تهدیدکننده سلامتی، سرعت لازم یا مطلوب برای کاهش وزن و اهداف فردی و اولویت های شما تغییر می کند.در صورتی که زیاد گرسنه می شوید و یا به وزن مطلوب رسیده اید و می خواهید بیشتر از این لاغر نشوید، می توانید کالری دریافتی را تنظیم کنید.
رژیم های غذایی بسیار کم کالری در درازمدت استراتژی سالم و مناسبی نیستند. برای زنان کمتر از ۱۲۰۰ کالری و برای مردان کمتر از ۱۴۰۰ کالری توصیه نمی شود. اگر کالری دریافتی شما خیلی کم باشد این خطر وجود دارد که مواد غذایی لازم برای حفظ سلامتی به میزان کافی به بدنتان نرسد.
معمولاً بهترین کار این است که قبل از شروع برنامه کاهش وزن با پزشکتان یا یک متخصص معتبر تغذیه مشورت کنید.
یک متخصص کاهش وزن می تواند با انتخاب سالم ترین، بهداشتی ترین و موثرترین غذاها براساس نیازهای فردی شما راهنمای بسیار خوبی باشد.
۵) شروع به فعالیت کنید و فعال بمانید
رژیم غذایی به تنهایی می تواند در کاهش وزن به شما کمک کند. کاهش ۲۵۰ کالری در روز می تواند نیم پوند کاهش وزن در هفته را به دنبال داشته باشد. ۳۵۰۰ کالری معادل یک پوند چربی است. اما یک راهپیمایی تند و تیز را به مدت نیم ساعت در روز و برای چهار روز در هفته بدان اضافه کنید. بدین ترتیب سرعت کاهش وزن شما دو برابر می شود.
هدف از ورزش در کاهش وزن، سوزاندن مقدار بیشتری کالری است، گرچه ورزش فواید بسیار دیگری نیز دارد. اینکه چه مقدار کالری می سوزانید بستگی به تعداد دفعات، طول مدت و شدت فعالیت های شما دارد. برای بسیاری از مردم انجام تمرینات آئروبیک به صورت روتین در مدت زمان طولانی و با شدت کم آسان تر خواهد بود. یکی از بهترین راه های از دست دادن چربی بدن تمرینات مداوم آئروبیک مانند قدم زدن برای بیش از نیم ساعت در اکثر روزهای هفته است.
تمرینات کششی نیز مهم هستند چرا که با کاهش بافت عضلانی که با افزایش سن روی می دهد، مقابله می کنند و از آنجایی که بافت عضلانی کالری بیشتری می سوزاند، توده عضلانی یک عامل کلیدی در حفظ وزن در حد متعادل و سالم است. هر چقدر توده خالص عضلانی شما بیشتر باشد، موتور قوی تری برای سوزاندن کالری در اختیار خواهید داشت.
انجام تمرینات ورزشی را به نرمی و آرامی شروع کرده، به تدریج زمان و شدت آن را افزایش دهید. قدم زدن هم مانند شنا کردن، دوچرخه سواری، رقص و دوی آهسته بسیار عالی است. اگر ترجیح می دهید که به تنهایی یا با دیگران ورزش کنید، تصمیم خودتان را بگیرید. غالباً داشتن یک همراه به پشتکار شما در تعقیب برنامه ای که ریخته اید کمک می کند.
گرچه تمرین آئروبیک برنامه ریزی شده برای از دست دادن چربی اضافی بهتر است، اما هرگونه حرکت و تمرین اضافی به سوزاندن کالری کمک می کند. انجام فعالیت های روزانه برای شما آسان تر خواهد بود. به راه های افزایش فعالیت فیزیکی خود در طول روز فکر کنید. برای مثال به جای استفاده از آسانسور از پلکان بالا و پایین بروید و یا اتومبیل خود را در انتهای صف پارک کنید. بالا رفتن از پله، قدم زدن، باغبانی، چمن زنی و حتی کار منزل در سوزاندن کالری موثر هستند.
۶) شیوه زندگی خود را تغییر دهید
کافی نخواهد بود که فقط برای چند و یا حتی چندین هفته غذای سالم بخورید و ورزش کنید. شما باید این کارها را برای تمام زندگی ادامه دهید. بدین منظور باید رفتارهایی را که از ابتدا موجب افزایش وزن شما شده اند کنار بگذارید. تغییر در شیوه زندگی با نگاهی صادقانه به عادات غذایی و فعالیت های روزمره آغاز می شود.
برای ارزیابی رفتارهای غذایی از خودتان بپرسید که آیا در زمان بی حوصلگی و کسالت، خشم، خستگی، اضطراب، افسردگی یا وقتی که تحت فشار هستید، تمایل به خوردن دارید یا خیر. به شیوه غذا خوردن و خرید و آشپزی کردن خودتان نگاهی بیندازید، آیا یاد گرفته اید که بشقابتان را تمیز کنید؟ آیا خیلی سریع غذا می خورید؟ آیا هنگام خوردن غذا تلویزیون تماشا می کنید؟ تمامی عواملی را که پرخوری شما را سبب می شوند، شناسایی کنید.
پس از ارزیابی موانعی که بر سر راه شما قرار دارند، یک استراتژی را طراحی کنید تا به تدریج عادات و نگرش های شما که در گذشته تلاش هایتان را برای کاهش وزن نقش بر آب کرده اند، تغییر دهد. پذیرش ساده این مشکلات به تنهایی در رفع آنها کافی نخواهد بود. اما در برنامه ریزی برای غلبه بر آنها و موفقیت در کاهش وزن یک بار و برای همیشه موثر خواهد بود.
احتمال دارد که گهگاه به عقب برگردید، ولی به جای ناامید شدن و دست از تلاش برداشتن، روز بعد دوباره کار خود را از سر بگیرید. همه چیز به یک باره تغییر نمی کند، اما شما به راهی که در پیش گرفته اید ادامه دهید.
نتایجی که بدان می رسید ارزش چنین کاری را دارد.بنابراین اگر درصدد رژیم گرفتن و دستیابی به اندام دلخواهتان هستید،توصیه می شود یک برنامه کامل و علمی تدارک ببینید. یک رژیم استاندارد که تمام نکات تغذیه ای در آن رعایت شده باشد. مطمئن باشید تنها با رعایت نکات فوق یعنی پیروی از رژیم غذایی صحیح که از تنوع غذایی فراوان برخوردار باشد و افزایش تحرک و فعالیت های بدنی می توانید چاقی را مهار کنید.

نیروگذاری روانی و نیروگذاری بازداشتی: تئوری محرک های فروید

سیگموند فروید در این تئوری روانکاوی شخصیت عنوان می کند که انرژی روحی-روانی توسط شهوت جنسی تولید می شود. اما این انرژی روانی چطور استفاده می شود؟ طبق نظریات فروید، این انرژی از طریق وسایل بیولوژیکی که محرک ها نامیده می شوند، آزاد می شود. یک محرک دو قسمت دارد: یک نیاز بیولوژیکی و یک نیاز روانی. برای مثال، گرسنگی منجر به دو نیاز جسمی برای غذا و روانی برای خوردن می شود. این دو  نیرو در کنار هم برای تشکیل محرکی به غذاخوردن درمواقع نیاز کار میکنند.

فروید عقیده داشت که انسانها مداوماً انرژی روانی تولید می کنند اما فقط یک میزان مشخص از آن برای مصرف در هر زمان در دسترس است. سپس این انرژی روانی توسط سه مولفه شخصیت مصرف می شود: نفس، ضمیر و وجدان. نفس اولین محلی است که کلیه این انرژی های روانی را می توان یافت. نفس مسئول برآورده کردن نیازها و امیال ابتدایی انسان با فرایندهای اولیه می باشد. این انرژی سرانجام به قسمت های والاتر شخصیت که ضمیر و وجدان هستند منتقل می شود.

نیروگذاری روانی

گذاشتن انرژی روی یک شیء، ایده، یا یک شخص، نیروگذاری روانی نامیده می شود. اما ازآنجاکه نفس قادر به تشخیص بین یک تصویر ذهنی و واقعیت نیست، منجر به عمل مستقیم برای برآورده کردن یک نیاز نخواهد شد. نفس فقط می تواند تصویری از آن شیء مطلوب می سازد که به طور موقت ارضاءکننده است اما در طولانی مدت قادر به برآورده کردن آن نیاز نیست. برای مثال، شخصی که گرسنه است به جای اینکه واقعاً غذا بخورد، یک تصویر ذهنی از غذای مورد علاقه خود می سازد.

به همین دلیل، ضمیر می تواند بخشی از این انرژی را که توسط نفس پراکنده شده است، تسخیر کند. وقتی این انرژی با یک فعالیت مربوط به ضمیر همراه می شود، به آن نیروگذاری روانی ضمیر گفته می شود. این پراکندگی انرژی به دنبال فعالیت هایی خواهد بود که با آن نیاز در ارتباط باشند. برای مثال، فرد ممکن است هنگام گرسنگی یک کتاب آشپزی بخرد یا یک برنامه آشپزی را در تلویزیون نگاه کند.

نیروگذاری بازداشتی

به خاطر داشته باشید که نفس قادر به تمایز بین واقعیت و خیال نیست. به همین دلیل ممکن است به طرقی رفتار کند که غیرواقعی است و از نظر اجتماع قابل قبول نمی باشد. خوشبحتانه، ضمیر برای بازداشتن عملکردهای غیرمنطقی، غیراخلاقی و غیرقابل قبول هم عمل می کند. این نیروگذاری بازداشتی نام دارد و درجهت جلوگیری و سرکوب نیروگذاری های روانی عمل می کند.

سرکوب و واپس زنی یکی از معروفترین نیروگذاری های بازداشتی است. سرکوب برای جلوگیری از  وارد شدن اعمال، افکار یا رفتارهای نامطلوب به آگاهی هوشیارانه عمل می کند. اما، سرکوب کردن این تمایلات نفسانی نیاز به مقادیر بسیار زیادی انرژی دارد. ازآنجاکه فقط مثدار معینی انرژی برای مصرف در دسترس است، سایر فرایندها با مصرف انرژی توسط نیروگذاری بازداشتی کندتر  یا متوقف می شوند.

بررسی فیبروم ها، یکی از علل مهم نازایی

فيبروم‌ها، توده‌هاي خوش‌خيم رحمي هستند كه معمولا در پي درد شكمي، بزرگ شدن شكم يا خونريزي‌هاي بيش از حد طبيعي در برخي زنان جوان با استفاده از سونوگرافي قابل تشخيص هستند.

اگرچه همه پيامدهاي آن ممكن است در يك فرد بروز نكند اما گاهي با علائمي چون انسداد مجاري ادراري و فشار به روده‌ها و يبوست، قابل افتراق و تشخيص خواهند بود.فيبروم‌ها يكي از علل مهم نازايي به شمار مي‌روند و در سنين باروري يعني 18 تا 45 سالگي شيوع بيشتري دارند.


جراحي لازم است يا نه؟

اگر اندازه فيبروم كوچك باشد و به‌طور ناگهاني و بدون داشتن علائم در سونوگرافي تشخيص داده شود در صورتي كه موجب نازايي نشده باشد به طور معمول نياز به جراحي ندارد اما در موارد ناباروري يا وجود علائم شديد يكي از مسيرهاي درماني برداشتن فيبروم تشخيص داده شده با جراحي است كه امروزه با وجود لاپاروسكوپي پيشرفته روند درمان دقيق‌تر و كم‌عارضه‌تر خواهد بود.

 بيماري‌اي كه در سنين بالا شايع‌تر است

عامل به وجود آمدن فيبروم‌هاي رحمي برخي ناشناخته و برخي وراثتي است.در عوامل وراثتي يكسري اختلالات كروموزومي و ژنتيك در مادر مبتلا به فيبروم موجب انتقال و به ارث رسيدن بيماري به فرزند مي‌شود. اين روند در نسل‌هاي آينده نيز قابل بروز است.با افزايش سن و بيشتر در سنين بالاي 35 سال اين بيماري شيوع بيشتري دارد و حتي در صورت جراحي و برداشتن آن باز هم امكان بازگشت و عود مجدد فيبروم وجود دارد. به همين دليل پيوسته به بيماران تذكر مي‌دهيم كه احتمال عود مجدد فيبروم ممكن است و اگر بيمار در سنين يائسگي باشد با اين احتمال و مشاهده عود مجدد جراح مجبور به خارج كردن رحم بيمار مي‌شود.

در زمان بارداري با فيبروم چه بايد كرد؟


فيبروم از آنجايي كه يك توده رحمي محسوب مي‌شود و مي‌تواند حفره رحم را پر و امكان رشد جنين را از فرد سلب كند به همين دليل يكي از علل مهم سقط جنين محسوب مي‌شود. در صورت تشخيص فيبروم پيش از بارداري توصيه به برداشتن آن است اما در صورت تشخيص آن هنگام بارداري جراح زنان و زايمان اندازه فيبروم را با سونوگرافي به طور مكرر بررسي مي‌كند. حدود يك‌سوم بيماران در زمان بارداري با افزايش حجم و بزرگي فيبروم مواجه مي‌شوند، در يك‌سوم موارد با كاهش اندازه و يك‌سوم باقي مانده نيز هيچ تغييري در اندازه فيبروم حين بارداري به وجود نمي‌آيد.

زايمان طبيعي براي اين افراد بهتر است

در هر صورت برداشتن فيبروم حين جراحي سزارين به دليل پرخون بودن ديواره رحم، توصيه نمي‌شود و مخاطره‌انگيز است. بهتر است با گذشت 6 ماه پس از زايمان و متعادل شدن سطوح هورموني بدن در صورتي كه ارزيابي سونوگرافي شرايط را براي جراحي مناسب اعلام كرد، اقدام به خارج كردن آن كنيم.

مدت زمان جراحي در فيبروم‌ها بستگي به تعداد، اندازه و ميزان دسترسي به ناحيه مبتلا دارد و از آنجايي كه در جراحي‌هاي لاپاروسكوپي امكان لمس ضايعه وجود ندارد و تشخيص عمق توده دشوار است در مجموع مدت زمان جراحي بيشتر از موارد جراحي باز است ولي در كل زمان در اينگونه جراحي‌ها متغير بوده و بنا به تبحر و توان تخصص جراح متفاوت است. در اينجا زمان براي ما مهم نيست بلكه كاهش آسيب بافتي و دقت در خارج كردن صحيح و دقيق و كامل توده مورد نظر مهم‌ترين هدف در اين جراحي به‌شمار مي‌رود.

شيوه‌هاي جراحي

برداشتن ميوم يا فيبروم‌هاي رحمي به وسيله تكنيك ميومكتومي با لاپاروسكوپ يكي از روش‌هاي خوبی است كه به جاي يك برش 15-14 سانتي‌متري با 3 تا 4 سوراخ كوچك روي جدار شكم با وجود بزرگ‌‌نمايي بسيار خوب دوربين آندوسكوپ اين امكان وجود دارد كه جراح تمام عروق منتهي به فيبروم را تك‌به تك قطع كرده و فيبروم را از رحم جدا كند.

اگرچه بخيه زدن حين لاپاروسكوپي به دليل اينكه دست جراح خارج از محل بخيه زدن است بسيار دشوار بوده ولي با وجود آموزش‌ها و تجربه‌هاي به دست آمده توسط يك جراح لاپاروسكوپيك اين شرايط به گونه‌اي مورد قبول و موفق است كه برش‌ها را به دقت اعمال كرده و سوزن و نخ بخيه را از راه سوراخ كوچك وارد حفره شكمي كند و به اين ترتيب بخيه‌هاي مناسب را پي در پي گره بزند. برخي‌ها ممكن است بعد از چند بار بارداري و زايمان به فيبروم مبتلا شوند كه اين مسئله به عواملي كه قبلا ذكر شد از جمله وراثت و عوامل ناشناخته مرتبط است.

 چرا لاپاروسكوپي اينقدر محبوب است


امروزه جراحي‌هاي لاپاروسكوپي در زنان كمك‌هاي فراواني به پيشبرد اهداف درمان و به دست آوردن نتايج مناسب درماني كرده است. مشاهده دقيق و نزديك بافت هدف و عروق مرتبط با واسطه وجود دوربين‌هايي كه قادر به بزرگ‌نمايي خوب هستند، نقش اثرگذاري در نتيجه مناسب درماني دارد. لاپاروسكوپي علاوه بر كاربردي بودن در جراحي‌هاي فيبروم و ميوم‌هاي رحمي و آندومتريوز در خارج كردن رحم و تخمدان‌ها در سنين يائسگي نيز بسيار خوش‌نتيجه است.

در موارد نياز به عمل جراحي هيستركتومي از آنجايي كه خارج كردن رحم و ضمائم آن در جراحي باز پيامدهاي زياد و سختي به ويژه از نظر نقاهت و التيام دارد به خصوص در خانم‌هايي كه از نظر توده چربي شكمي چاق محسوب مي‌شوند، بهترين اقدام عمل جراحي لاپاروسكوپي است.

در حالت جراحي باز برشي به مراتب بزرگ‌تر از برش سزارين نياز است و وجود چربي‌هاي شكمي كار را دشوار مي‌كند اما در لاپاروسكوپي با 4سوراخ كوچك يك‌ سانتي‌متري روي شكم، بيمار 24 ساعت پس از جراحي مرخص شده و 2 روز بعد از آن به كار و زندگي روزمره خود ادامه مي‌دهد.

اين جراحي در موارد سرطان‌هاي رحم، دهانه رحم و خونريزي‌هاي نامرتب مرتبط با رحم و در ساير موارد از جمله كيست‌هاي تخمدان از جمله درموئيد (كيست جدار تخمدان) و هموراژيك يا خونريزي‌‌دهنده به ويژه در خانم‌هاي جوان با لاپاروسكوپ موثر است. از سوي ديگر در موارد بارداري‌هاي خارج رحمي و برخي از موارد نازايي منشا گرفته از انسداد لوله رحمي يا پيچش يا تورم لوله‌ها يا كيست‌هاي كوچك و ريز مي‌توان از روش لاپاروسكوپي بسيار بهره گرفت.

غذاها و دسرهای سالم فرانسوی

توجه کرده اید زنان فرانسوی همیشه لاغر و خوش اندام هستند. آیا رژیم خاصی دارند یا غذاهای سالم می خورند؟ حقیقت این است که آنها در یک رژیم دایمی به سر می برند. منظورمان رژیم های لاغری و دارو و .. نیست، بلکه آنها همیشه سالم و درست غذا می خورند و به همین دلیل اندام های زیبایی هم دارند.

در این مطلب با چند نمونه غذا، پیش غذا و دسر فرانسوی آشنا می شوید که با ذائقه ما ایرانی ها هم کاملا جور است.

کوکاوین 

•    تعداد: 4 نفر
•    زمان تهیه: 25 دقیقه
•    زمان پخت: 5 ساعت با حرارت کم یا 3 ساعت با حرارت زیاد



مواد لازم

•    1300 گرم ران مرغ، پوست کنده
•    یک پاکت سوپ آماده پیاز و گوشت
•    دو پیمانه قارچ تازه خرد شده
•    1.5 پیمانه پیاز خرد شده
•    3 عدد هویج، خلالی خرد شده
•    نصف پیمانه آب
•    کمی روغن
•    پوره سیب زمینی (اختیاری)
•    برگ های جعفری تازه (اختیاری)

طرز تهیه

1. تابه را با کمی روغن چرب کنید. آن را روی حرارت متوسط قرار دهید و ران های مرغ را در آن سرخ کنید تا همه طرف آنها طلایی و برشته شوند.

2. سپس مرغ ها را داخل قابلمه متوسطی بریزید. روی آنها پودر خشک سوپ آماده را بریزد. قارچ، پیاز و هویج ها را اضافه کنید. در آخر نصف پیمانه آب بریزید.

3. در قابلمه را بگذارید و شعله گاز را کم کنید و اجازه دهید 5 تا 6 ساعت بپزد تا مرغ ها کاملا مغزپخت شوند. در صورت تمایل می توانید کوکاوین رابا پوره سیب زمینی و برگ های تازه جعفری سروکنید.

خوراک مرغ فرانسوی

•    تعداد: 8 نفر
•    زمان تهیه: 330 دقیقه
•    زمان پخت: 6 ساعت با شعله کم یا 4 ساعت با شعله متوسط



مواد لازم

•    4 پیمانه قارچ قهوه ای (یا همان قارچ معمولی)
•    یک قوطی کنسرو گوجه فرنگی (400 گرم)
•    دو عدد هویج متوسط، خرد شده
•    یک عدد پیاز متوسط، خرد شده
•    یک عدد سیب زمینی قرمز خرد شده
•    نصف پیمانه لوبیا سبز تازه، قطعه های 2.5سانتی متری
•    نصف پیمانه زیتون بدون هسته و نصف شده
•    یک پیمانه آب مرغ بدون نمک
•    نصف پیمانه آب مرغ (اضافه)
•    دو قاشق غذاخوری تاپیوکا
•    یک قاشق چایخوری ادویه ایتالیایی (پودر جعفری، گشنیز، سیر، رزماری، آویشن، اورگانو و فلفل سیاه)
•    ¾ قاشق چایخوری آویشن خشک
•    ¼ قاشق چایخوری فلفل سیاه
•    8 عدد ران بدون استخوان و پوست گرفته مرغ
•    نصف قاشق چایخوری نمک
•    400 گرم سس آلفردو یا سس پاستا
•    نان فرانسوی

طرز تهیه

1. در یک قابلمه متوسط، قارچ، گوجه فرنگی، هویج، سیب زمینی، لوبیا سبز، زیتون، آب مرغ، تاپیوکا، ادویه ایتالیایی، آویشن و فلفل را بریزید. مرغ ها را روی آنها قرار دهید. روی آنها نمک بپاشید.

2. در قابلمه را بگذارید و اجازه دهید 6 تا 7 ساعت با حرارت کم پخته شوند.

3. در آخر، سس پاستا یا آلفردو را اضافه کنید و با نان فرانسوی سرو کنید.

ماکارون شکلات و فندق

•    تعداد: 20 تا 24 عدد کوکی
•    زمان تهیه: 35 دقیقه
•    زمان پخت: 10 دقیقه در دمای 325 درجه فارنهایت



مواد لازم

•    1 ¼ پیمانه خاکه قند
•    یک پیمانه پودر فندق
•    دو قاشق غذاخوری پودر کاکائو
•    سه عدد سفیده تخم مرغ
•    نصف قاشق چایخوری وانیل
•    نمک
•    ¼ پیمانه شکر
•    ¾ پیمانه شکلات فندقی مایع

طرز تهیه

1. سینی های فر را با ورقه های روغنی بپوشانید و کنار بگذارید. در یک کاسه متوسط، خاکه قند، فندق و پودر کاکائو را با هم مخلوط کنید و کنار بگذارید.

2. در یک کاسه بزرگ، سفیده های تخم مرغ، وانیل و نمک را با هم مخلوط کنید. سپس آنها را با همزن برقی با سرعت متوسط هم بزنید تا نرم و یکدست شوند. به تدریج شکر– هر بار یک قاشق غذاخوری – را اضافه کنید و با سرعت بالا هم بزنید تا نرم و لطیف شود. در آخر نیز فندق را اضافه کنید و هم بزنید.

3. مواد را داخل قیف شیرینی پزی بریزید و سر آن قالب گرد بگذارید. روی کاغذهای روغنی داخل سینی، دایره هایی به قطر 4 سانتی متر درست کنید.  آنها را 30 دقیقه در دمای اتاق قرار دهید.

4. سپس سینی را داخل فری که از قبل با دمای 325 درجه فارنهایت گرم کرده اید، قرار دهید و به مدت 9 تا 10 دقیقه بپزد. کوکی ها را روی توری فر بچینید تا خنک شوند.

5. داخل یک کوکی، شکلات فندقی مایع بمالید و یک کوکی دیگر روی آن بگذارید. همن کار را با باقی مواد و کوکی ها انجام دهید.

نان فرانسوی

•    تعداد: دو رول
•    زمان تهیه: 40 دقیقه
    زمان ور آمدن خمیر: 1.5 ساعت
•    زمان پخت: 350 دقیقه در دمای 375 درجه فارنهایت



مواد لازم

•    6 پیمانه آرد کامل
•    خمیر مایع
•    1.5 قاشق چایخوری نمک
•    دو پیمانه آب ولرم
•    نشاسته ذرت
•    یک عدد سفده تخم مرغ، همزده
•    یک قاشق غذاخوری آب

طرز تهیه

1. در یک کاسه بزرگ، دو پیمانه آرد، خمیر مایع و نمک را با هم مخلوط کنید. آب ولرم را اضافه کنید و هم بزنید. آنها را با همزن برقی به مدت 30 ثانیه با سرعت متوسط خوب مخلوط کنید. سپس سه دقیقه با سرعت زیاد هم بزنید. اگر آرد بیشتر نیاز است، با کمک قاشق چوبی  به مخلوط اضافه کنید و هم بزنید.

2. خمیر را روی سطح صاف بگذارید و خوب ورز دهید تا حالت کشسانی داشته باشند و به دست نچسبد. 8 تا 10 دقیقه ورز دادن کافی است. خمیر را به شکل توپ در بیاورید و داخل کاسه چربی بگذارید. روی آن را با یک کیسه بپوشانید و در جای گرم نگه دارید.

3. خمیر را روی سطح صاف بگذارید و به شکل استوانه شکل دهید. سپس از وسط نصف کنید و دوباره ده دقیقه دیگر بگذارید در مکانی گرم بماند تا حجم آن دوبرابر شود.

4. خمیر را به شکل مستطیل باز کنید. آنها را از یک طرف بپیچید تا به سر دیگر برسد. دو انتهای خمیر را محکم به سمت داخل جمع کنید. در یک کاسه کوچک، سفیده تخم مرغ و آب را با هم مخلوط کنید و روی رول ها نان بمالید. حدود 35 تا 45 دقیقه نام ها را کنار بگذارید تا دوباره پف کنند و حجمشان دوبرابر شود.

5. فر را با دمای 375 درجه فارنهایتاز قبل روشن کنید. با کمک چاقوی تیز، چند برش روی سطح نان ها ایجاد کنید و آنها را به مدت 20 دقیقه داخل فر قرار دهید. آنها را از فر خارج کنید و دوباره از مخلوط تخم مرغ و آب روی آنها بمالید و دوباره به مدت 20 دقیقه داخل فر بگذارید. در این مرحله نان ها باید پوک و ترد شده باشند. آنها را روی توری فر خنک کنید.

چه زنانی نابارور هستند؟‌

دکتر محمدرضا صادقی با بیان اینکه اگر زوجی زیر سن 35 سالگی قرار داشته و یک سال هم برای فرزنددار شدن تلاش کرده‌ و از وسایل پیشگیری از بارداری نیز استفاده نکرده‌ باشند، اما موفق به داشتن فرزند نشده‌ باشند دیگر نباید زمان را از دست بدهند، عنوان کرد: این زوجین باید هرچه سریع‌تر به یک مرکز درمان ناباروری مراجعه کنند.

وی ادامه داد: متاسفانه زوجین چون ممکن است به مراکز تخصصی دسترسی نداشته باشند، به متخصص زنان مراجعه می‌کنند. شاید نزدیک‌ترین تخصص برای نازایی، تخصص زنان باشد، ولی این به تنهایی کافی نیست.

معاون پژوهشی مرکز درمان ناباروری ابن‌سینا با اشاره به اینکه شاید مشکل مربوط به مرد باشد یا بیماری زمینه‌ای وجود داشته باشد، گفت: توصیه می‌شود زوجین نابارور برای درمان به مراکز تخصصی مراجعه کنند، زیرا معمولا در مراکز درمان ناباروری یک تیم تخصصی شامل همکاران متخصص زنان، فلوشیپ ناباروری، اورولوژی، جنین‌شناسی، روانپزشک، ژنتیک، تغذیه، غدد و ... حضور دارند.

صادقی در ادامه تاکید کرد: اما اگر سن زوج بالای 35 سال باشد، چون در حال از دست دادن زمان طلایی برای فرزنددار شدن هستند و توانمندی تخمدان برای باروری رو به کاهش است، توصیه می‌شود حتما اگر زوجین شش ماه برای فرزنددار شدن تلاش کردند اما موفق به فرزنددار شدن نشدند، برای درمان مراجعه کنند.

وی با بیان اینکه مرکز ابن‌سینا، یک مرکز جامع است و این همکاری لازم بین بخش‌های مختلف وجود دارد تا بیمار بین تخصص‌های مختلف سردرگم نشود، افزود: این مرکز دارای 9 کلینیک است که از جمله آنها می‌توان به کلینیک سقط مکرر اشاره کرد. سقط مکرر زمانی رخ می‌دهد که زن باردار می‌شود، ولی پس از گذشت یک تا چند ماه بسته به نوع علت زمینه‌ای، جنین‌اش را سقط می‌کند. سقط‌های مکرر، مداخلات خاص خودش را می‌طلبد و باید راهکار درمانی متناسب با نوع و علت درمان آن اتخاذ شود.

صادقی افزود: لازم است پس از درمان برای جلوگیری از بروز سقط مکرر و حفاظت از بارداری مراقبت‌های ویژه‌ای در طول دوران بارداری صورت پذیرد.

علت ریزش مو چیست؟

علت اصلی ریزش مو و دلایل عمده این مشکل چه می‌تواند باشد که عده زیادی از آن رنج می‌برند.

به گزارش نیک صالحی به نقل از فارس ؛ ریزش مو می‌تواند یک مشکل جدی بر ظاهر کلی یک فرد باشد، دلایل بسیاری برای ریزش مو وجود دارد، در این مقاله به مواردی که برجسته هستند نگاهی می‌‌اندازیم.

ریزش مو یک مشکل مشترک است که بسیاری از مردم از آن رنج می‌برند؛ هر فردی در هر سنی می‌تواند ریزش موی شدید را در هر مرحله از زندگی خود تجربه ‌کند.در حالی که ریزش مو معمولاً با روند پیری طبیعی مرتبط است، نیاز نیست که دلیل همیشگی باشد.

دلایل مختلفی برای ریزش مو در سن جوانی وجود دارد.در بسیاری از موارد شما از موهای خود مراقبت مناسبی نمی‌کنید که این مسئله اغلب به شکنندگی مو منجر می‌شود که در نهایت مو خرد می‌شود.

استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی و دستگاه‌های گرمایشی می‌تواند یکی از دلایل ریزش موی زنان یا مردان باشد.دلایل متداول ریزش مو زیاد است، با نگاه کلی به این موضوع می‌پردازیم.

ژن‌ها

یکی از دلایل شایع ریزش مو در مردان، ژنهای خاص است که ارثی است؛ این ژن می‌تواند از هر دوی والدین هم پدر و هم مادر منتقل ‌شود.اگر پدر و مادر شما دارای مشکل ریزش مو باشند این امکان وجود دارد که این مشکل به شما نیز منتقل شود.اگرچه این حالت همیشه اتفاق نمی‌افتد اما اکثر افرادی که از طاسی رنج می‌برند، ‌به دلیل آن است که این مشکل آنها ارثی است.

استرس

استرس به عنوان یکی از شایع‌ترین دلایل ریزش مو در زنان و مردان و همچنین کودکان است. استرس بر سطح هورمون شما تأثیر می‌گذارد و باعث کاهش آنها می‌شود،‌ به این ترتیب مواد مغذی کمتری به مغز شما می‌رسد که باعث ریزش مو می‌شود.

هورمون دی هیدروتستوسترون

تولید بیش از حد هورمون «دی هیدروتستوسترون‌» (DHT) یکی از دلایل ریزش مو در مردان است.حتی مردان جوان‌تر از سن 19 سالگی ممکن است به علت این مشکل از ریزش مو رنج ببرند.

بدترین چیز در مورد این مشکل این است که منجر به خارج شدن فولیکول‌های موی شما شود. در فقدان فولیکول، رشد مجدد امکان پذیر نیست.این امر به طاسی دائمی منجر می‌شود؛ درمان در مراحل اولیه می‌تواند به حل مشکل کمک کند و ریزش مو را نیز کنترل کند.

داروها

بسیاری از داروها به دلایل ریزش مو شناخته شده‌اند؛ مخصوصاً داروهای هورمونی علت اصلی ریزش مو در زنان می‌باشد.بسیاری از داروها دارای عوارض جانبی هستند که می‌تواند به ریزش مو منجر شود.بهترین راه حل ریزش مو در این مورد از مصرف این داروها خودداری کردن و یا تغییر آنهاست.

کم‌خونی

کم خونی، ناشی از سطوح پایین آهن یکی از شایع‌ترین دلایل ریزش مو است؛ موهای شما برای رشد سالم و نگاه پر زرق و برق به مقدار زیادی از ویتامین‌ها و موادمعدنی نیاز دارد؛ آهن یکی از موادمعدنی مهم برای مو است.

از این رو، اگر سطح آهن در خون کم شود، پس از آن مو موادمغذی مورد نیاز خود را نمی‌تواند به دست بیاورد و در نتیجه این مشکل به ریزش مو منتهی می‌شود.لازم است که مقدار زیادی از غذاهای غنی از آهن مانند غلات سبوس‌دار، سبزیجات سبز تیره برگدار و غیره مصرف شود؛ وقتی که سطح آهن به حالت عادی بازگشت این مشکل باید کنترل شود.

کچلی قارچی سر

کچلی قارچی سر، معمولاً به عنوان عفونت قارچی پوست سر شناخته می‌شود، یک مشکل پوستی ناشی از عفونت قارچی پوست است.این مشکل می‌تواند بر پوست سر، ابرو و مژه تأثیر بگذارد؛ در ریزش مو معمولاً خارش و پوسته پوسته شدن پوست سر شایع است و این یکی از شایع‌ترین دلایل ریزش مو در کودکان است.

سایر دلایل رایج ریزش مو در کودکان مشکلاتی مانند آلوپسی آره‌آتا، کچلی در اثر کشش، موکندن و غیره است.به غیر از دلایل ذکر شده دلایل بسیاری نیز برای ریزش مو وجود دارد که می‌تواند توجه را به خود جلب کند.

شما می‌توانید برای خلاص شدن از این مشکل از برخی از داروهای خانگی استفاده کنید.بهترین انتخاب برای درمان ریزش موی طبیعی که این مشکل را کنترل می‌کند درمان در مراحل اولیه است.

در مورد طاسی دائمی نیز، گزینه‌های کاشت مو وجود دارد.اگر شما تجربه ریزش مو را دارید می‌توانید با مشاوره با یک پزشک از علت آن با خبر شوید و برای درمان آن اقدام کنید.مراقبت به طور منظم از موها برای حفظ و بازگرداندن سلامت و تراکم مو ضروری است.

لیلی افشار، بانوی بی‌همتای گیتارنواز

لیلی افشار اولین نوازنده زن گیتار کلاسیک در جهان است که توانسته مدرک دکترا را از آن خود کند. او از 10سالگی نواختن گیتار را شروع کرد. مدرک کارشناسی خود را از کنسرواتوار موسیقی بوستون گرفت، دو سال بعد کارشناسی ارشد را از کنسرواتوار نیوانگلند دریافت کرد و بعدها برای کسب مدرک دکترا به دانشکده ایالتی فلوریدا رفت. پروفسور افشار از بچگی صفحه‌های «سگویا» را به همراه پدرش گوش کرد و زمانی که شاگرد او شد، سگویا به او گفت که روح «فلامنکو» در او جریان دارد. حدود 11سالی است که لیلی افشار به ایران می‌آید و جدیدترین نت‌ها و متدهایی را که با امضای او به ثبت رسیده است به شاگردان ایرانی می‌آموزد. افشار گله‌مند از برخی استادان ایرانی است که دانشجویان خود را از آمدن به کلاس او منع می‌کنند. در یازدهمین سال حضور او در تهران به بهانه برپایی کارگاه‌هایش به گپ و گفتی با او نشستیم که بخشی از آن را در زیر می‌خوانید.



از دید بسیاری از استادان کنسرواتوار از جایگاه مهمی در ایران برخوردار نیست. نظر شما در این خصوص چیست؟

کنسرواتوار فقط برای کسانی است که می‌خواهند موسیقی بخوانند و کاری به دیگر درس‌ها نداشته باشند. در دانشگاه فرد باید دروس دیگر را هم بخواند مثل ریاضیات، علوم‌تجربی و ... ولی در کنسرواتوار تمرکز روی موسیقی و ساز است. برای من خیلی خوب بود که اول به کنسرواتوار بروم چون ساز و موسیقی‌ام تقویت شد، چراکه در آن زمان، کنسرواتوار دکترای موسیقی نمی‌داد و برای همین مجبور شدم به دانشگاه بروم. در دانشگاه امتحان ورودی گیتار می‌گرفتند که البته من قبول شدم ولی تاریخ موسیقی و تئوری را هم باید امتحان می‌دادم که در آن هم پذیرفته شدم ولی یک درس دیگر هم باید در دوره دکترا برمی‌داشتم، به این دلیل که بیشترین تمرکز من روی نوازندگی و تز دکترا بود و بیشترین دروس، مربوط به تقویت نوازندگی‌ام می‌شد. نمی‌دانم در ایران کنسرواتوار به چه صورت است ولی در خارج از کشور در کنسرواتوار، تمرکز فقط روی ساز است.

اولین‌بار شما در کلیسای آلمان‌ و بعد در کاخ جوانان اجرا داشتید. در آن زمان به نظر می‌رسید که آلمان‌ها خیلی به موسیقی ما بها می‌دادند. تا جایی که می‌دانم 10 شب شعر برای شاعران و نویسنده‌ها هم برگزار شد.

من آن‌موقع شاگرد هنرستان موسیقی بودم و گیتار را در هنرستان شبانه و دوبار در هفته تمرین می‌کردم. من در سولو و دوئت خوب شده بودم و عده ما هم کافی بود که برویم و کنسرت را با هم اجرا کنیم. در آن زمان یکی از شاگردها در مدرسه آلمان‌ها درس می‌خواند. او ظاهرا با کلیسای آلمان‌ها که جزو مدرسه بود صحبت کرد تا کنسرتی برگزار کنیم و آنها قبول کردند. البته تعداد آلمانی‌ها در آن کنسرت زیاد نبود ولی محل را به ما دادند و اولین کنسرتم را آنجا برگزار کردم که فکر می‌کنم یک یا دو سال قبل از سال 1977 بود. دو کنسرت هم در کاخ جوانان داشتیم و بعد من به آمریکا رفتم. سال 1977 به آمریکا رفتم و این ماجرا به سه سال قبل از آمدن به آمریکا برمی‌گشت. به‌طور کلی، در خارج و هر کجای دنیا، کلیساها موسیقی را حمایت می‌کنند، عروسی‌ها در کلیسا انجام می‌شود، موزیسین‌ها در کلیسا یکشنبه‌ها می‌خوانند، گروه «کر» می‌آید و ارکستر می‌آورند، بنابراین خیلی معمول بود که موسیقی در کلیساها باشد.

در جایی به نقل از شما خواندم که جوان‌های ایرانی را بااستعدادتر از خارجی‌ها می‌دانید. این مساله درست است؟

من گفتم که جوان‌های ایرانی خیلی بااستعدادند ولی فهم موسیقی غربی را ندارند برای اینکه به آنها یاد داده نشده و با آنها بزرگ نشده‌اند، مثلا در آن سوی دنیا، شاگردان از بچگی با موسیقی «باخ» و «ویوالدی» بزرگ شده‌اند، آن را شنیده‌اند و سبک چنین موسیقی‌ای را می‌دانند ولی اینجا اگر کسی «باخ» می‌زند نمی‌داند چکار می‌کند، فقط نت‌ها را می‌زند ولی مثلا اگر شما با «باباکرم» بزرگ شده باشید راحت‌تر می‌توانید ریتم آن را درآورید. حالا اگر «باباکرم» را به یک آمریکایی بدهند او نمی‌داند که باید با آن چکار کند، نت را می‌تواند بزند ولی آن ریتم رنگ را نمی‌تواند دربیاورد. من این کار را با ترانه‌های محلی ایرانی که خودم آن را تنظیم کرده‌ام، تجربه کردم. به‌طور مثال «گل‌گندم» را وقتی به یک شاگرد آمریکایی دادم اصلا نمی‌دانست باید با آن چه کند ولی یک شاگرد ایرانی راحت ملودی آن را بلد است و می‌داند کجا باید اکسانت بگذارد و ... من این ضعف را بیشتر در شاگردان ایرانی می‌بینم. آنها می‌توانند تکنیک را یاد بگیرند ولی یادگرفتن سبک موتزارت و ... برایشان دشوار است.

آیا شما درخصوص تفسیر موسیقی برای شاگردان ایرانی کتاب یا سی‌دی‌های جدیدی را به انتشارات ماهور داده‌اید؟

کتاب آموزشی‌ای نوشته‌ام که از طریق انتشارات «ماهور» به چاپ رسیده و در آن از دوره ابتدایی تا متوسطه را در دو سی‌دی توضیح داده‌ام. در این سی‌دی‌ها قطعات آسان را تفسیر کرده‌ام و چگونگی جمله‌بندی‌ها را توضیح داده‌ام، اینکه کجاها باید تنفس و کجاها باید دینامیک استفاده کرد، اینکه اصلا چرا باید چنین دینامیکی را استفاده کنیم و چرا در این قطعه یک سنجشی را بلند و بخش دیگر را باید یواش زد. اینقدر درباره این موضوع صحبت می‌کنیم که شاگردان از همان اول راجع به آن فکر کنند. من نت‌هایی را چاپ کرده‌ام و برایشان دینامیک گذاشته‌ام که به‌عنوان مثال اینجا باید ضعیف یا قوی باشد. اینجا را باید بلند یا یواش زد. بعد در کتاب آموزشی‌ام از همان ابتدا راجع به همه‌چیز صحبت کرده‌ام. به‌زودی هم جلد دوم را که شامل دوره متوسطه تا پیشرفته است به‌همراه دو سی‌دی از طریق انتشارات ماهور چاپ خواهم کرد. در آنها تکنیک درست را توضیح دادم و از همه‌چیز صحبت کرده‌ام حتی در مورد نشستن و چگونه در دست گرفتن گیتار و اینکه قرار گرفتن دست چپ و راست باید چگونه باشند صحبت کرده‌ام. فقط این نیست که به آنها هفت تا تمرین بدهم. اینکه آنها چطوری تمرین کنند، با چه سرعتی و با چه انگشتانی بزنند، در این کتاب‌ها توضیح داده شده است. شاگردان به من می‌گویند که شما فقط تابستان‌ها می‌آیید و ما چکار باید انجام دهیم و با چه کسی باید درس بخوانیم؟ من به آنها می‌گویم همان کتاب‌های من را بخوانید تا من برگردم. به آنها تاکید کردم که شما الان کتاب‌هایی دارید که می‌توانید به‌خوبی از آنها استفاده کنید و دستتان خالی نیست.



شما را پاکودلوچیوی ایران لقب داده‌اند، در این‌خصوص چه نظری دارید؟

اگر به من بگویند سگویای ایران بهتر است چون پاکودلسویا فلامنکو می‌زند موسیقی کولی اسپانیا و سگویا گیتار کلاسیک می‌زند. این دوتا خیلی با هم فرق می‌کند؛ فلامنکو موسیقی رقص است ولی برای موسیقی کلاسیک  باید ساعت‌ها نشست و ساکت در یک سالن سه‌هزارنفره به آن گوش کرد. درست مثل اینکه می‌خواهید به پیانو یا ویولن کلاسیک گوش دهید. این هم گیتار کلاسیک است. به گیتار کلاسیک ارکستر مینیاتور می‌گویند چون همه‌جور صدا را می‌توان از آن شنید. سگویا آمد گیتار کلاسیک و فلامنکو را از هم جدا کرد و گفت اینها مثل دو طرف کوه هستند که هیچ‌وقت نباید همدیگر را ببینند. بعد سطح گیتار کلاسیک را بالا برد و به‌جای اینکه گیتار کلاسیک منحصر به رقص باشد آن را روی صحنه همزمان با ویولن و پیانو برد و به‌قدری تلاش و پشتکار داشت که از آهنگسازان معروف خواست تا برای گیتار بنویسند. و او رپرتوار گیتار را بزرگ کرد تا جایی که توانست در صحنه‌های جهانی بدرخشد. الان اگر من می‌زنم به دلیل سگویاست. برای اینکه از بچگی صفحه‌های سگویا را گوش می‌کردم و اگر به من بگویند سگویای ایران بیشتر خوشحال می‌شوم و به آن افتخار می‌کنم.

شاگردان ایرانی خیلی علاقه‌مند هستند که مثل شما بنوازند. این کار حسن‌هایی دارد ولی به‌نوعی هم تقلید محسوب می‌شود که شما با آن مخالفید. برای این مساله چه راهی را به آنها پیشنهاد می‌کنید؟

اگر به‌دنبال تقلید هستند از بهترین‌ها تقلید کنند. در وهله اول هر گیتاریستی باید یک کم تقلید کند چون وقتی ناخودآگاه به اثری گوش می‌دهید توی ذهنتان ثبت می‌شود که آن فرد چطوری زده است. از طرف دیگر اگر فرد موردنظر که از او تقلید می‌شود خیلی خوب باشد دیگر شاگردان با خودشان می‌گویند او که هست و به تقلید ادامه می‌دهند. من معتقدم هر آدمی صدای خودش را از ساز دارد و باید هر نوازنده‌ای علم تفسیر موسیقی را هم داشته باشد. یواش‌یواش نگاه کند که نت چگونه است و چه چیزهایی در آن نوشته شده است. من به‌شخصه تقلید را دوست ندارم و می‌خواهم آن چیزی را که آهنگساز نوشته بزنم. تقلید برای عده‌ای راحت‌تر است چون به‌جای اینکه خودش فکر کند از شخص دیگری تقلید می‌کند. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم مثل کسی نوازندگی کنم. همیشه می‌خواستم مثل خودم باشم و همیشه نوازندگی‌ام، با بقیه فرق داشت. در فلوریدا معلمی داشتم که همه شاگردانش مثل هم می‌نواختند و من تابستان‌ها به ایتالیا می‌رفتم و پیش معلمی درس می‌خواندم و زمانی که به کلاسم در فلوریدا برمی‌گشتم استادم به من می‌گفت تو چقدر پیشرفت کرده‌ای و خوب می‌نوازی اما رفتم پیش معلمی که موسیقیدان بود. هر قطعه‌ای را که می‌دید برایش تفسیری داشت و از نظر من به او می‌گویند موسیقیدان و باید بگویم او شاگرد سگویا بود و نامش (اسکار گیلیا) بود. با او درس خواندم چون دنبال کسی بودم که احتیاج من را رفع کند.

بیشتر جوان‌ها ژست گیتار را می‌گیرند و شما معتقد هستید کسی که می‌خواهد جهانی فکر کند باید خیلی تلاش کند. شما در این‌خصوص چه نظری دارید؟

بعضی‌ها به قول شما ژست گیتار را می‌گیرند و فقط آن را برای خوشگذرانی می‌خواهند. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم اینطوری باشم. نقشه بزرگی را در سرم داشتم و می‌خواستم بهترین در دنیا باشم. می‌خواستم روی صحنه‌های جهانی بزنم. برای روی صحنه رفتن باید معلم‌های حسابی داشت به همین دلیل پدرم من را فرستاد تا در آمریکا با معلمان بزرگی درس بخوانم و توانستم این کار را انجام دهم.10 سال طول کشید تا دو معلم پیدا کردم و همیشه به‌دنبال آنان برای یادگیری می‌رفتم. باید دید از گیتار چه می‌خواهید. اگر به‌دنبال کنسرت دادن هستید که باید حسابی تمرکز کنید و سر کلاس بهترین‌ها بنشینید ولی اگر خواهان زدن برای دوستان و در میهمانی‌ها هستید این بحث دیگری است.

شما به موسیقی محلی و به‌خصوص قطعه «مرغ سحر» علاقه‌مندید. چرا؟

بله. من بچه که بودم کاست‌های پری زنگنه را خیلی گوش می‌کردم. با رفتن به آمریکا بیشترین تمرکز خود را روی موسیقی غربی گذاشتم و از موسیقی ایرانی دور شدم. یک روز در کنسرتی یک خانم ایرانی به پشت صحنه آمد و با چشمانی اشک‌آلود از اینکه چقدر تحت‌تاثیر نوازندگی من قرار گرفته است گفت و اینکه دلش می‌خواست ایرانی هم بشنود. راست می‌گفت. من که این‌همه خارجی می‌زنم خوب است ایرانی هم بزنم. رفتم و شروع کردم به تنظیم و آهنگسازی قطعات ایرانی مثلا جان‌مریم را از اینترنت شنیدم که با ارکستر هم بود. آن را تنظیم کردم. همچنین گل گندم را که از زمان پری زنگنه داشتم خوب گوش کردم و روی گیتار آن قطعات را اجرا کردم. لالایی‌ای که از بچگی می‌خواندیم را از مجموعه گردآوری شده روبیک‌ گری‌گوریان که برای کر تنظیم شده بود برای گیتار کلاسیک تنظیم کردم و پنج قطعه شد که توسط انتشارات ماهور به چاپ رسید. مردم خوششان آمد خیلی استقبال کردند و در سی‌دی جدیدم که هزارویک‌شب نام دارد قطعه‌های آذری و چند قطعه ایرانی محلی جدید را هم گذاشتم.



 چرا با ارکستر ملی کار نمی‌کنید؟

دعوتم کنند با کمال میل کار می‌کنم. الان سال‌هاست به دفتر موسیقی نامه داده‌ام که می‌خواهم با ارکستر بزنم. فهرست کنسرت‌های خود را هم داده‌ام ولی جوابی نشنیده‌ام. من از خدا می‌خواهم با ارکستر بزنم. از بچگی آرزو داشتم یک‌روز در تالار وحدت کنسرتواران خوئنزرودریگو را بزنم. ارکستر فراهم بشود، می‌زنم. من دارم هر تابستان با خرج خودم به ایران می‌آیم.

نظر خودتان را درخصوص آقای کیوان ساکت و موسیقی ایشان بفرمایید؟

آقای ساکت موزیک البینونی را به نحو زیبایی روی تار آوردند و آن یکی از قطعه‌های محبوب من است که از بچگی با پدرم گوش می‌دادم. معتقدم اگر کسی بخواهد این کار را انجام دهد، باید حرفه‌ای و کامل باشد و درست انجامش دهد. می‌دانید که آن موسیقی برای ارکستر بوده ولی در آن از ارگ هم استفاده شده است. آقای ساکت آن را روی یک تار آورد و البته با ارکستر توانست درخشش آن را صدچندان کند، عالی بود و او خیلی‌خوب این کار را انجام داد. این نشان می‌دهد که ایشان موسیقی کلاسیک را خوب می‌فهمند که توانستند آن را با تار بزنند. خب چه عیبی دارد من هم موسیقی ایرانی را روی گیتار کلاسیک زدم. روی هر سازی می‌شود با تکنیک خوب و فهم آن استیل هرچیزی را زد. این مساله عیب که ندارد، بسیار هم عالی است. من از کار آقای ساکت بسیار خوشم آمد و در روزنامه هم به ایشان تبریک گفتم.

می‌دانم شما علاقه خاصی به باخ و موتزارت دارید و دوست دارید مثل آنها ماندگار شوید. در این زمینه چه‌کاری انجام داده‌اید؟

من قادرم با نوع نوازندگی و آهنگسازی‌هایم، با سی‌دی‌ها و با کنسرت‌هایی که در سراسر جهان برگزار می‌کنم سطح گیتار کلاسیک را بالا بیاورم. در آن زمان یواش‌یواش و در سراسر دنیا مردم هم می‌گویند که ایران هم گیتار کلاسیک دارد و سطح آن هم خیلی بالاست. خیلی دلم می‌خواهد اینجا فستیوال گیتار داشته باشم. می‌دانید فستیوال گیتار را در دانشگاه خودم در آمریکا برگزار کرده‌ام و از همه نوازنده‌های بین‌المللی دعوت می‌کنم که به آنجا بیایند و کنسرت بدهند.

چرا امسال کنسرتی برگزار نکردید؟

کشور مکزیک برای برگزاری کنسرت و جشنواره من را دعوت کرده است و زودتر از معمول باید ایران را ترک کنم. یک هفته در آنجا هستم، شب اول جشنواره گیتار است که من می‌نوازم، گیتار درس می‌دهم و در هیات‌داوران هستم، هم برای کودکان و هم برای خردسالان.



چرا شما در دانشکده هنر تدریس نمی‌کنید، شنیده‌ام که این پیشنهاد به شما شده و نپذیرفته‌اید.

عجب! یک‌بار هنرستان کرج من را دعوت کرد و به‌قدری اذیتم کردند که من فرار کردم و هنوز هم هزاردلار به من بدهکار هستند. اگر شما هم جای من باشید و این رفتار با شما بشود، دیگر برنمی‌گردید. هروقت پول مرا دادند، شاید برگشتم. اگر دانشگاه تهران دوست دارد مرا دعوت کند، من دعوت آنها را می‌شنوم تا ببینم از من چه می‌خواهند. پروفسور دانشگاه آمریکا هستم. رفتار خوبی با من می‌شود، همه جوایز آنجا را برده‌ام، خیلی زحمت می‌کشم، آن دانشگاه را جهانی کردم. به‌عنوان مثال ما یک پروفسور ترک داریم که جزو آهنگسازان ماست و هر سه‌ماه یک‌بار از طرف دانشگاه تکنیکال استانبول دعوت می‌شود و سه‌ماه آنجا و سه‌ماه دیگر در دانشگاه ممفیس است. هم خرج او را می‌دهند و هم به او خانه دادند و برایش ماشین خریده‌اند. آنها اینجوری قدردانی می‌کنند، نه مثل دانشکده هنر بیایند استادان را اذیت کنند.

فکر می‌کنید اجرای قطعات ایرانی روی گیتار کلاسیک بتواند به امضای شما تبدیل شود؟

تمام قطعات ایرانی آذری که ضبط کرده‌ام، اختصاص به من داشته و شیوه‌ای که من در سی‌دی‌هایم آنها را آموزش داده‌ام، مختص من است. من از هیچ‌کس تقلید نکردم. همه این کارها شیوه من است و با اجرای ویلیامز فرق می‌کند. به‌طور مثال قطعه «قیوم بابا» که توی سی‌دی «ساغر» آمده، با شیوه نواختن من متفاوت است و زدن من جهانی شده و مورد تعریف اهالی هنر قرار گرفته است. نوع نواختن من به شیوه شرقی است و کلی چیز به آن اضافه کردم. برای آهنگسازم، دومنیکونی زدم و او بسیار خوشش آمد و برای من یک قطعه جدید نوشت به نام «نام» که در سی‌دی «هزارویک‌شب» که عید به بازار آمد، آن را اجرا کرده‌ام.

چقدر شما در شناخت موسیقی ایرانی توسط گیتار کلاسیک به جهانیان سهم داشتید؟

تمام سعی خود را کرده‌ام که موسیقی کلاسیک را در صحنه‌های جهانی بیاورم ولی با گیتار کلاسیک. من قطعه سنتی نمی‌زنم چون نیاز به گروه و سه‌تار دارد. البته با سه‌تار هم دو یا سه‌بار روی صحنه رفته‌ام. ولی زمانی هم ربع‌پرده به دسته گیتارم اضافه کردم تا موسیقی سنتی را هم بتوانم بزنم مثلا دستگاه «نوا» و «بیات کرد» را روی گیتار زدم، آقای والی برای من قطعه‌ای دیگر را نوشتند، برای بار اول بود که برای گیتار می‌نوشتند و بعد تصمیم گرفتم که فِرِت‌های کوچک هم روی گیتار کلاسیک پیاده کنم و بعد راحت توانستم همه قطعات ایرانی و نیز کلاسیک را بزنم و این خیلی کار بزرگی در آمریکا بود. فوری من را به رادیو بردند و مصاحبه کردند و تمام مجلات گیتار در این خصوص نوشتند. این کار نو و نوآوری بود که من انجام دادم و همه آنها اختصاص به من داشته و با امضای من است.

پدر شما نقش بزرگی را در موسیقی برای شما ایفا کردند بیشتر از ایشان برایمان بگویید.

با کمال میل. محبوب‌ترین مرد زندگی‌ام پدرم است. پدرم مهندس برق بود و پیانو و ویولن را خیلی‌خوب می‌زد. فرد بااحساسی بود. اگر فیلمی غمناک را می‌دید گریه می‌کرد. الان که فکر می‌کنم می‌بینم کدام مردی است که با دیدن فیلم گریه کند. راجع به فلسفه، تاریخ، شعر و همه‌چیز اطلاعات داشت و می‌توانست راجع به آنها صحبت کند و می‌گفت سعدی بهترین معلم من است. من را به کتابخانه می‌برد، برایم شعر می‌خواند و من را از بچگی عاشق شعر کرد یعنی ایشان راجع به هر موضوعی قادر به بحث و گفت‌وگو بود. یک‌چنین مردی دیگر پیدا نمی‌شود.

پدر شما کتابخانه بزرگی داشت. تکلیف آن چه شد؟

یک کتابخانه فارسی و یک کتابخانه انگلیسی که متاسفانه زن‌پدرم بدون اجازه من تصمیم گرفت همه کتاب‌ها را به کتابخانه ‌ملی ببخشد، من خیلی از این موضوع ناراحت هستم. رفتم کتابخانه ملی و گفتند باید وکیل بگیرم تا کتاب‌ها را پس بگیرم. همه صفحه‌ها را به کتابخانه دادند. صفحه «ماریا کالاس» خواننده اپرای ایتالیایی که پدرم عاشق او بود، کتابخانه آمده دو کاغذ به جهت تشکر به من داده که به میراث‌فرهنگی کمک کردید. من می‌خواستم کتاب‌های پدرم در کتابخانه خودم باشد و آنها را بخوانم. به نظرم کتابخانه باید بیشتر تحقیق می‌کرد که وراث دیگری هم هستند یا نه. به‌هرصورت از این مساله بسیار ناراحتم.

شنیده‌ام گیتار شما جزو گران‌ترین گیتارهاست. این مساله درست است؟

بله. ساخته «توماس هامفری» است با وجود اینکه جوان بود ولی چندسال پیش فوت کرد. اگر به سطح گیتار نگاه کنید، می‌بینید که وقتی به دسته‌گیتار نزدیک می‌شویم سطح بالاتر است و قسمتی دارد که من شست خود را آنجا قرار دهم و بعد صدای این گیتار خیلی‌خوب از چوب‌های برزیلین رُزوود ساخته شده که دیگر برزیل اجازه کندن چنین چوبی را نمی‌دهد و از چوب سدر، این گیتار را از سال 1992 دارم و آن را با خودم به همه‌جای دنیا برده‌ام و بسیار به آفریقا، استرالیا، نیوزیلند، ایران، آمریکا، اروپا و...سفر کرده است.



معلم‌های ایرانی را چگونه دیدید؟

آنها از من کمی دور می‌شوند و به کلاس‌هایم و کنسرت‌هایم نمی‌آیند ولی شاگردان آنها یواشکی می‌آیند چون می‌ترسند به معلمشان بگویند که با خانم افشار درس خواندیم و آنها هم می‌ترسند چون من ایده‌های نو می‌آورم. به این دلیل که سال‌ها در آمریکا درس خوانده‌ام. آنجا همه‌چیز خیلی پیشرفته است و من زمانی که به ایران می‌آیم، شیوه‌های جدیدی را برای شاگردان می‌آورم. چه از انگشت‌گذاری و چه از تفسیر موسیقی. معمولا طرز نوازندگی همه را عوض می‌کنم. برای اینکه روی‌هم‌رفته، اشتباه می‌زنند و برای همین به جای اینکه معلم‌ها بیایند از من یاد بگیرند، از من دور می‌شوند ولی شاگردها خیلی باهوش هستند و وقتی می‌بینند که من اینقدر معروف هستم، سفر می‌کنم، حرفی برای گفتن دارم و با خودشان صحبت می‌کنند و می‌گویند اگر معلم ما بفهمد آمپرش می‌رود بالا. (البته من از اصطلاح خودشان استفاده می‌کنم)

یعنی این ترس به قدیمی‌بودن نت‌ها برمی‌گردد؟

بله، چون من هم نت‌هایم جدید و هم تکنیکم و طرز درس‌دادن من هم جدید است. فکر می‌کنم گیتار در دوره انقلاب 10، 20 سالی عقب افتاد. گیتار کلاسیک در همه کشورها به جلو حرکت کرده ولی در ایران نه. زمانی که به ایران آمدم دیدم چقدر عقب هستیم. در کلاس‌ها من از شاگردهایم می‌پرسم که وقتی معلم به تو نت می‌دهد و می‌زند به تو چه می‌گوید،‌ می‌گویم آیا اشتباه نت‌هایت را نمی‌گیرد. می‌گوید نه، به آنها می‌گویم به‌طور کلی معلم به شما چی گفت، می‌گویند نت دیگری داد و گفت برو تمرین کن تا دو هفته دیگر. من تمام نت‌ها را برایشان تفسیر می‌کنم. جمله‌بندی‌ها را به آن می‌گویم و حرف دارم برای زدن. گاهی برای یک قطعه یک شاگرد باید چند جلسه بیاید و در هر نیم‌ساعتی که با من هست می‌فهمند که چه چیزهایی را نمی‌داند. با زدن جرقه‌ای به آنها می‌فهمانم که چیزی نمی‌دانند. این درست نیست که معلم هیچ‌چیز نگوید. معلم باید تفسیر کند و من برای همه‌چیز دلیل می‌آورد و ثابت می‌کنم.

موسیقی ایرانی چه جایگاهی در دنیا دارد؟

من می‌توانم راجع به جایگاه آن در آمریکا صحبت کنم. به این دلیل که 30 سال است که در آنجا مشغول به کار و زندگی و تدریس هستم. ببینید شما اگر به یک آمریکایی بگویید موسیقی ایرانی، نمی‌داند یعنی چه، اینها در عمرشان موسیقی ایرانی نشنیدند، ولی تنها چیزی که به گوش آنها خورده همان تنظیم‌های من است و می‌دانند یک موسیقی به نام ایرانی هست. مگر اینکه شما در مراکزی چون واشنگتن، نیویورک و کالیفرنیا بروید که در آنجا ایرانی زیاد است و کنسرت هم بسیار گذاشته می‌شود. شاید در چنین شهرهایی بدانند موسیقی ایرانی چیست ولی این را هم بدانیم که بیشتر جمعیت آنجا از ایرانی‌ها تشکیل شده و خارجی خیلی کم زندگی می‌کند. فکر می‌کنم آقای حسین علیزاده که برای گذاشتن کنسرت به آنجا می‌رود، بیشتر مخاطبان ایرانی دارد. آخر کسی که تا صبح بنشیند و به تار و سه‌تار گوش دهد، فقط ایرانی است. ولی در کنسرت‌های من به دلیل نواختن موسیقی ایرانی و خارجی، هم ایرانیان و نیز افراد خارجی در کنسرت حاضر می‌شوند چون من قطعاتی را از سراسر دنیا می‌زنم به این دلیل هم باب دل ایرانیان است و خارجی‌ها هم استقبال خوبی می‌کنند. یواش‌یواش من به سهم خودم موسیقی ایرانی را به خارجی‌ها معرفی می‌کنم.

در جایی خواندم که یک موسیقیدان غربی به فرهاد فخرالدینی گفت که محتوای موسیقی ما بالاتر است و فخرالدینی در جواب افزود که موسیقی ما یک قطره ولی اشک است، آیا شما این حرف را تایید می‌کنید؟

موسیقی غربی از هارمونی درست شده، موسیقی ایرانی بیشتر ملودی بوده و از هارمونیک هم درست شده است. همه همان ملودی را می‌زنند که بالطبع آسان‌تر هم هست. منظور آقای فخرالدینی اگر غمناک‌بودن موسیقی ایرانی باشد، بله من هم غمم می‌گیرد که بخواهم فقط این چیزها را گوش بدهم. برای همین، من خیلی موسیقی ایرانی گوش نمی‌دهم ولی محلی‌ها را بسیار دوست دارم و آنها شادم می‌کنند. به‌عنوان مثال قطعه «رشیدخان» را که برای شما نواختم دیدید که چقدر شاد بود. ولی منظور از اشک، فکر می‌کنم غم باشد.


دوسالی شما نقد بر موسیقی می‌نوشتید، وضعیت نقد بر موسیقی در ایران و آمریکا را چگونه می‌ببیند. آیا هرکسی شایسته نقد نوشتن در این حوزه است؟

منتقد این حوزه باید موسیقیدان باشد تا بتواند نقد بنویسد. آنچه من می‌بینم نشان می‌دهد آنهایی که نقد می‌نویسند موسیقیدان نیستند و فقط اظهارنظر می‌کنند و نوشته‌هایشان هم فاقد ارزش است. از من هم نقدهایی نوشتند که فقط خودشان را مسخره کرده‌اند. مثلا از نوآوری خوششان نمی‌آید، می‌نویسند که لیلی افشار خوب نیست. به عقیده من، یک منتقد باید فردی خلاق و با شناخت کافی در خصوص نوآوری باشد ولی منتقدی که به اندازه کافی موسیقی نداند با تقلید هیچ فرقی نمی‌کند به‌عنوان مثال، آن منتقد می‌شنود که در یک زمانی یک نوازنده‌ای قطعه‌ای را به گونه‌ای نواخته که با نوآوری من متفاوت است. این منتقد از آن نوازنده خوشش می‌آمده و بدون اطلاعی از نوآوری می‌نویسد که من خوب نیستم. به عقیده من این منتقد فردی است که فقط دارد در یک جعبه فکر می‌کند، خیلی علم کمی دارد و نباید بنویسد. زمانی من برای یک مجله معتبر می‌نوشتم و تمام سی‌دی‌های گیتار را درمی‌آوردم یا درمی‌آوردند و به من می‌دادند، من برای نظردادن، می‌رفتم همه نت‌ها را جمع‌آوری می‌کردم و تک‌تک آنها و دینامیک‌ها را چک می‌کردم و بعد برای آن نقد می‌نوشتم. خوب بررسی می‌کردم که آیا این نوازنده آن قطعه‌ای را که اجرا کرده درست بوده یا از خودش هم چیزهایی را اضافه کرده است. گاهی دیده شده که یک فرد چند نت را جا گذاشته و اگر نوشته شده فورته، او «پیانو» زده، خیلی تحقیق می‌کردم و بعد نقد می‌نوشتم. دو سالی این کار را کردم و در آخر رییس دانشگاه به من گفت که تو با وقت خود می‌توانی کارهای بهتری را انجام دهی و دیگر نقد را کنار گذاشتم.

از بچگی خود خاطره‌ای را که مربوط به گیتار و نواختن باشد برایمان می‌گویید؟

بچه که بودم نوازنده خانمی را در تلویزیون دیدم بعد به پدرم گفتم که خوب نمی‌نوازد، پدرم هم فوری گفت هر وقت که توانستی از این خانم بهتر بنوازی، اجازه انتقاد داری.

از میان استادان گیتار کلاسیک، کدامیک مورد علاقه شماست؟

لیلی افشار.

ضرورت چکاپ مردان و زنان پیش از شروع ورزش همگانی

رییس فدراسیون پزشکی ورزشی ایران ضمن هشدار نسبت به بروز سکته‌های قلبی در میان افراد میانسالی که بدون در نظر گرفتن ضروریات سلامت و انجام معاینات پزشکی اقدام به ورزش‌های همگانی چون کوهنوردی می‌کنند، گفت: تشکیل پرونده پزشکی در مردان بالای 30 سال و زنان بالای 40 سال پیش از شروع ورزش ضروری است.

دکتر لطفعلی پورکاظمی ، با اشاره به ضرورت انجام معاینات پزشکی پیش از آغاز ورزش در بعد همگانی، تاکید کرد: فرض کنید یک مرد 40 ساله، یک مرتبه تصمیم می‌گیرد به کوه برود که در دامنه کوه درد قلبی به سراغش می‌آید.

وی افزود: یا فرض کنید همین فرد تصمیم می‌گیرد ورزش صبحگاهی انجام دهد، بدون آنکه از قبل بداند فشار خون یا بیماری مادرزادی قلبی دارد. در تمامی این موارد این احتمال وجود دارد که فرد با سکته قلبی مواجه شده و جان خود را از دست بدهد.

پورکاظمی با بیان اینکه اما این موضوع با مرگ ناگهانی قلبی در ورزشکاران متفاوت است، اظهار کرد: مرگ ناگهانی قلبی به سه علت رخ می‌دهد. نخست ممکن است به دنبال گرفتگی عروق کرونر قلب، ورزشکار سکته کند و بمیرد. عامل دوم مربوط به زمانی است که فرد بر اثر اصابت ضربه به قفسه سینه دچار ایست قلبی شود و عامل سوم این است که فرد بدون هیچ‌گونه ضربه و برخوردی دچار درد قلبی شود، به کما برود و سپس زندگی‌اش خاتمه یابد.

رییس فدراسیون پزشکی ورزشی ایران با تاکید بر اینکه هر سه عامل فوق، قابل پیشگیری است، گفت: گرفتگی عروق کرونر با معاینات قلبی، کنترل فشار خون، چربی خون و با کمک نوار قلب قابل تشخیص است. ایست قلبی به علت اصابت ضربه به قفسه سینه نیز با استفاده ورزشکاران از لباس‌های محافظ معمولا قابل پیشگیری است.

وی در ادامه تاکید کرد: بروز مرگ ناگهانی بدون هیچ ضربه و برخورد هم که در اغلب موارد بیماری‌های قلبی مادرزادی عامل بروز آن است با معاینات قلبی از جمله تست اکوی قلب قابل تشخیص است.

پورکاظمی با بیان اینکه مردان بالای 30 سال و زنان بالای 40 سال حتما باید قبل از آغاز تمرینات روزمره ورزشی، به پزشک مراجعه کرده و پرونده پزشکی تشکیل دهند، گفت: درواقع لازم است فشار خون، چربی خون و قند خون، چک شود و سابقه خانوادگی مورد بررسی قرار بگیرد.

رییس فدراسیون پزشکی ورزشی ایران اضافه کرد: به عنوان مثال فردی که اعضای درجه یک خانواده وی در حدود 50 سالگی و بعد از آن سابقه سکته قلبی دارند، احتمال بروز ناراحتی‌های قلبی در آن‌ها بالاتر است.

وی تاکید کرد: اجرای طرح پزشک خانواده در این خصوص بسیار موثر است و می‌تواند نقش شایانی در پیشگیری از بروز بیماری‌ها ایفا کند.


آموزش ارتباط کلامی برای آقایان

برخی از آقایان با روش های مناسب ارتباط كلامی در منزل آشنایی كامل ندارند؛ با چند راهكار ساده برای بروز احساسات كلامی‌ در منزل آشنا شوید.

برخی از آقایان فكر می‌كنند وظیفه آنها در زندگی مشترك، كار كردن و پول آوردن به خانه است. اگر جزو این گروه هستید مطمئن باشید زندگی‌تان را در مسیر غلطی راهبری می‌كنید. واقعیت این است كه حتی پول دوست‌ترین زنان هم از اینكه شوهرانشان بیشتر از پول احساس خرج زندگی‌شان كنند بیشتر خوشحال می‌شوند.

البته شاید برخی مردان از آغاز به دلیل بلد نبودن این مهارت به دام كار زیاد افتاده باشند. شاید هم پرداخت اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم كردن رفاه برای خانواده، تامین آینده فرزندان، ارتقای شغلی و... بهانه ‌این آقایان برای فرار از زندگی به سمت كار باشد.

غایب‌ها

در هر حال باید بدانید كه شما با در پیش گرفتن این سبك زندگی، روز به روز از خانه، همسر و فرزندان خود، دور و دور‌تر می‌شوید، کم‌کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی با آنها فاصله می‌گیرید و خودتان می‌خواهید كه خانواده، شما را به عنوان یك منبع در‌آمد در نظر بگیرند.

این دسته از آقایان، مردان غایب نامیده می‌شوند. مردانی كه آنقدر خود را درگیر كار می‌كنند كه فرصت انتقال احساسات‌شان به خانواده را از دست می‌دهند و همین باعث می‌شود جایگاه آنها در خانه تغییر هویت بدهد.

خاموش‌ها

مردان دیگری را نیز می‌توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی، احساسی و ذهنی فاصله زیادی با همسران‌شان و فرزندانشان دارند. ما آنها را مردان خاموش می‌نامیم. آنها كسانی هستند كه بی‌احساس نیستند اما مهارت گفت‌وگو را نیاموخته‌اند و از همین رو مهارت بروز احساسات را ندارند.

حرف زدن و بروز احساسات به صورت كلامی ‌برای آنها از كندن یك كوه هم سخت‌تر است. این مردها معمولا برای فرار از مورد خطاب قرار گرفتن مشغول تعمیر لوازم منزل می‌شوند یا اینكه در حال تماشای تلویزیون یا پای كامپیوتر یا در حال خواندن روزنامه و كتاب هستند.

شاید جالب باشد اما گاهی این مردها شنونده‌های خوبی هم هستند اما آنها از مهارت‌های ارتباطی فقط بخش گوش دادن را یاد گرفته‌اند و در نتیجه مهارت‌های حسی را هم یاد نگرفته‌اند یا تمرین نکرده‌اند یا انگیزه‌ای برای انجام آن ندارند.

حالا اگر شما جزو هر كدام از این دو دسته هستید: مردان غایب یا مردان خاموش بهتر است بدانید برای همسران شما یك جمله عاشقانه، یك شاخه گل، حتی یك همدردی یا بیان چند جمله درباره روزی كه سپری كرده‌اید حكم طلا را دارد. ما برای شما چند راهكار ساده داریم تا كم‌كم به سمت خانواده برگردید و در داد و ستد احساساتی با خانواده سهمی‌ داشته باشید.

به خانه برمی‌گردیم

مردان غایب كه معمولا خانه را با خوابگاه اشتباه گرفته‌اند كافی است در قدم اول طوری برنامه‌ریزی كنند كه روزی یك ساعت زودتر به خانه بر‌گردند و حداقل روزی یك ساعت همراه با خانواده باشند.

در قدم اول لازم نیست كه خیلی حرف بزنید یا یك میزگرد خانوادگی را هدایت كنید. همین كه خانواده حضورتان را احساس كند كافی است.

در قدم دوم كه می‌تواند یكی، دو هفته بعد برداشته شود شما می‌توانید برای آخر هفته‌ها یك برنامه وی‍ژه برای خانواده تدارك ببینید.

پیشنهاد یك برنامه دسته‌جمعی یا اگر یك زندگی دو نفره دارید پیشنهاد یك پیك‌نیك دو نفره بسیار كارساز است. شما حتما نگاه متعجب افراد خانواده را احساس خواهید كرد.

در قدم بعدی اما بهتر است شما به جز كار كردن بیرون منزل مسئولیت‌هایی در داخل خانه را هم به عهده بگیرید. مثلا كمك كردن به درس‌های فرزندتان، درست كردن یك وعده از غذا یا كمك به همسرتان در تغییر چیدمان منزل اما یادتان باشد شما تازه به جمع خانواده وارد شده‌اید و هنوز تا یك مرد با احساس شدن فاصله دارید.

در قدم بعد كافی است از محل كار روزی یكی، دو بار به همسرتان زنگ بزنید و فقط حال او را بپرسید .اظهار دلتنگی یادتان نرود. خریدن شاخه گل و هدیه برای بچه‌ها و بیان كلمات ساده احساسی مثل اینكه تو برای من چقدر مهم هستی، دوست‌تان دارم و... هم شدیدا توصیه می‌شود. خب !مردان غایب ورود شما را به جمع خانواده خوش آمد می‌گوییم.

كار سخت مردان خاموش

مردان خاموش كار به مراتب دشوار‌تری را پیش‌رو دارند زیرا آنها عمیقا مردان بی‌احساسی نیستند اما سكوت‌شان به بی‌احساسی شما تعبیر می‌شود و طرف مقابل هم كاملا حق دارد این طور فكر كند.

اگر جزو این گروه آقایان هستید كافی است مهارت حرف زدن‌تان را تقویت كنید و كمی ‌به خود‌افشاگری روی بیاورید. البته برای شما كه عادت كرده‌اید با گفتن جملات كلی از زیر بار هر نوع مكالمه‌ای فرار كنید قرار حرف زدن و بروز احساسات‌تان مثل كندن كوه است.

در قدم اول بفهمید كه می‌توانید تغییر كنید و از الگوهای تربیتی و رفتاری گذشته ذهن خود را رها كنید. اینجا نقش همسران شما مهم‌تر است. همسران شما نقش اصلی ترغیب‌كننده را دارند. اما شاید آنها دیگر از سكوت شما حسابی كلافه شده باشند پس خودتان ابتكار عمل را به دست بگیرید.

از امروز در پاسخ به سوال‌ها هر قدر هم كلی باشد جواب دادن هر نوع جواب كلی ممنوع است. اگر همسرتان از شما پرسید امروز چطور بود گفتن كلمه‌هایی مثل خوب بود.بد نبود و... ممنوع است. حداقل چهار جمله در جواب چنین سوال‌هایی بگویید.

در قدم بعدی پیشقدم شوید و درباره روزی كه گذرانده‌اید حداقل 10 جمله بگویید. حالا كه حرف زدن اینقدر سخت است گل خریدن كه دیگر خیلی سخت نیست!

بسیاری از مردان خاموش كسانی هستند كه معمولا در مواجهه با مادران یا همسران‌شان بعد از گفتن دو یا سه جمله سرزنش شده‌اند و برای همین راه سكوت را ناخودآگاه برگزیده‌اند.

این نكته ساده را با همسرتان در میان بگذارید و از او بخواهید اگر تغییر شما را می‌خواهد دست از گفتن جملات سرزنش‌آمیز بردارد.

در نهایت هفته‌ای یك ساعت برای شروع با همسرتان قرار گفت‌وگو بگذارید. در این یك ساعت هر گله‌گذاری كه دارید به هم بگویید. گاهی همین گلایه‌ها مانع بروز احساسات می‌شود.